تبليغاتX
(..:: ثقلین ::..)
(..:: ثقلین ::..)
o اللهم عجل لولیک الفرج... اللهم عجل لولیک الفرج
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS

مهدويت و آخرالزمان
موضوع: دوشنبه 12 مرداد1388 8:51 قبل از ظهر

شكى نيست هر آغازى را انجام و هر شروعى را پايانى است جز ذات بى‏پايان خداوندى كه هم آغاز است و هم انجام. زمان نيز مانند تمام مخلوقات الاهى از اين قاعده مستثنا نيست. روزگارى بر دنيا سپرى شده كه ديباچه زندگى دنيايى به شمار مى‏آيد و زمانى نيز خواهد گذشت كه پان اين كتاب خواهد بود. برگه‏هاى پايانى كتاب زندگى انسان در زمين «آخرالزمان» خوانده مى‏شود. «آخرالزمان» اصطلاحى است كه در فرهنگ اغلب اديان بزرگ دنيا به چشم مى‏خورد و به ويژه در اديان ابراهيمى از برجستگى و اهميت خاص برخوردار است. اين اصطلاح معمولاً به روزگپايانى دنيا و رويدادهايى كه ممكن است در اين بخش از زندگى دنيوى به وقوع پيوندد گفته مى‏شود و اديان بزرگ درباره آن پيشگويى‏هايى كرده‏اند؛ براى مثال در «انجيل» چنين آمده ست:«... و اين را بدان كه اوقاتف صعب در زمان آخر خواهد رسيد* زيرا كه خواهند بود مردمف خدوست و زر پرست و مغرور و متكبر و كفر گو و نافرمان والدين و حق ناشناس و بى‏دين* و بى‏الفت و بى‏وفا و خبث كننده و بى‏پرهيز و بى‏حلم و با خوبان بى‏اعتنا* و خائن و كم حوصله و عبوس كننده و عيش را بر خدا ترجيح مى‏دهد.

قرآن مجيد نيز در آيات فراوان به دوران آخرالزمان اشاره كرده است. در معارف ارزشمند اسلامى اين اصطلاح در دومعناى كلى به كار رفته است:


1. مدت زمانى طولانى كه با ولادت پيامبر اسلام(ص) آغاز و با شروع رستاخيز بزرگ پايان مى‏يابد. از اين رو آن پيامبر الاهى را پيامبر آخرالزمان نيز ناميده‏اند.
2. مدت زمانى كه باولادت واپسين جانشين پيامبر اسلام(ص) حضرت مهدى(ع) آغاز مى‏شود، زمان غيبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قيامت به انجام مى‏رسد.

روايات اهل بيت(ع) نشان مى‏دهد:
الف) با سپرى شدن اين دوران بساط زندگى دنيوى برچيده مى‏شود و مرحله‏اى جديد در نظام آفرينش آغاز مى‏گردد
ب) آخرالزمان خود به دو مرحله كاملاً متفاوت تقسيم مى‏شود: دوران نخست كه انسان به مراحل پايانى انحطاط اخلاقى رسيده، فساد اخلاقى و ستم همه جوامع بشرى را فرا مى‏گيرد و واپسين اميدهاى بشرى به نااميدى مى‏گرايد؛ و دوران دوم كه عصر تحقق وعده‏هاى الاهى به پيامبو اولياى خدا است و با قيام مصلح جهانى آغاز مى‏شود.

كليات عقايد مربوط به آخرالزمان تقريباً از سوى همه فرقه‏هاى بزرگ اسلام پذيرفته شده است؛ ولى در خصوص وابستگى اين تحولات به ظهور مهدى موعود و نيز هويت مهدى موعود اختلاف نظر وجود دارد. شيعيان دوازده امامى حضرت مهدى(ع) و حكومت جهانى او را حسن ختام حيات بشر در ره زمين و او را همان موعود امت‏ها مى‏دانند. در نظر آنان، با ظهور حضرت مهدى(ع) برخى از ائمه و نيكان و صالحان و نيز بدان و تبهكاران تحت عنوان «رجعت» به دنيا باز مى‏گردند و زندگى دنيايى پايان مى‏يابد.
با گلگشتى در كلمات نورانى معصومان(ع) مى‏توان واژه‏هايى را كه بيانگر پيوند مهدويت و آخرالزمان است، يافت. اين واژه‏ها عبارت است از:

1. آخرالزمان (پايان زمان)

امام صادق(ع)، پيشواى ششم راستگويان، فرمود: «رسول گرامى اسلام(ص) به على(ع) فرمود: آيا تو را بشارت ندهم؟ آيا تو را خبر ندهم؟ عرض كرد: بله، يا رسول الله. آن حضرت فرمود: هم اينك جبرئيل نزد من بود و مرا خبر داد قائمى كه در آخرالزمان ظهور مى‏كند و زمين را پر ازعدل و داد مى‏سازد - همان گونه كه از ظلم و جور آكنده شده - از نسل تو و از فرزندان حسين(ع) است.»2
2. «لا تذهب الدنيا» (دنيا به پايان نرسد)
اين تعبير بيانگر حتمى بودن تحقق حوادثى است كه پس از آن ذكر مى‏شود. عبدالله بن مسعود مى‏گويد: رسول گرامى اسلام(ص) فرمود: «دنيا به پايان نرسد مگر اين كه امت مرا مردى رهبرى كند كه از اهل بيت من است و به او مهدى گفته مى‏شود.
و روشن است دنيا به پايان نمى‏رسد مگر اين كه بخش پايانى‏اش (آخرالزمان) را پشت سرگذارد.
3. «لا تقوم الساعة»(قيامت برپا نمى‏شود)
پيامبر گرامى اسلام(ص)فرمود: «قيامت برپا نمى‏شود تا اين كه قيام كننده‏اى به حق از خاندان ما قيام كند؛ و اين هنگامى است كه خداوند به او اجازه فرمايد؛ و هر كس از او پيروى كند، نجات يابد و هر كس از او سرپيچد، هلاك خواهد شد... .»4
4. «لا تنقضى الايام» (روزها منقضى نگردد)
رسول خدا(ص) فرمود: «روزها منقضى نگردد تا اين كه مردى از اهل بيت من بر زمين حكومت كند كه همنام من است.»5
5. «لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد»(اگر از دنيا بيش از يك روز باقى نماند)
اميرمؤمنان(ع) برفراز منبر در شهر كوفه چنين فرمود: «اگر از دنيا بيش از يك روز باقى نماند، خداوند آن روز را چنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندانم برانگيخته شود.»6
6. «عند انقطاع من الزمان»(در بخش پايانى زمان)
پيامبر اكرم(ص) فرمود: هنگام پايان زمان و آشكار شدن فتنه‏ها، مردى هست كه به او مهدى گفته مى‏شود و بخشش بسيار دارد.»7

نشانه‏هاى آخرالزمان‏
اين محدوده زمانى نشانه‏هايى دارد كه اصطلاحاً «علائم آخرالزمان» خوانده مى‏شود. علاوه بر اصطلاح رايج «علائم آخرالزمان» در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه ديگرى به نام «اشراط الساعه» وجود دارد. اين اصطلاح كه بيش‏تر نزد اهل سنت رايج است، به نشانه‏هاى وقوع قيامتصاص دارد؛ ولى رواياتى كه ذيل اين عنوان ذكر شده نشان مى‏دهد بسيارى از نشانه‏هاى آن چون نشانه‏هاى آخرالزمان است و مى‏توان بسيارى از نشانه‏هاى آخرالزمان را نشانه‏هاى قيامت دانست.
همان گونه كه اشاره شد آخرالزمان به دو بخش متفاوت تقسيم مى‏شود. بر اساس روايات، بخش اول بسيار دشوار خواهد بود. بخشى از مشخصه‏هاى اين عصر عبارت است از:

1. گريز از دين
پيامبر گرامى اسلام(ص) ويژگى‏هاى انسان‏هاى اين دوران را اين گونه برشمرده است:
«زمانى بر مردم خواهد آمد كه درهم‏هاى آن‏ها دينشان خواهد بود و همتشان شكم‏شان و قبله‏هاشان زنانشان. براى طلا و نقره ركوع و سجود به جاى مى‏آورند. آن‏ها همواره در حيرت و مستى خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلمانى‏اند و نه بر مسلك نصراني.

2. دنيا پرستى‏
رسول خدا فرمود:«زمانى بر امت من مى‏آيد كه در آن زمان درون‏هاى مردم پليد مى‏شود ولى ظواهرشان به طمع مال دنيا آراسته مى‏گردد؛ به آنچه در پيشگاه خداوند است دل نمى‏بندند؛ كارشان ريا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نيابد و خداوند آن‏ها را به عذابى فرچار سازد.
آن‏ها چون غريق خداوند را مى‏خوانند؛ ولى خداوند دعايشان را مستجاب نمى‏كند.»

3. آزمايش‏هاى بزرگ‏
يكى ديگر از ويژگى‏هاى دوران آخرالزمان امتحاناتى است كه انسان‏ها در اين دوران پشت سر مى‏گذارند. با اين آزمون‏ها، مردم به دو گروه تقسيم مى‏شوند: موفق‏ها و ناموفق ها پيامبر اكرم(ص)، وقتى از چهره‏هاى موفق اين دوران ياد مى‏كند، با شگفتى به على(ع) چنين مى‏فرمايد: «اى على، بدان شگفت آورترين مردم درايمان و بزرگ‏ترين آنان در يقين مردمى هستند كه درآخرالزمان [با آن‏] كه پيامبر خود را نديدند و از امام خود محجوبند، به نوشتهطى سياه بر صفحه‏اى سپيد است، ايمان مى‏آورند.»10

اميرمؤمنان على(ع) نيز درباره نجات يافتگان اين دوران مى‏فرمايد:«و آن زمانى است كه از فتنه‏ها نجات نمى‏يابد مگر مؤمنانى كه بى‏نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند؛ و اگر غايب گردند، كسى سراغ آن‏ها را نمى‏گيرد. آن‏ها براى سيركنندگان در شب ظلماه‏ها چراغ‏هاى هدايت و نشانه‏هاى روشنند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه‏انگيز. نه در پى اشاعه [فحشايند] و نه مردمى سفيه و لغو گو! اينانند كه خداوند درهاى رحمتش را به سوى‏شان باز مى‏كند و سختى‏ها و مشكلاتى را از آن‏ها برطرف مى‏سازد.

نويسنده: خدامراد سليميان
منبع: ماهنامه پرسمان تيرماه 82

  

پى‏نوشت:
1. كتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همدانى، نامه دوم پولس حوارى به تيموثيوس، باب سوم.
2. غيبت نعمانى، ابن ابى زينب، ص‏357.
3.كتاب الغيبة، شيخ طوسى، ص‏182، ح‏141.
4. عيون اخبار الرضا(ع)، شيخ صدوق، ج‏2، ص 59.
5. بشارة المصطفى لشيعه المرتضى، طبرى آملى، ص‏258.
6. كتاب الغيبة، ص‏46.
7. كشف الغمة، اربلى، ج‏3، ص‏260.
8. مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج‏11، ص‏379
9. كافى، شيخ كلينى، ج‏8، ص‏306.
10. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج‏4، ص‏366.
11. نهج البلاغه، خطبه 103.

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

فوتوريسم چيست؟
موضوع: دوشنبه 12 مرداد1388 8:37 قبل از ظهر
آرزوى پيروزى نهايى حق بر باطل، صلح بر جنگ، عدالت بر ظلم، برقرارى ارزشهاى انسانى و تشكيل مدينه فاضله يا «آرمانشهر» و به عبارت ديگر «فوتوريسم » در همه اديان زمينى و آسمانى با اختلاف اندكى وجود دارد و يكى از مشتركات تمامى اديان و مذاهب است. در همه اديان به آينده درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان نويد داده شده است. «فوتوريسم » يعنى اعتقاد به دوره آخر الزمان و انتظار ظهور منجى غيبى و مصلح بزرگ جهانى از مسايلى است كه در بحثهاى تئولوژيك تمام مذاهب و اديان درباره آن بحث و گفتگو شده است. همه اديان در آن مشتركند اما در مصداق آن اختلاف وجود دارد. سمت و سوى جهان بشريت على العموم رو به پيروزى عدالت و نجات قطعى انسانها و نابودى حتمى ظلم و ظالم مى رود و همين «انتظار» است كه عامل نيرو بخش و ايمان بخش به ستمديدگان است و باعث اميدوارى آنها به پيروزى مى شود. اين ايمان قطعى نه تنها آنها را بى مسؤوليت و منفى بار نمى آورد بلكه به آنان نيرو و قدرت و اطمينان به پيروزى مى دهد.

در كتاب «روش جوك » از كتب هندويان آمده است: «سرانجام دنيا به كسى برگردد كه خدا دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او «فرخنده و خجسته » باشد.» (1) هندوها مصلح را «مظهر ويشنو» به معناى مظهر دهم مى دانند و آورده اند: «اين مظهر ويشنو در انقضاى كلى يا عصر آهن سوار بر اسب سفيدى در حالى كه شمشير برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر مى شود و شريران را تماما هلاك مى سازد و خلقت را از نو تجديد و پاكى را جعت خواهد داد... اين مظهر دهم در انقضاى عالم ظهور خواهد كرد.» 21) در كتاب ديگرى به نام «باسك » كه از كتب هندوهاست آمده: «دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلى در آخرالزمان كه پيشواى فرشتگان و پريان و آدميان باشد و راستى حق با او باشد و آنچه در دريا و زمينها و كوه ها پنهان باشد همه را به دست آورد و از آسمان و زمين آنچه باشد خبر مى دهد و از او بزرگتر كسى به دنيا نيايد» (3) . «شاكمونى » پيغمبر هندوها در كتاب مذهبى خود مى گويد: «پادشاهى دولت دنيا به فرزند سيد خلايق دو جهان «كشن » بزرگوار تمام شود و او كسى باشد كه بر كوه هاى مشرق و مغرب دنيا حكم براند و بر ابرها سوار شود و دين خدا يك دين شود و دين خدا زنده گردد». (4)

در كتاب «دداتك » از كتب مقدس برهمائيان آمده است: «دست حق درآيد و جانشين آخر «ممتاطا» ظهور كند و مشرق و مغرب عالم را بگيرد همه جا و خلايق را هدايت كند.» (5)

جاماسب در كتاب «جاماسب نامه » از زرتشت نقل مى كند كه مى گويد: «مردى بيرون آيد از زمين تازيان... و بر آيين جد خويش با سپاه بسيار روى به ايران نهد و آبادانى كند و زمين را پر داد كند و سوشيانس «نجات دهنده بزرگ » دين را به جهان رواج دهد. فقر و تنگدستى را ريشه كن سازد. ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.» (6) در كتاب «زند» كتاب مذهبى زرتشتيان در اين باره آمده است: «لشكر اهريمنان با ايزدان دائم در روى خاكدان محاربه و كشمكش دارند و غالبا پيروزى با اهريمنان باشد... آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند... و بعد از پيروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست.» (7)

در «مزامير» داود چنين مى خوانيم: «... زيرا كه شريران منقطع خواهند شد، اما متوكلان به خداوند وارث زمين خواهند شد. هان! بعد از اندك زمانى شرير نخواهد بود. در مكانش تامل خواهى كرد و نخواهد بود. اما حكيمان (صالحان) وارث زمين خواهند شد... و ميراث آنها خواهد بود تا ابد الاباد... زيرا «متبركان خداوند» وارث زمين خواهند شد اما ملعونان وى منقطع خواهند شد. (8) »

در «تورات » آمده است: «و نهالى از تنه يسى (9) بيرون آمده، شاخه اى از ريشه هايش خواهد شكفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت... مسكينان را به عدالت داورى خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين براستى حكم خواهد كرد... گرگ با بره سكونت خواهد كرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير پروارى با هم، و طفل كوچك آنها را خواهد راند. و در تمامى كوه مقدس من، ضرر و فسادى نخواهند كرد زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد... (10) به منظور گرد آوردن طوايف بشر بر يك دين حق، سلاطين دول مختلفه را نابود كنم. آن وقت برگردانيم به قومها لب پاكيزه براى خواندن همه به نام خداى و عبادت كردن ايشان به يك روش.» (11)

در «انجيل » چنين مى خوانيم: «كمرهاى خود را بسته، چراغهاى خود را افروخته بداريد و شما مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مى كشند كه چه وقت از عروسى مراجعت كند. تا هر وقت آيد و در را بكوبد، بى درنگ براى او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاى ايشان چون آيد، ايشان را بيدار يابد... پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتى كه گمان نمى بريد پس ايشان مى آيد... (12) چون برق كه از مشرق بيرون مى آيد و تا مغرب ظاهر مى گردد. آمدن فرزند انسان نيز چنين خواهد بود... خواهند ديد فرزند انسان را بر ابرهاى آسمان كه مى آيد با قدرت و جلال عظيم... (13) و چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد با جميع ملائكه مقدسه بر كرسى بزرگى قرار خواهد گرفت...» (14)

در يكى از اناجيل مورد قبول مسيحيان پروتستان ضمن وصاياى مسيح، عليه السلام، به شمعون پطرس اين طور مى گويد: «اى شمعون خداى به من فرمود: ترا وصيت مى كنم به سيد انبيا كه بزرگ فرزندان آدم و پيغمبر امى عربى است و بيايد ساعتى كه فرج قوى گردد و نبوت بسيار شود و مانند سيل جهان را پر كند.» (15)

قرآن كريم با قاطعيت تمام از پيروزى نهايى دين حق بر تمامى اديان سخن گفته است:

«هو الذى ارسل رسوله و دين الحق ليظهره على الدين كله بالهدى و لوكره المشركون.» (16)

اوست آنكه پيمبرش را به رهبرى و كيش حق فرستاد تا بر كيشها همگى چيره گرداندش چه شرك ورزان ناخوش دارند. (17)

قرآن، وراثت زمين را براى بندگان صالح خداوند وعده داده است:

«و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون » (18)

و هر آينه در زبور پس ذكر نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته من ارث برند.

خداوند در قرآن، بر مستضعفان زمين منت مى گذارد و آنها را پيشوا و وارث قرار مى دهد:

«و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين.» (19)

و خواهيم منت نهيم بر آنانكه ناتوان شمرده شدند در زمين و آنان را پيشوايان وارث برندگان بگردانيمشان.

آيات 55 سوره نور، 128 اعراف، 54 مائده و نيز آيات ديگر در همين زمينه نشان مى دهد كه اين انديشه در قرآن به طور جدى و قوى حضور دارد.

اين انديشه به تفسير استاد شهيد آية الله مطهرى:

«بيش از هر چيز مشتمل بر عنصر خوش بينى نسبت به جريان نظام طبيعت و سير تكاملى تاريخ و اطمينان به آينده و طرد عنصر بدبينى نسبت به پايان كار بشر است.» (20)

اميد و آرزو به تحقق اين نويد و پايان خوش براى جهان در زبان روايات اسلامى «انتظار فرج » ناميده شده است.


پى نوشتها:

1. روزنامه همشهرى، ويژه ميلاد حضرت مهدى، عليه السلام،16 دى 1374.

2. اوپانيشاد، ص 737.

3. روزنامه همشهرى،16 دى 1374.

4. همان،26 دى 1373، به نقل از مصلح جهانى، سيد هادى خسروشاهى.

5. همان،16 دى 1374.

6. جاماسب نامه، ص 121.

7. روزنامه همشهرى،26 دى 1373، به نقل از مصلح جهانى.

8. عهد عتيق، كتاب مزامير، مزمور37.

9. يسى، به معناى قوى ، نام پدر حضرت داود، عليه السلام، ر. ك: قاموس مقدس، ص 951.

10. تورات، اشعياى نبى، فصل 11.

11. تورات، صفياى نبى، فصل 3.

12. انجيل لوقا، فصل 12.

13. انجيل متى، فصل 24.

14. همان، فصل 25.

15. روزنامه همشهرى،26 دى 1373، به نقل از: خسزوشاهى، سيدهادى، مصلح جهانى.

16. سوره صف(61) آيه 9، همچنين ر. ك: سوره توبه(9) آيه 33 و سوره فتح(48) آيه 28.

17. تمامى ترجمه هاى آيات با استفاده از ترجمه مرحوم سيد كاظم معزى است.

18. سوره انبياء(21) آيه 105.

19. سوره قصص(28) آيه 5.

20. ر. ك: مطهرى، مرتضى، قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفه تاريخ، ص 6.

 

ماهنامه موعود شماره 10-11

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

این داستان ادامه دارد...
موضوع: یکشنبه 4 مرداد1388 8:18 قبل از ظهر
در شرایطی که ساعاتی از پذیرش استعفای اسفندیار رحیم مشایی معاون اول احمدی‏نژاد در دولت دهم می‏گذرد، جانشین وی و همچنین پست بعدی رحیم مشایی مشخص شد.

 پس از پایان ماجرای دامنه‏دار استعفای اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاون اولی رئیس‏جمهور، وی به عنوان مشاور عالی و رئیس دفتر رئیس‏جمهور منصوب شد. در حکم احمدی‏نژاد به مشایی آمده است:

"برادر گرامي جناب آقاي مهندس اسفنديار رحيم مشايي

سلام عليكم

انقلاب اسلامي استمرار راه رسول گرامي اسلام(ص) و فرزندان برومندش، ائمه طاهرين(ع) و خط سرخ ولايت است. انقلابي بودن، يعني داشتن آمادگي ايثار جان و مال و در اوج آن آبرو براي آرمانهاي بلند الهي و انساني، و همين رمز ماندگاري اين راه پرعزت و افتخار است. دوران جديد دوران شكوفايي عدالت و عشق و ايثار، و سربلندي هر چه بيشتر عاشقان ايثارگر است.

در آستانه ميلاد اسوه ايثار و شهادت حضرت امام حسين(ع) و ياران باوفايش و ضمن تقدير فراوان از همه خدمات ارزشمند گذشته، جنابعالي را كه انساني مؤمن و فداكار و مورد اطمينان كامل هستيد به سمت «مشاور و رئيس دفتر رييس‌جمهوري» انتخاب مي‌نمايم.

اميدوارم با همراهي همه همكاران و با توكل بر خدا و توسل به حضرت مولا صاحب الامر(عج) همچون گذشته در تلاش براي خدمتگزاري به ملت بزرگ و نظام ولايي جمهوري اسلامي موفق و سربلند باشيد.

محمود احمدي نژاد"
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

سوالي از رئيس جمهور...
موضوع: شنبه 3 مرداد1388 11:1 قبل از ظهر
ظاهرا دولت ميان «دستور» رهبر انقلاب و «انتشار دستور» رهبر انقلاب تمايز مي گذارد و تا عدم اعلام علني دستور رهبر انقلاب، هيچ واكنشي از سوي دولت رخ نداده است و لذا بايد رييس جمهور از اين نظر مورد سئوال واقع شود كه چرا از 27 تير تا دوم مرداد هيچ عملي در اطاعت از رهبري انجام نداده است؟

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

انتشار اطلاعیه مشایی پس از هفت روز از نامه رهبری...
موضوع: شنبه 3 مرداد1388 10:54 قبل از ظهر
رهبر معظم انقلاب اسلامی طی نامه‌ای لغو حكم معاون اولی آقای اسفنديار رحيم مشايی را خواستار شدند.
به گزارش الف متن نامه حضرت آيت‌الله خامنه‌ای خطاب به رئيس جمهور به اين شرح است:

بسمه تعالی
جناب آقای دكتر احمدی نژاد، رياست محترم جمهوری اسلامی ايران
با سلام و تهيت
انتصاب جناب آقای اسفنديار رحيم مشايی به معاونت رئيس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی ميان علاقمندان به شما است.
لازم است انتصاب مذبور ملغی و كان لم يكن اعلام گردد.
سيدعلی خامنه‌ای
27 تير 1388
 
در پی انتشار عمومی نامه مقام معظم رهبری به رئیس‌جمهور در خصوص ضرورت برکناری آقای مشایی از معاون اولی رئیس جمهور اسفندیار رحیم مشایی از این پست کناره‌گیری کرد.
 متن اطلاعیه کناره‌ گیری اسفندیار رحیم  مشایی از سمت معاونت اولی ریاست جمهوری به این شرح است: اینجانب بعد از دستور مقام معظم رهبری خود را معاون اول رئیس جمهور نمی‌ دانم و به عنوان یک سرباز ولایی در هر کجا که بتوانم به مردم عزیز کشور خدمت خواهم کرد.
 
انتشار اطلاعیه مشایی پس از هفت روز از نامه رهبری، در حالی صورت می‌گیرد که تاکنون رییس‌جمهور پاسخی به نامه رهبر انقلاب نداده است.

گفتنی‌ست، آقای احمدی‌نژاد روز شنبه، بیست و هفتم تیرماه، نامه رهبری را دریافت کرد. همان‌روز و روز یکشنبه اقدامی در جهت برکناری مشایی انجام نداد. روز دوشنبه برای لغو حکم تلاش کرد اما موفق نشد و در عوض روز سه‌شنبه طی مصاحبه‌ای تلویزیونی که صداوسیما از پخش آن خودداری کرد و روز چهارشنبه در مراسم تودیع مشایی به شدت از وی تقدیر کرد و روزهای پنج‌شنبه و جمعه را نیز به سکوت گذراند. جمعه شب متن حکم رهبری برای اطلاع عموم منتشر شد و متعاقب آن رسانه‌ها متن استعفای مشایی را منتشر کردند.
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

اقای رئیس جمهور ایا رهبری اقای مشایی را نمی شناسد؟
موضوع: جمعه 2 مرداد1388 11:21 قبل از ظهر
قسمتی از سخنرانی اقای احمدی نژاد در مراسم تودیع اقای مشایی...

رئيس جمهور با تشکرويژه از اسفنديار رحيم مشايي گفت:يکي از افتخارات من در زندگي و يکي از نعمتهايي که خدا به من داده آشنايي با اين برادر پاک است.

احمدي نژاد افزود:ايشان مانند يک چشمه زلال است و يک ذره غش ندارد و هماني است که نشان مي دهد.

وي افزود: آقاي مشايي علي‌الظاهر از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري جدا مي‌شود و من مطمئنم كه هيچ‌گاه وي از اين سازمان جدا نمي‌شود و كمك مي‌كند انديشه ناب انساني و انسان‌ساز در عرصه‌ي وسيع‌تر در يك افق بالاتر منتشر شود.

احمدي‌نژاد ادامه داد: برخي به من مي‌گويند چرا اين‌قدر نسبت به ايشان اهتمام و علاقه داريد، من در جواب گفتم به هزار دليل. يكي از دلايل آن اين است كه وقتي با ايشان مي‌نشينيد و گفت‌وگو مي‌كنيد، گويي با خود نشسته‌ايد؛ فاصله‌اي نيست و يك آيينه شفاف است.

وي با اشاره به خدمات رحيم مشايي افزود: متاسفانه برخي ايشان را نمي‌شناسند، متاسفانه.

احمدي‌نژاد با بيان اين‌كه « آقاي مشايي يك انسان هدفدار است» گفت: من تا كنون نديده‌ام ايشان يك لحظه از وقت‌شان را همين جور بگذارند؛ هر موقع ديدم، ايشان مشغول يك كار مثبت و سازنده بودند و ان‌شاءالله فرصتي شود كه من برداشت و احساس خود را نسبت به ايشان بيان كنم، كه يك برنامه‌ مستقل مي‌خواهد.

وي با بيان اينکه بيان احساس من درباره مشايي نياز به يک برنامه جداگانه دارد افزود:من از مشايي به دليل پذيرش حضور در دولت تشکر مي کنم.

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |


hrvizheh.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati