|
|
ورود جنگ به روز شانزدهم و سردرگمی رژیم صهیونیستی
سرویس بینالملل تابناک ـ با گذشت پانزده روز از آغاز حمله رژیم صهیونیستی به غزه و عدم دستیابی این رژیم به اهداف از پیش تعیینشدهاش، سران این رژیم دچار سردرگمی استراتژیک و ترس از تکرار تجربه جنگ 33 روزه با حزب الله شدهاند.
ادامه مطلب نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | کاریکاتورهای جنایات غزه !!! نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | شرط زنده ماندن آنچه از نظر و محضرتان مي گذرد گزيده اي از سخنراني "امام موسى صدر" است که در مؤسسه دارالتبليغ اسلامى قم در حضور علمايي چون شهيد مطهري و شيخ مرتضي حايري ايراد کرده اند.
بسم اللَّه الرحمن الرحيم الرحمن، علّم القرآن، خلق الانسان، علّمه البيان، الشمس و القمر بحسبان، و النجم و الشجر يسجدان، و السماء رفعها و وضع الميزان، ألّا تطغوا فى الميزان. (رحمن، آيات 8-1)
نظم و انظباط؛ شرط زنده ماندن آيهاي را که در ابتداى سخنانم از سوره الرحمن قرائت کردم، مورد توجه قرار مى دهم: و السماء رفعها و وضع الميزان. از اين آيه چه چيزى به نظر آقايان مىرسد؟ خداوند در مقام بيان نعمتهاى خود، پس از ذکر چند نمونه، مىفرمايد که «آسمان را برافراشت». بعد مىفرمايد «و ترازو گذاشت»؛ و السماء رفعها و وضع الميزان... شايد معنايش اينطور باشد که بنده مىفهمم، که منظور از وضع الميزان اين است که جهانى که خدا خلق کرده، و آسمانى که برافراشته، بر اساسى منظم، دقيق و حساب شده بوده است. يعنى خدا اين جهان آفرينش را بر اساس حسابى دقيق، که با ترازو سنجيده شده، خلق کرده است. عالم منظم است؛ به خصوص که قبل از آن به آيه الشمس و القمر بحسبان نيز اشاره شده است. يعنى خورشيد و ماه پديده هايى حساب شده هستند. منظور آن است که در اين آيه اعلان شده است که ايّها الناس، اين عالم بزرگى که ما در آن زندگى مى کنيم، با نهايت دقت و نظم و انضباط برقرار شده است. يعنى نظم و انضباط بر جهان حکومت مى کند.
خوب، چرا خدا اين حرف را به ما مىزند؟ ألّا تطغوا فى الميزان. براى اينکه ما هم اگر بخواهيم فرزند اين دنيا باشيم، اگر بخواهيم زنده باشيم، اگر بخواهيم فعاليت و تلاشمان به ثمر برسد، و اگر دوستدار خلوديم، بايد منظم کار کنيم. بَلبَشو و بىنظمى، جز فنا در اين دنيا، نتيجهاى ندارد، زيرا دنيايى است که همه چيزش منظم است. ما هم اگر منظم باشيم، به ثمر مىرسيم و اگر بخواهيم به ثمر برسيم و از عمرمان نتيجه بگيريم، بايد منظم باشيم. اين اصل به ما ياد مىدهد که در همه چيزمان، در زندگىِ داخليمان، در زندگىِ ماليمان، در وضعِ درس خواندنمان، در روش تبليغاتمان و در هر چيزى که در ادارهي آن سهيم هستيم، بايد منظم باشيم. اگر منظم نباشيم، نابود و بىاثر خواهيم شد؛ درست مانند کسى که در شهرى با هواى استوايى و گرم بخواهد لباس پشمى به تن کند و براى گرما آماده نباشد، يا کسى که در زمستان بخواهد لباسى نازک بپوشد، يا کسى که برخلاف جريان آب بخواهد شنا کند. چنين آدمى البته نمىتواند موفق شود. دنيا بر اساس حق و عدل و انضباط و نظم استوار است. اگر کسى بخواهد بىنظمى کند، در اين دنيا به نتيجه نمىرسد. و هيچ ترديدى در آن نيست. اين مطلب از آيات بسيارى استنباط مى شود. شايد دهها آيه به خصوص اين مسئله را به انسان تذکر مىدهد، که اين عالم منظم است، دقيق است، حساب دارد؛ بادش، هوايش، آفتابش، بارانش، موج دريايش، بادهاى موسمى اش، شب و روزش، کوتاه و بلند شدن روز و شبش، همه و همه روى حساب است. اى انسان، تو هم، اگر مىخواهى موفق شوى، و اگر مىخواهى در اين جهان از عمرت بهره ببرى و به نتيجه برسى، بايد با جهانِ آفرينش همآهنگ باشى و منظم شوى. اين سخنِ قرآن است. حال اگر کسى گفته است که بىنظمى بهتر از نظم است، به نظر بنده خلافِ آن چيزى است که ما از قرآن مى فهميم.
دنياى امروز دنياى تشکيلات است... روزگارى، در صدها سال پيش از اين، همه چيز در دنيا به صورت فردى بود. دولتش ديکتاتورى بود، استبداد بود، فردى بود؛ تجارتش بر اساس معاملات فردى بود؛ دخل و خرجش را هر کس خود تنظيم مىکرد؛ همه چيز در دنيا صورت فردى داشت: زراعتش، تجارتش، درس خواندنش، دولتش، سياستش، روزنامهاش و همه چيز به شکل فردى بود. در آن زمان، اگر ما، يعنى قواى دينى و راهنمايان اخلاقىِ بشر، به صورت فردى فعاليت مىکرديم، تا حدودى معقول و موجّه بود. عيبى نداشت. براى اينکه ما هم همآهنگ با همه بوديم. يکى در مقابل يکى. آنها تنها بودند، ما هم تنها بوديم. اما امروز همه چيز به صورت دسته جمعى و سازمان يافته درآمده است: دولتها تشکّلها و سازمانها دارند؛ تجارت به صورت شرکتهاى وسيع و محيّر العقول درآمده؛ تبليغاتْ مؤسساتِ وسيعى دارد؛ مطبوعاتْ مشى واحد اتخاذ کردهاند؛ سياستمدارانْ احزاب را به وجود آوردهاند؛ فلاحت و کشاورزى مکانيزه شده و در قالب شرکتها درآمده است. در اين دنياى سازمانى، اگر ما باز بخواهيم تکرَوى کنيم، به نظر من، نهايتِ سادگى است. ما اگر امروز عملِ دسته جمعى نداشته باشيم؛ کلاهمان پسِ معرکه است. که هست! براى اينکه همه چيز منظم و تشکيلاتى و سازمانى است. شما جايى نشان دهيد که تنها پيش بروند، بىسازمان راه بروند، بىتشکيلات پيش بروند، يا تکروى کنند. نمى توانيد پيدا کنيد. حالا اگر اين دو مطلب را پذيرفتيد که چه بهتر. اگر هم نپذيرفتيد، به پنجاه سال پيش تا حالا مىماند که همه مان خُرد شديم، له شديم، قوايمان تلف شد، هرکس به راه خودش رفت، هر کس با ديگرى تضارب و تزاحم داشت و مشکلات بي شمارى پيش آمد. نتيجه هم اين شد که ديگران هزاران فرسنگ از ما پيش افتاده و رفتهاند، اما ما هنوز همين جا هستيم و باز هم مىمانيم. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | غزه یک «یاحسین» کم دارد!
محرم امسال قرین غمهای غزه گشته است و من سخت حیرانم. اشکها و نالههای کودکان آن سامان بیسامان مرا به یاد خردسالان ابردل کربلا میاندازد. اما در شگفتم که چرا پس از گذشت بیش از نیم قرن هنوز طنین نالههای فلسطین، اندام دژخیمان را خرد نکرده است؟ چرا اشکهای فلسطین سیل نمیشود؟ و چرا فریادهای آن شرری ندارد تا دشمن را به آتش کشد، آنگونه که در کربلا، هزار سال پیش اتفاق افتاد و در هزار کربلای دیگر در این هزار سال. شاید آن سوز را باید مادران آن دیار در گلوی كودكان خویش میپروراندند كه سردی این آهها موروثی است. این قطرههای اشک، همه عقیماند. و آن شور که در ذات این فریادهای بیثمر نیست این روزها چه ملموستر است. روزهایی که نسیمی از کربلا برخاسته. آری درست فهمیدهای، آن شور و سوز و اثر، «حسین علیه السلام» است. و چه خوب گفته آنکه گفته: نمک دین حسین است. «حسین» تمنای حنجره فلسطین است. كودكان فلسطین باید همه، مهر حسین با شیر از مادر بگیرند! تا كربلای آنان نیز آبستن عاشورای پیروزی گردد. حسین ولی خدا بود که عزتش را به هیچ نباخت و آزادانه ایستاد و آزادگی را آموخت. حسین به نالهها سوز داد که هر گاه بر تارک بُتی نشینید، آن را تا ریشه بسوزاند. این سوز را در لبنان همه دیدند که در سی روز به ثمر نشت. مگر نه این که حسین کشتی نجات است؟ «اِنَّ الحُسین مِصباحُ الهُدی وَ سَفینَةُ النَجاةِ»، مردم فلسطین باید این را بدانند که برای نجات از این طوفان باید به سوی حسین آیند. و این روزها این سفینه چه دست یافتنیتر است.اگر خوب گوش کنی ندای «هَل مِن ناصر...» حسین علیه السلام را خواهی شنید. کافی است کام بر یاحسین برگشایی. و این همان چیزی است که غزه آن را کم دارد. آری غزه یك «یا حسین» كم دارد. «اِنَّ لِقتل الحُسَینِ حرارةً فِی قُلوبِ المُؤمِنین لَن تُبرَدُ اَبَداً» شور حسینی هیچگاه در دل مردان با ایمان سرد نمیشود. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | پیام مقام معظم رهبری و سید حسن نصرالله در مورد غزه...
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي درباره مصيبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه به دست صهيونيست هاي جنايتکار ضمن محکوم کردن شديد همدستي ننگين دولت جنايتکار بوش با صهيونيست ها سکوت و بي اعتنايي سازمان هاي جهاني و برخي دولت هاي عربي را زمينه ساز اين جنايات خواندند و با اعلام روز دوشنبه را به عنوان عزاي عمومي همه مجاهدان فلسطيني ملت هاي مسلمان و آزاديخواه علما روشنفکران و رسانه هاي جهان اسلام را به اداي مسئوليت بسيار سنگين خود در مقابله با جنايات صهيونيزم خونخوار فراخواندند.
دبير کل حزب الله لبنان خطاب به فلسطينيان گفت : بايد متحد شويد ، کساني که حملات صهيونيست ها را ضد حماس مي دانند اشتباه مي کنند اين جنگ ضد ملت فلسطين و حقوق اين ملت است. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | و باز هم غزه.... تعداد شهداي غزه به 195 تن رسيد براساس آخرين گزارش هاي دريافتي تعداد شهداي حملات رژيم اشغالگر قدس به مردم بي دفاع اين منطقه به دستکم 195 تن رسيد.
دنیای اسلام سکوت چرا؟ نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | مباهله...
چندی است که در جزیرة العرب، آفتاب اسلام از پس ابرهای تیره و ظلمتزای شرک و الحاد تابیدن گرفته است؛ اما هنوز تکه ابرهایی سنگین به رنگ جهالت مانع تابش این خورشید همیشه فروزان است. نجران؛ این تنها منطقه مسیحی نشین حجاز، اکنون مدتی است که به آیین مسیحیت گرویده است. اما محمد(ص) که ماموراست ندای حقانیت اسلام را به گوش همگان برساند؛ این گمراهی آشکار را بر نمی تابد. از این رو نامه ای برای اسقف مسیحیان می نگارد و آن را به همراه پیکی به سوی نجران روانه می سازد تا عیسویان نجران را به آیین اسلام فرا خواند. ساعتی بعد نماینده ای از مدینه، نامه سربه مهر رسول خدا(ص) را به "ابوحارثه"، اسقف بزرگ نجران ومخاطب نامه پیامبر(ص)، تسلیم می کند، ابوحارثه مهر از سر نامه برگرفته و به دقت می خواند و برای لحظاتی به فکر فرو می رود. آنگاه فرمان می دهد تا "شرحبیل" را که به درایت و کاردانی شهره شهر است، به همراه تنی چند از بزرگان دیگر فرا خوانند تا در این باره چاره ای بیندیشند. حاصل این نشست که ساعتی چند به طول انجامید این است که هیأتی متشکل از 60 تن، برای تحقیق بیشتر به مدینه رفته خود حقیقت امر را مستقیما جویا شوند. خورشید هنوز به نیمه آسمان نرسیده بود که نجرانیان با لباسهایی مشکی بر تن، صلیبهایی آویخته بر گردن، کلاههای جواهر نشان نهاده بر سر، زنارهایی طلاکوب بسته بر کمر از دروازه شهر مدینه داخل شدند. سرپرست کاروان نشانی خانه پیامبر را جویا شد؛ به او گفتند اوهم اکنون در مسجد است. هنوز به مسجد در نیامده بودند، که سرها تمام به سوی آنها چرخید و نگاهها به این کاروان ختم شد. پیامبراما با کمترین اعتنایی ازکنار ایشان گذشت. تا به حال کسی سراغ نداشت که پیامبر رحمت و مودّت از کسی چنین روی بگرداند. عاقبت مثل همیشه این علی بود که راز این معما را گشود. - ای مسیحیان تا زمانی که تجملات و تشریفات خود را فرو نگذارید به حضور حضرتش بار نخواهید یافت بروید لباسهایتان را برکنید، طلاجات خود را فرو نهید و با ظاهری ساده و بی آلایش برگردید. این برخورد پیامبر(ص)اگرچه ظاهری شکننده و قهر آلود داشت اما همین تلنگر کوچک کافی بود تا مسیحیان نجران را به یاد ساده زیستی عیسای مسیح علیه السلام اندازد هر چند از غفلت خود شرمسار شوند. باری، کاروان نجران برای بار دوم و باظاهری پیراسته از پیرایه ها به حضور پیامبر اکرم(ص) شرفیاب شدند. این بار پیامبر(ص) به گرمی به استقبالشان شتافت و به انواع مکرمتها آنها را نواخت. "ابوحارثه" به عنوان سرپرست هیأت همراه به آرامی سخن آغاز کرد: - نامه حضرتعالی را خواندیم و مشتاقانه آمده ایم تا با شما به گفتگو بنشینیم. - آری آن نامه را من برای شما و سران حکومتهای دیگر نیز فرستاده ام و از همه جز یک چیز نخواسته ام اینکه: دست از شرک و الحاد بردارید، به فرمان خدای متعال گردن نهید و به آیین مهر و یکتاپرستی اسلام درآیید. - اگر منظورتان از گرویدن به آیین اسلام، تنها ایمان به خداست باید اقرار کنیم که ما پیش از اینها نیز به خدا ایمان داشته ایم. اگر شما براستی به خدا ایمان دارید پس چرا مسیح را خدای خود می انگارید و چرا از خوردن گوشت خوک امساک نمی کنید. - ما بر این پرستش حجت بسیار داریم؛ مسیح مردگان را حیات، کوران را شفا، و پیسان را دوا بخشید. - آنچه از معجزات مسیح علیه السلام برشمردید درست است اما همه اینها را خدای یکتا به او ارزانی داشته است پس شایسته است که خدای مسیح را بپرستید نه خود او را. اسقف با شنیدن این پاسخ لحظه ای سکوت کرد. کسی دیگر از میان جمع مسیحیان که گویا شرحبیل دانشمند بود، سکوت اسقف اعظم را شکست: - مسیح فرزند خداست چرا که مریم، مادرش، بی آنکه با کسی نکاح کند، وی را به دنیا آورد. اما این بار پیک حق از سوی خدا این پاسخ را در گوش پیامبر (ص) زمزمه کرد که: مَثَل عیسی نزد خداوند همچون آدم است؛ که او را (بی آنکه پدر و مادری داشته باشد) از خاک آفرید.(1) ناگهان سکوتی سرد و سنگین فضا را پر کرد، همه، چشم به دهان اسقف اعظم دوخته اند و او چشم به دهان شرحبیل و شرحبیل ساکت و خاموش و سر به زیر افکنده. سرانجام برای فرار از این سکوت رسواکننده بهانه آوردند که این سخنان ما را اقناع نمی سازد پس بهتر است قراری برای "مباهله" و راستی آزمایی بگذاریم و با تضرع و زاری از خدای خود بخواهیم تا دعوی راستگویان را اجابت کند و کذب دروغگویان را بر آفتاب افکند. آنها که گمان می برددند پیامبر(ص) از این پیشنهاد سر باز خواهد زد شگفتیشان دو چندان شد وقتی شنیدند: ای مسیحیان! بیایید تا پسران، زنان و نفوس خویش را فراخوانیم؛ آنگاه مباهله کنیم و لعن الهی را برای دروغگویان خواستار شویم.(2) قرار بر این گذاشتند تا صبح فردای آن روز پس از طلوع آفتاب در صحرایی بیرون از شهر(ضلع شرقی مدینه) همدیگر را ببینند. خبر به سرعت در شهر پیچید و مردم ساعتها پیش از شروع مراسم "مباهله" در وعدگاه حاضر بودند. نمایندگان نجران با خود می گفتند: "اگر امروز محمد(ص) با سران و سربازان خویش به میدان مباهله آمد، گواه عدم حقانیت وی و چنانچه با کسان و نزدیکان خویش حضور یافت نشان آن است که وی در ادعای خود صادق و بی پرواست. چشمها به دروازه شهر دوخته شده بود؛ در دوردست سایه مبهم عده ای اندک دیده می شد که بهت و حیرت حاضران را افزونتر می کرد. تصویر آنچه دیده می شد باورنکردنی بود؛ پیشتر و جلوتر از همه، پیامبر خدا، با یک دست حسین را درآغوش داشت و دست دیگرش در دست حسن بود، دخت یگانه اش در پشت سر و دامادش علی(علیهم السلام) عقبتر از همه. ناگهان همهمه و ولوله ای در میان صحرا پیچید؛ یکی می گفت: پیامبر را ببینید عزیزترین کسانش را باخود آورده است. دیگری می گفت: حتما به راه خود ایمان دارد که چنین بی مهابا کسان خویش را با خود همراه ساخته است. بزرگ مسیحیان گفت:وای بر ما! اگر او دست به دعا بردارد هر آینه صحرا را به قهر آتش الهی خواهد سوزاند. دیگری گفت: پس چاره چیست؟ پاسخ شنید: با وی مصالحه می کنیم و از او می خواهیم تا به گرفتن جزیه از ما راضی باشد وچنین کردند. آری! مباهله، این دومین معجزه ماندگار پیامبر اسلام همچنان بر بستر تاریخ، منکران و معاندان روزگار را به همآوردی فرا می خواند، مباهله، زنده ترین سند نبوت، روشنترین گواه امامت(3) و سنت همیشه جاری اسلام است؛ آنجا که شمشیربرهان برنده نیست وحتی نمی توان با جدال احسن خصم را خلع سلاح کرد، باید به سلاح "مباهله" تجهیز شد تا به مدد آن حق از باطل و آب از سراب باز شناخته شود.
1- آل عمران/59 2- همان/61 3- مفسران شیعه و سنی در تفسیر آیه 61 از سوره مبارکه آل عمران اتفاق نظر دارند که حضرت علی علیه السلام نفس نفیس پیامبر اکرم است و لذا تنها کسی است که شایسته مقام جانشینی وخلافت پس از اوست.
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | بمب گوگلی غزه...
شمارش معکوس برای انفجار بمب گوگلی
آدرس سایت : http://www.gaza.ir نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | برای غزه... بسم الله الرحمن الرحیم غزه، شهری در کشور فلسطین با بیش از 1.5 میلیون نفر جمعیت مدت هاست که به محاصره نیروها رژیم غاصب صهیونیستی در آمده است. ملت مظلوم و ستمدیده غزه این روزها در بدترین شرایط به سر می برند و از امکانات اولیه زندگی محرومند. به کدامین دلیل؟ چرا رژیم صهیونیستی مانع از ورود ضروریات زندگی به نوار غزه می شود؟ فقط به خاطر این که مردم غزه از حماس رای دادند و حمایت می کنند؟ مردم فلسطین حدود دو سال پیش و در انتخاباتی دموکراتیک که مجری آن دولت های غربی و تشکیلات خودگردان فلسطین بودند، حماس را به عنوان گروه حاکم بر کشور خود برگزیدند. آیا این خطای بزرگیست؟ در نوار غزه بزرگترین فاجعه انسانی چند دهه اخیر در حال رقم خوردن است و مجامع بین المللی در سکوت و خفگی کامل به سر می برند.
به سازمان های بین المللی :
شمایی که همواره حتی برای کوچکترین حرفی که در مورد جعل و دروغ پردازی تاریخ توسط رژیم صهیونیستی به میان می آید قطعنامه صادر می کنید و اجازه نمی دهید که حتی کاری علمی در مورد نحوه شکل گیری رژیم صهیونیستی صورت گیرد. شمایی که همواره در مورد کوچکترین مسائل داخلی کشورهای مستقل همانند سوریه و لبنان و ایران و افغانستان و... به صدور بیانیه و قطعنامه دست می زنید!شمایی که همواره دم از حقوق بشر ولزوم رعایت حقوق انسان ها می زنید! آیا زمان آن نرسیده است که چشمان خود را باز کنید و واقعیات را ببنید! آیا ندیده اید گلوله ای را که در شکم نوزاد شیرخواره فرو رفته است؟ به راستی که «به کدامین گناه کشته شدند»؟ آیا اشک های زنان و کودکان مظلوم فلسطینی را در غزه نمی بینید که چگونه در فراغ پدر و شوهران و برداران و خواهران و مادران خود شیون سر می دهند و زاری می کنند؟ این را بدانید که عملکرد شما در حافظه تاریخی ملت ها ثبت خواهد شد و دیری نخواهد پایید که به سبب همین عملکرد جانبدارانه و یکسویه خود، فروپاشیده خواهید شد و نظامی جدید بر سازمان های بین المللی حاکم خواهد شد. نظامی مبتنی بر عدالت و رعایت حقوق انسان ها. چیزی که شما هیچ وقت حتی بویی از آن نبرده بودید! به دولت های عربی : شما را چه شده است؟ شما که همواره فریاد ملت های عرب و اتحاد ملل عربتان گوش عالم را کر کرده است! چرا در مقابل این جنایات سخیف و ددمنشانه صهیونیست ها سکوت کرده اید؟ آیا مردم فلسطین و مسلمانان غزه هم نژاد و هم دین و هم جنس شما نیستند؟ آیا غیر از این است که حماس را خود مردم فلسطین برگزیدند؟ پس چرا برخی از شما دولت های عربی، همراه با کشورهای ظالمِ و زیاده خواه غربی، دست به تحریم حماس زدند و حتی در خفا و پشت پرده از محاصره غزه حمایت می کنند؟ به راستی کی می خواهید بیدار شوید؟ کی می خواهید از آلت دست بودن استکبار بیرون آیید؟ این را بدانید که موج بیداری اسلامی امروز در سرتاسر عالم در حال شکل گیریست و اگر شما خود را اصلاح نکنید، شک نکنید که وسیله ملت های خودتان برچیده خواهید شد و نظام های اسلامی بر کشورهایتان حاکم خواهد شد. با این موج ملل مسلمان دنیا همراه شوید قبل از این که این موج شما را غرق کند! به حسنی مبارک و رژیمش در مصر : وضعیت شما بسیار بحرانیست. آیا انور سادات را به خاطر ندارید؟ آیا فراموش کرده اید که چگونه سینه اش توسط مبارز مسلمان و حق طلب، «شهید خالد اسلامبولی» شکافته شد؟ چرا از سرگذشت گذشتگان عبرت نمی گیرید؟ اما گویا شما می خواهید خود را به کوری و کری بزنید. آیا شما نمی توانید گذرگاه رفح را به سوی هم نوعان خود بگشایید؟ به راستی که می توانید! اما افسوس که ترس از صهیونیست ها و آمریکایی ها و دلداگی شما به آنان جرات این حرکت را از دل های شما برده است. و این را بدانید که این وعده راستین الهی است که زمین را بندگان مستضعف و ستمدیده و صالح خداوند به ارث خواهند برد. پس بدانید که سقوط شما نیز نزدیک است! به تو ای حسنی مبارک که 27 سال است در مصر حکومت می کنی و برای خودت دیکتاتوری راه انداخته ای! به تو هشدار می دهیم که سرگذشت فرعونیان و قبطیان همانا به جز مرگ و ذلت نخواهد بود و چه آتش ها و عذاب هایی که برای آنان در جهان آخرت مهیا نگشته است! پس یا مسیر خویش را عوض کنید یا در انتظار انقلابی دیگر و خروش خالد اسلامبولی ها باشید. و چه سرنوشت شومی در انتظارتان خواهد بود اگر چنین کنید. به رژیم صهیونیستی : مگر مردم غزه با شما چه کرده اند؟ آیا غیر از این است که آن ها فقط حق انتخاب و زندگی می خواهند؟ پس چرا شما به این ابتدایی ترین حق آنان احترام نمی گذارید؟ آیا رواست که شما اجازه ورود محموله های خوراکی همانند شیر خشک و گوشت و ... را به نوار غزه نمی دهید؟ کودکان فلسطینی چه گناهی کرده اند که به خاطر کمبود مواد غذایی و بهداشتی باید جان خود را از دست دهند؟ آیا شما چنین ظلمی را بر کودکان خود بر می تابید؟ شما که داعیه دار حقوق بشر هستید پس چرا این چنین حقوق فلسطینیان و ساکنان نوار غزه را زیر پا می گذارید؟
به مردمان عرب و مسلمانان جهان : این را به خودمان و همه مسلمانان جهان می گوییم. به پا خیزید! زمان آن فرارسیده است که با اتحاد و همدلی به فریاد یاری طلبیِ مردم غزه لبیک گوییم. مردم مسلمان لبنان، مصر، سوریه، عراق، ایران، افغانستان، پاکستان، مالزی، اندونزی، کشورهای آفریقایی و اروپایی و آمریکای جنوبی و حتی مسلمانان آمریکا! باید همه دست به دست هم دهیم و به محاصره غزه پایان دهیم. به مسلمانان غزه و فلسطین: مردم مظلوم و ستمکشیده غزه و فلسطین این را بدانید که ما مسلمانان ایران و تمام نقاط جهان، شما را فراموش نکرده ایم و تا شکست کامل محاصره منطقه و کشور شما از پای نخواهیم نشست. ما در راه آزادی غزه و آرمان مشترکمان یعنی آزادی فلسطین، از پای نخواهیم نشست و به راهمان ادامه خواهیم داد. و سخن پایانی: تا آخر ایستاده ایم!
In the name of God the compassionate, the merciful
Gaza, a city in Palestine with over 1.5 million populations, has been besieged by Zionist usurper forces for a long time. Gaza's oppressed and wronged people are now in their worst situation and are deprived of first needs of living. For which reasons? Why Zionist forces don't allow any necessary thing to come to Gaza strip? Only because its people are supporting Hamas? About two years ago, Palestinians voted Hamas to be the ruling power to their country. Is this a big fault? One of the greatest human disasters of several decades is happening and international associations are in complete silence and strangulation.
To international associations:
To Arabian governments: What has become to you? You're crying for Arabs to be united has made the world deaf. Why are you so silent about Zionists' weak and absurd crimes? Aren't Palestinians and people of Gaza of the same race and religion and gender of yours? Is it wrong that people of Gaza, themselves, chose Hamas? So why some of you Arabian governments, along with western cruel governments have boycotted Hamas and are supporting surrounding Gaza in Hinder? When are you going to wake up? When are you going to take yourself out of cruelty? You must know that an Islamic vigilance is taking up and if you don't correct yourself, without any doubt, would be taken away by your own nation and Islamic governments will be ruling your country. Come with this crowd of Muslims of the whole world before it drowns you ...
To Hosni Mobarak and its regime in Egypt:
Your situation is really critical. Don't you remember Anvar Sadat? Have forgotten that his chest was opened by Muslim fighter martyr Khalid eslamboli? Why don't you learn a lesson from those before you? Haven't they gone around the world to see what happened to those who were before them? Can't you open Passage of Rafah to your fellows? You can do but the fear of Zionists and American government and devoting to them has made you unable to do this. So know that your falling is soon. To you Hosni Mobarak ruling to Egypt for 27 years and have make a dictatorship for yourself. We warn you that the ending of pharaonics and coptics would be nothing but death and suffering. And what fires and tortures are made ready for them in futurity. So, either change your route or wait for revolutions of Khalid Eslambolis and what a bad fate is waiting for you if you do so.
What have Gaza's people done to you? Isn't it right that they just want life and voting right? So, why don't you respect their primitive right? Is it lawful that you don't allow any food packages like milk powder and meat and etc. to enter to Gaza strip? What fault and crime have Palestinian children done that they have to lose life because of the lack of food and sanitation? Do you stand this kind of violence on children? You who claimhuman rights, why do you reject the rights of Palestinians and residents of Gaza strip?
To Arab people and world's Muslims: We say this to ourselves and all the Muslims all over the world: Stand Up. It's time to answer Gaza's call for help. Muslims of Lebanon, Syria, Egypt, Iraq, Iran, Afghanistan, Pakistan, Malaysia, Indonesia, African and European and south American countries, and Muslims of America ! We must unite and end surrounding of Gaza.
To Muslims of Gaza: You, oppressed people of Gaza know that we Muslims of Iran and all over the world haven't forgotten you and will not cease until complete breaking of the surrounding of your city. In the path along freedom of Gaza and our common value which is the freedom of Palestine, we will not cease and will go on...
And the last word: Standing till the end... نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|