|
|
آيتالله مکارم: آيا حقوق بشر يعني صهيونيستها؟ آيتالله مکارم شيرازي گفت: آمريکا را يک نفر اداره نميکند بلکه گروهي پشت صحنه، عروسکها را عوض ميکنند که همان جهانخواران هستند و ميخواهند دنيا تحت سيطره اقتصادي آنان باشد. به گزارش ايسنا، آيتالله مکارم شيرازي در ديدار اقشار مختلف مردم با اشاره به تحولات اخير جهان و جنايات رژيم صهيونيستي و نقض حقوق بشر اظهار كرد: به خيال بعضيها چون رييسجمهور جديد آمريکا سياهپوست است، حقوق بشر را رعايت کردهاند در حالي که خبر ندارند گردانندگان اصلي آمريکا که همان صهيونيستها هستند، عوض نشده و تنها مهره را عوض کردهاند. وي افزود: شصت سال از تصويب اعلاميه حقوق بشر ميگذرد اما آيا حقوق بشر يعني صهيونيستها؟ و آيا فلسطينيها بشر نيستند؟! آيا اين حقوق بشر است که از آن طرف دنيا عدهاي بلند شوند و خانههاي عدهاي ديگر را اشغال کنند و حتي به بچههاي آنان هم رحم نکنند. اين مرجع تقليد تصريح کرد: رييس جمهور جديد آمريکا مانند ساير دولتهاي آمريکا، جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان را تهديد ميکند، چون ادامه حيات آنها در ناامني دنيا است و اگر دنيا ناامن باشد منافع آنها تامين است. مکارمشيرازي با بيان فرازي از نهجالبلاغه گفت: عدهاي جاهل تصور ميکنند که اگر قرآن درست خوانده شود و واقعيت آن بيان شود، خريدار نخواهد داشت اما اگر مطابق ميل آنها و بر خلاف آنچه خدا گفته تفسير شود از هر سرمايهاي در نظر آنها پرقيمتتر است. وي افزود: امروز هم مانند صدر اسلام کساني هستند که کار خود را تحريف قرآن قرار داده و دست در دست يهود و رييس جانيان بنياسراييل گذاشتن را به تقريب اديان تفسير ميکنند و اين براي جهان اسلام شرمآور است. بنا به گزارش مرکز خبر حوزه، مكارم شيرازي افزود: اما اگر حزبالله لبنان بر دشمن شماره يک اسلام پيروز ميشود، اعلام ميکند که نبايد کسي به حزبالله کمک کند. اين مرجع تقليد بيان كرد: تحريفکنندگان قرآن، بيبندوباري را به نام آزادي، جنايت را به نام حقوق بشر و عفت را به ضعف نفس تفسير و به مردم معرفي ميکنند. مکارمشيرازي گفت: ملتهاي اسلامي بيدارند اما بعضي دولتهاي اسلامي هنوز خوابند چون با ملتهايشان نيستند، اگر دولتي متکي به ملت باشد مجبور نيست پشتيبان از خارج داشته باشد. وي افزود: جمهوري اسلامي با تکيه بر مردم در چارچوب قوانين از وجود رهبري بزرگوار برخوردار است که با ارشادات او کشور به نحو احسن اداره ميشود. مكارم شيرازي با تاکيد بر اينکه بايد از هر زمان ديگر آمادهتر باشيم اظهار كرد: بايد اعتقادات اسلامي را در مردم قوي کنيم و نگذاريم دشمن در ما ايجاد اختلاف کند و جوانان را در مذهب متزلزل و آلوده به فساد اخلاقي کند. اين مرجع تقليد تصريح کرد: آنچه ما را در جبهههاي سخت با دشمن پيروز ميکند همين اعتقادات، ايمان به خدا و شهادتطلبي است. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | چهره های کابینه اوباما امانوئل رام: فرزند موسادمقدمه: یکی از اصلی ترین راهکارهای درک سیاست های آینده دولت جدید ایالات متحده آمریکا به ریاست باراک اوباما، شناخت سیاستگزاران و مجریان آینده دولت اوباما است. او که با شعار تغییر(Change) وارد عرصه انتخابات شد، هم اکنون با این سوال روبرواست که مجریان این تغییر کیستند و به کدام سمت وسو تغییرات انجام خواهد شد؟ آیا اساسا می توان از این دولت انتظار تغییر را داشت و یا صرفا تغییر در عرصه تاکتیکها و به صورت جزیی خواهد بود؟ باید برای پاسخ به این پرسش دست اندرکاران این تغییر را شناخت.هدف از مجموعه نوشتارهای چهره های کابینه اوباما، درک این نکته و آشنایی با مهره های جدید کاخ سفید است. اولین انتخاب:یک آمریکایی-اسراییلی اولین انتخاب رییس جمهور اوباما دارای ارزش سمبلیک می باشد و در واقع حاوی پیام برای مخاطبان سیاستهای آمریکا و شهروندان این کشور می باشد. در واقع این بار نیز این اتفاق افتاد و این انتخاب دارای اهمیت بسیار زیادی بود:او در اولین انتخاب رام اسرائیل امانوئل( Rahm Israel Emanuel) (زاده ۲۹ نوامبر ۱۹۵۹) سیاستمدار یهودیالاصل آمریکایی عضو حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا را به سمت ریاست کارکنان کاخ سفید انتخاب کرد. پدر وی بنجامین امانوئل، پزشک اطفال و از اعضای سابق سازمان نظامی ملی در رژیم صهیونیستی بوده است. بنجامین امانوئل عضو یك گروه تروریستی صهیونیست به نام «ایرگون» بود كه مسئولیت بمب گذاری ها، اساساً علیه غیرنظامیان در هتل ها (از جمله در سال 1946به انفجار در «كینگ داوید هتل» در بیت المقدس، 91 كشته) و بازارها و نیز كشتار بیرحمانه فلسطینیان در «دیریاسین» بین سال های 1931 و 1948 را برعهده داشت. ![]() امانوئل رام دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته ارتباطات از دانشگاه نورث وسترن است. علاقه او به رژیم صهیونیستی به حدی است که در جنگ دوم خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ میلادی، رام امانوئل به عنوان سرباز داوطلب به نیروهای دفاعی اسرائیل پیوست و مشغول به خدمت شد . رام امانوئل قبل از عضویت در مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا و در دوران ریاستجمهوری بیل کلینتون، دستیار وی در زمینه صلح خاورمیانه و از دستاندرکاران پیمان کمپ دیوید بود. او از سال ۲۰۰۳ میلادی، به مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا از ایالت ایلینوی راه یافت. وی از اعضای ارشد کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیلی (AIPAC)لابی بسیار مهم صهیونیست ها در آمریکا می باشد و بانی سخنرانی اوباما در زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود که در آن، باراک اوباما، منافع اسرائیل را منافع آمریکا خواند و تاکید کرد که نخواهد گذاشت تا نظام جمهوری اسلامی به بمب اتمی دسترسی پیدا کند. بسیاری از رسانه ها اعتقاد دارند رام در خدمت سرویس امنیتی اسراییل یا موساد بوده و افشای جاسوسی امانوئل از سوی روزنامههای لبنانی مانند السفیر، الانتقاد نیز تایید شده است. روزنامه انگلیسی تایمز رام امانوئل را كه از سوی باراك اوبا رئیس جمهوری برگزیده آمریكا به ریاست كارمندان كاخ سفید گمارده شده، بولداگ ( نوعی سگ جنگی بسیار تندخو) خواند. حال با این انتحاب معنا دار این سوال می بایست پاسخ داده شود که آیا اوباما در تغییر جدی است؟! و آیا این تغییر مجددا در راستای نافع صهیونیستها سودهی و ساماندهی خواهد شد؟! نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | برای غزه بسم الله...
هر روز خبرهای بدی از غزه،تکه ای از خیمه اسلام، به گوش می رسد. ولی من وتو اینجا راحت میخوریم و میخریم و میخوابیم و...
هلوکاستی که در غزه در انتظار یک و نیم میلیون انسان است نفس آدم را بند میآورد. چکار میتوانم انجام دهم؟ کودک و پیر. بچه محتاج به پوشک و شیر. ولی روسَرشان هست موشک و تیر. صدای توپ و تانک خبر میدهد از جنگ نابرابر. همه زیر هجوم دشمن. همه تیکه پاره شدن. اونا بیپشتن. نمیتوانم بگیرم جلوی ترکش. قانون سوم نیوتن میگوید هر عملی، عکسالعملی دارد. پس جهان اسلام به کدام سو چنین شتابان. اینگونه به جان هم افتادن و همدیگررا تکفیر کردن. و ان سو کفار واقعی!!!!!!!!!!!!! اللهم عجل لولیک الفرج.اللهم عجل لولیک الفرج.اللهم عجل لولیک الفرج. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | روز خدا روز عرفه نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | محاجّه امام باقر با دشمن امیرالمؤمنین علیهم السلام
عبدالله بن نافع كه از خوارج بود مىگفت: اگر مىدانستم كه در شرق و غرب زمین كسى هست كه با من بحث كند و بگوید: على بن ابى طالب اهل نهروان را بحق كشت و بر آن ظلم نكرد، من سوار بر شتران پیش او مىرفتم تا با من مخاصمه كند. به او گفتند: حتى در میان اولاد على هم كسى را نمىشناسى؟! گفت: مگر در میان اولاد على عالمى وجود دارد؟! گفتند: این اولین نادانى توست كه فكر مىكنى اولاد على از عالم و دانشمند خالى است. گفت: امروز عالم اولاد على كیست؟ گفتند: محمد بن على بن الحسین (ع)، عبدالله با بزرگان خوارج به مدینه آمد و از امام باقر اجازه خواست، به امام عرض كردند: عبدالله بن نافع اجازه ملاقات مىخواهد. فرمود: او با من چه كار دارد، با آن كه در بامداد و شامگاه از من و پدرم بیزارى مىكند. ابوبصیر گفت :یابن رسول الله (ص) او مىگوید: اگر در شرق و غرب زمین كسى یافت بشود كه بگوید: على بن ابى طالب اهل نهروان رابه نا حق نكشت من پیش او رفته و با او محاجه مىكنم. امام فرمود: براى مناظره پیش من آمده است؟ ابوبصیر گفت: آرى. امام به غلامش فرمود: بروبارش را پایین بیاور و بگو فردا به ملاقات من بیاید. عبدالله بن نافع فردا با بزرگان خوارج آمد، امام باقر صلوات الله علیه همه فرزندان مهاجر و انصار را جمع كرد و پیش آنها آمد، وجود مباركش مانند قرص قمر نورانى بود، آن حضرت خدا را حمد و ثنا كرد و بر رسولش صلوات فرستاد و فرمود: حمد خدا را كه ما را به نبوتش گرامى داشت و به ولایت مخصوص فرمود. اى فرزندان مهاجر و انصار هر كه منقبتى و فضیلتى از على بن ابى طالب صلوات الله علیه مىداند بگوید. آنها بپاخاسته و آنچه مىدانستند گفتند. عبدالله بن نافع خارجى گفت: من هم این مناقب را مىدانم ولى على (نعوذ بالله) وقتى كه جریان حكمین را قبول كرد كافر شد! در همین وقت روایت خیبر را خواندند كه رسول الله (ص) در حق على (ع) فرمود: «لا عطین الرایة غداً رجلاً یُحبّ اللّهَ و رسولّه و یحبّه اللّهُ و رسولُه كرّارٌ غیرُ فرّار لاٍیرجع حتى یفتحَ اللّه على یدیه». (به خدا سوگند فردا پرچم را به دست کسی خواهم سپرد که او خدا و رسولش را دوست می دارد و خدا و رسولش نیز او را، کسی که بر دشمن یورش می برد و از او نمی گریزد، بازنمی گردد مگر آنکه خداوند پیروزی را با دستاش محقق می سازد.) امام (ع) به عبدالله فرمود: درباره این حدیث چه مىگویى؟ گفت: راست است و شكى در آن نیست ولیكن على بعداً كافر شد (نعوذ بالله) امام فرمود: مادرت به عزایت بنشیند بگو ببینم روزى كه خدا على را دوست داشت مىدانست كه اهل نهروان را خواهد كشت یا نه؟ اگر بگویى: نه كافر شدهاى . گفت: مىدانست. فرمود: آیا او را بر این دوست مىداشت كه به طاعت عمل كند یا به معصیت او؟ گفت: نه، عمل كند به طاعت او. امام فرمود: پس برخیز در حالى كه مغلوب شدهاى. عبدالله برخاست و مىگفت: «حتى یتبین لكم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر(بقره/187)، الله اعلم حیث یجعل رسالته(انعام/124) تا رشته سپید صبح، از رشته سیاه (شب) برای شما آشکار گردد! و خداوند آگاهتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد! منبع: روضه كافى: ص 349 حدیث پانصد و چهل و هشت، مناقب. ج 4 ص 201 باختصار نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | ماجراي ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه از زبان امام رضا عليهم السلام
پردهي اول؛ علي: دل من تصميم به ازدواج گرفته بودم ولي جرأت نميکردم اين مطلب را به سرورم بگويم، اما شب و روز در فکر آيندهي خود بودم، تا اينکه يك روز كه پيش حبيبم بودم به من گفت: علي جان! با ازدواج چطوري؟ من كه سرم پايين بود، زير چشمي ميديدم كه پيامبر چه لذت پدرانهاي ميبرند از اينكه به دامادي من فكر مي كند. با خجالت، آهسته گفتم: رسول خدا خود داناتر است. اما دلم عين سير و سركه ميجوشيد، نگران بودم. آخر من دلم را به ناز دلبري باخته بود و ميترسيدم كه حضرت كسي ديگري را به من پيشنهاد دهد. در قبيله ما، قريش، دختر كم نبود، اما آنكه دل مرا برده بود از آنان نبود. نگران بودم.
پردهي دوم؛ باز هم علي: خبر آمد خبري در راه است نفهميدم چه شده بود که گفتند حبيبت با تو كار دارد. او جان من بود كه تا ندايش به گوش ميرسيد لبيك من به سوي او پرّان ميشد. اما اينبار دلم كمي ميلرزيد انگار چيزي فهميده بود. خودم را به خانه امّسلمه رساندم ، تا چشم پيامبر به من افتاد از جا كنده شده و دستهايش را گشود به سوي من آمد. من كه بهتم برده بود. چقدر پيامبر خوشحال بود! چشمانش برق مي زد و چنان ميخنديد كه دندانهاي نازش پيدا بود، و من همچنان بهت زده بودم كه گفت: علي جانم! مژده بده! مژده! . گفتم سرورم خير است انشاالله، اول بگوييد چه شده! همچنانكه مرا به سينهي خود فشار ميداد و ميخنديد گفت: خدا ازدواج تو را که فکر مرا مشغول کرده بود خود به عهده گرفت. مرا ميگويي! پاهايم سست شد! پر از شور و تشويش. ديگر صبر نداشتم. ماجرا چيست؟ من بي دلم. پردهي سوم؛ حبيب خدا: در آسمان نشسته بودم كه دوست آسماني من، جبرئيل، با شاخههاي سنبل و ميخك (قَرَنفُل) نزد من آمد و آنها را به من داد، من آن دو را گرفتم و بوييدم و گفتم: دسته گل به چه مناسبتي است؟ دوستم گفت: مگر خبر نداري ؟ خداوند حوران بهشت را امر فرموده که تمام فردوس را تزيين كنند، به بادهاي بهشتي هم دستور داده تا با بوي انواع عطر بوزند، و حورالعين را به خواندن سورههاي «طه» ، «ياسين» ، «شوري» و... امر فرمود، و به يک ... . جبرئيل هم ذوق زده و يك نفس، با آب و تاب مشغول تعريف بود اما من هنوز جوابم را نگرفته بودم . اين همه بريز و بپاش براي چه؟ مگر عروسيه؟! در اين فكرها بودم كه دوستم گفت: خدا به جارچي بهشت گفته كه جار بزند: اي پريان من! اي بهشتيان جمع شويد كه اينجا جشن عروسي است! فاطمه را عروس علي كردم. علي به دلبرش رسيد، آخر آنها دل دادهي هم بودند... . جبرئيل همچنان داشت تعريف ميكرد. اما من وقتي اين را شنيدم ناگاه به شوق از جا پريدم و خدا را شكر گفتم. بنازم به تو اي خداي خوب من كه چه خوب در و تخته را به هم جور ميكني. خودم را جمع كردم كه ببينم ديگر چه خبر بوده. دوست آسمانيم گفت: خداوند تبارک و تعالي به راحيل، آ ن پري خوش كلام و خوش صدا، امر فرموده که خطبه بخواند. پردهي چهارم؛ راحيل: قرار عاشقي من هم مثل همه پر از شور بودم و تصميم داشتم كه خطبهي اين دو عاشق را به زيباترين شكل بخوانم، خطبهاي ماندگار. من چقدر خوشبخت بودم خطبهي زهرا و علي را ميخواندم. همه ساكت بودند و من گلواژههاي ادبستان عاشقي را بر هم ميتنيدم. همه ساكت بودند و به من گوش ميدادند. تا آنكه من با صلواتي به حبيب خدا كلامم را تمام كردم كه خِتامش به مِسك باشد. به شور اين پيوند و اتمام خطبه همهمهاي به پا شد كه ناگاه آن خدا به ندايي گفت: «اي حوريان بهشت من! به علي بن ابي طالب حبيب محمّد، و فاطمه دختر محمّد تبريک بگوييد. من براي آنان خير و برکت قرار دادم». خاضعانه به درگاه خداوند عرض كردم: پروردگار من، برکت تو بر آن دو بيشتر از آنچه ما در بهشت ديديم نيست؟ خداوند، بنده نوازانه فرمود: اي راحيل! از جمله برکت من بر آن دو اين است که آنان را بر محبّت خودم، با هم همراه ميکنم و حجّت خود بر مردم قرارشان ميدهم، و قسم به عزّت و جلالم که از آن دو، فرزنداني بوجود خواهم آورد که در زمين گنجينهداران معادن حکمت من باشند.
پردهي پنجم؛ علي: شكرانه من به عشقم رسيده بودم و بسان موج به ساحل رسيده آرام بودم. و تنها آنچه بايد ميكردم افتادن به پاي كسي بود كه پيوند دهندهي دلهاست. اين بود كه بيدرنگ و متواضعانه، از صميم دل زبان گشودم كه: «رَبِّ اَوزِعني اَن اَشکُرَ نِعمتَکَ التي اَنعمتَ عَلَيَّ» پروردگارا! مرا بر آن دار که شکر نعمتي که به من دادي، به جاي آرم (نمل: 19) حبيبم نيز دعاي مرا آمين گفت . پردهي ششم؛ پيامبر: راز ناز رازي در دلم بود كه بايد به علي ميگفتم. او بايد ميدانست كه چقدر براي من و دخترم عزيز است. صدايش كردم و به او گفتم: علي جانم! بزرگاني از قريش در مورد ازدواج فاطمه با تو مرا سرزنش کردند و گفتند: ما او را از تو خواستگاري کرديم ولي او را به ما ندادي، بلکه به عقد علي در آوردي، من هم به آنان گفتم: قسم به خدا، من اين کار را نکردهام، خداوند او را به شما نداد و به عقد علي در آورد، جبرئيل بر من نازل گشت و گفت: اي محمّد! خداوند- جل جلاله- ميفرمايد: اگر علي را خلق نکرده بودم، براي دخترت فاطمه، در روي زمين، از آدم تا خاتم، کفو وهمتايي نبود. آري تو همسر زهرايي. جز تو كسي در قد زهرا نبود. جز تو كه ميتواند نيمهي زيبندهي زهرا باشد؟ كه ميتواند پدر حسنين باشد؟ دوستت دارم علي جان!
توجه: 1- این ماجرا بر اساس روايتي از امام رضا عليه السلام در كتاب عيون اخبار الرضا میباشد. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | آیا از مرگ می ترسی؟ امام جواد علیه السلام به عیادت یكی از اصحابش كه بیمار شده بود رفت در حالیکه آن شخص گریه میكرد و در مورد مرگ بیتابی مینمود.
حضرت به او فرمود: «ای بنده خدا! آیا از مرگ میترسی؟» دلیل آن این است كه نمیدانی ماهیت مرگ چیست؟ آیا اگر پلیدی ها تو را فرا گیرد و موجب ناراحتی تو گردد و جراحات و زخمهای پوستی در بدن تو پدید آید و بدانی كه غسل كردن و شستشو در حمام، همه این زخمها را از بین میبرد، آیا نمیخواهی كه وارد حمام شوی و بدنت را شستشو نمایی و از زخمها و آلودگیها پاك گردی؟ و یا میل نداری به حمام بروی و با همان آلودگی و زخمها باقی بمانی! امام جواد علیه السلام فرمود: مرگ (برای مؤمن) همان حمام است و آن آخرین پاكسازی از آلودگی گناهان و شستشوی ناپاكیها است. بنابراین وقتی كه به سوی مرگ رفتی و از این مرحله گذشتی، در حقیقت از همه اندوه و امور رنج آور رهیدهای و به سوی خوشحالی و شادی روی آوردهای» بیمار از فرمودههای امام جواد علیه السلام قلبی آرام پیدا كرد و خاطرش آسوده شد و عافیت و نشاط پیدا كرد و با آرامش استوار دلهره و نگرانیاش از بین رفت. آری وقتی كه انسان از نظر فكری، روحی، روانی و با پشتوانه ایمان و عمل صالح، خود را آماده سفر آخرت كند، ترس را هنگام مرگ به خود راه نمیدهد و در مییابد كه در حقیقت با این سفر، به سوی نجات و رهایی از رنجها، و روی آوردن به شادیها انتقال پیدا خواهد كرد.
منبع: معانی الاخبار، ص 290 .
شهادت امام جواد علیه السلام به مسلمانان تسلیت باد. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | جوادي آملي: صدقهاي اداره کردن كشور هنر نيست به گزارش ايلنا، آيتالله جوادي آملي در مراسمی با بيان اينکه اگر کمبودهايي در کشور احساس ميشود به دليل کمبود انسان وارسته است، اظهار داشت: اگر کسي به هويت انساني خود بازگردد، مشکلي نخواهيم داشت.
وي با بيان اينکه ذات اقدس الهي، صحنه هستي را به عنوان سفره آماده براي انسانها پهن کرده است، ادامه داد: خداوند انسان را دعوت كرد و فرمود، کل مجموعه را براي بهرهگيري او آفريدم. وي ادامه داد: بهشتسازي کار انسان است، همان گونه که زمين را انسان آباد ميکند. انسان از کرامت برخوردار است، اما اين کرامت آغاز راه است. اينکه سند کرامت چيست و چرا انسان شريف شد، پاسخ آن را ميتوان در خليفةالله بودن انسان يافت زيرا کسي خليفةالله است که پيام خدا را دريافت کند، بفهمد و به مرحله اجرا درآورد و پس از آن حرفش در دلهاي مردم اثر کند. جوادي آملي مشکل دولتمردان را ناشي از کمبود نيروي انساني دانست و گفت: کشور را به صورت کميته امدادي و صدقهاي اداره کردن هنر نيست، بلکه بايد جامعه را با کار و توليد اداره کرد. اگر بخواهيم با کمک، مردم را اداره کنيم، درست نيست، بلکه با کار و توليد اداره کردن کشور هنر است. وي با اشاره به جنگهاي جهاني اول و دوم و همچنين کودتاي 28 مرداد تصريح کرد: در کودتاي 28 مرداد در چهار ساعت نظام عوض شد و مصدق را به زندان انداختند، اما در زمان پيروزي انقلاب اسلامي سخن مسجد و مراجع مؤثر شد و شعار مرگ بر شاه در فضا پيچيد؛ هنگامي که سخن از دين و مسجد ميشود، فرهنگ شهادت پشتيبان آن ميشود. جوادي آملي تصريح کرد: اين کشور را مساجد اداره ميکند و متأسفانه، اصل کتاب نيست؛ يعني حداکثر يک ميليون از قرآن، علما و کلام بزرگان دين خود را ميگيرند و 69 ميليون ديگر دين خود را از مساجد و اهل نماز دارند. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|