|
|
در محضر مفسر کبیر ایت الله جوادی املی امام باقر (عليه السلام) فرمود: حضور در پيشگاه امام معصوم(عليه السلام) و عرضه ولايت و اعلام وفاداري و فداكاري، متمّم حج است: «تمام الحجّ لقاء الإمام»1. پس حجّي كه رهبري الهي در آن حضور و ظهور ندارد ناقص است. البته اين اختصاص به حج ندارد و از باب تمثيل است، نه تعيين؛ يعني نه تنها «تمام الحج لقاء الإمام» بلكه «تمام الصلاة والصيام والزّكاة لقاء الإمام»؛ زيرا در بخشي از حديث معروفي كه اسلام را بر پنج پايه، استوار مي داند: «بنى الإسلام علي خمسة أشياء…» ضمن تأكيد بر ولايت، به نقش برتر «والي» تصريح شده است: «والوالى هو الدّليل عليهنّ»2. نكته مذكور، كه در كلام نوراني امام باقر(عليه السلام) آمده، مستفاد از آيه (اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الإسلام ديناً)3 است. خداوند، اسلام همراه ولايت و رهبري الهي را براي ما پسنديده است. التزام علمي و عملي به ولايت اولياي راستين حق، تمام نعمت الهي و كمال دين است و تنها چنين ديني خداپسند خواهد بود. پس نه تنها «تمام الحج لقاء الإمام» بلكه «تمام الإسلام لقاء الإمام».
1 ـ وسائل الشيعه، ج 10، ص 254. 2 ـ همان، ج 1، ص 7 ـ 8. 3 ـ سوره مائده، آيه 3. مأخذ: صهباي حج، ص 109. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | ازدواج حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع)
این پیوند بی نظیر عالم خلقت بر شیعیان مبارک
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | شهادت جواد الائمه(ع)
آیا از مرگ می ترسی؟ امام جواد علیه السلام نهمین امام بر حق به عیادت یكی از اصحابش كه بیمار شده بود رفت و در بالین او نشست. و دید او گریه میكند و در مورد مرگ بیتابی مینماید. حضرت به او فرمود: «ای بنده خدا! آیا از مرگ میترسی؟» دلیل آن این است كه نمیدانی ماهیت مرگ چیست؟ آیا اگر چرك و كثافت، تو را فرا گیرد و موجب ناراحتی تو گردد و جراحات و زخمهای پوستی در بدن تو پدید آید و بدانی كه غسل كردن و شستشو در حمام، همه این چركها و زخمها را از بین میبرد، آیا نمیخواهی كه وارد حمام شوی و بدنت را شستشو نمایی و از زخمها و آلودگیها پاك گردی؟ و یا میل نداری به حمام بروی و با همان آلودگی و زخمها باقی بمانی! بیمار عرض كرد: البته دوست دارم در این صورت به حمام بروم و بدنم را بشویم. امام جواد علیه السلام فرمود: مرگ (برای مؤمن) همان حمام است و آن آخرین پاكسازی از آلودگی گناهان و شستشوی ناپاكیها است. بنابراین وقتی كه به سوی مرگ رفتی و از این مرحله گذشتی، در حقیقت از همه اندوه و امور رنج آور رهیدهای و به سوی خوشحالی و شادی روی آوردهای.»بیمار از فرمودههای امام جواد علیه السلام قلبی آرام پیدا كرد و خاطرش آسوده شد و عافیت و نشاط پیدا كرد و با آرامش استوار دلهره و نگرانیاش از بین رفت. آری وقتی كه انسان از نظر فكری، روحی، روانی و با پشتوانه ایمان و عمل صالح، خود را آماده سفر آخرت كند، ترس را هنگام مرگ به خود راه نمیدهد و در مییابد كه در حقیقت با این سفر، به سوی نجات و رهایی از رنجها، و روی آوردن به شادیها انتقال پیدا خواهد كرد.
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | توصیههایى از علامه حسنزاده آملى
توصیههایى از علامه حسنزاده آملى دهان روح و تن انسان دو دهان دارد: یكى گوش كه دهان روح او است و دیگر دهان كه دهان تن او است. این دو دهان خیلى محترماند. انسان باید خیلى مواظب آنها باشد. یعنى باید صادرات و واردات این دهنها را خیلى مراقب باشد. آنهایىكه هرزه خوراك مىشوند، هرزه كار مىگردند. كسانى كه هرزه شنو مىشوند، هرزه گو مىگردند. وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و كثیف مىشود. یعنى قلم او هرزه و نوشتههایش زهرآگین خواهد داشت. حضرت وصى، امیرالمؤمنین، علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بىنیاز نیست و آبها گوناگوناند. هر آبى كه پاك است، آن نبات هم پاك و میوهاش شیرین خواهد بود; و هر آبى كه پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است.* خود عمل، حاكى است كه از چه آبى روییده شده است. وقت اندك و كار بسیاربدان كه باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلتبكارى و غرس كنى. اینجا را دریاب، اینجا جاى تجارت و كسب و كار است; و وقت هم خیلى كم است. وقتخیلى كم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض كنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش» ; یعنى شتران تشنه را مىبینید كه وقتى چشمشان به نهر آب افتاد چگونه مىكوشند و مىشتابند و از یكدیگر سبقت مىگیرند كه خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى كه گنجهاى رحماناند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات كه قرآن و عترت است. وقتخیلى كم است و ما خیلى كار داریم. امروز و فردا نكنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اكثر مردم به علت تسویف، به كیفر اعمال بد اینجاى خودشان مبتلا شدهاند .» تسویف یعنى سوف سوف كردن، یعنى امروز و فردا كردن، بهار و تابستان كردن، امسال و سال دیگر كردن. وقت نیست، و باید به جد بكوشیم تا خودمان را درستبسازیم. پىنوشت:1) نهج البلاغه، خطبه 155 نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | توهين مجدد نماينده پارلمان هلند به قرآن کریم
بین الملل: نماينده پارلمان هلند كه به دشمني با اسلام شهرت دارد، اين باربا ساخت فیلمی علیه قرآن کریم، اهانت جدیدی را به مقدسات اسلامي انجام داد. به گزارش خبرگزاری شبستان، "گرت وایلدرز" رهبر حزب آزادی و عضو پارلمان هلند که در حمله به اسلام و مسلمانان شهرت دارد در حال ساخت فیلمی است که قرآن کریم را به عنوان کتاب فاشیستی معرفی می کند. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | آیتالله جوادی آملی از مهجوریت قرآن در جامعه انتقاد كرد
آیتالله جوادی آملی از مهجوریت قرآن در جامعه انتقاد کرد و افزایش نقش این کتاب ارزشمند در زندگی فردی و اجتماعی مردم را خواستار شد. به گزارش خبرگزاری شبستان، آيت الله عبدالله جوادي آملي از مفسران برجسته قرآن در دیدار طلاب حافظ قرآن و جمعی از دانشجویان، قرآن کریم را با عترت هم شأن دانست و افزود: اگر بخواهیم در خدمت قرآن باشیم باید کوثر ایمان را در دل خود زنده کنیم تا تأثیر معنوی این آیات الهی در وجودمان به ثمر بنشيند. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | فصل عاشقی (به مناسبت شروع حج )
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | ارمغان مدرنيته غرب!!! ارمغان مدرنيته غرب!پروفسور حميد مولانايك وجه مشترك بين همه شهروندان دنيا به وجود آمده است. مردم در اكثر كشورها از وضع امروزي خود ناراضي هستند و غبطه گذشته را مي خورند. از همه جالب تر اين كه اكثراً فكر مي كنند مشكلات امروزي فقط منحصر به آنهاست و اين معضلات در جوامع و كشورهاي ديگر وجود ندارد. بزرگترين خبر روز اين است كه مشكلات امروزي، جهاني شده است و اين مسئله بزرگترين بعد جهاني سازي و جهاني شدن امروز را تشكيل مي دهد. اين مشكلات و نارضايتي شهروندان دنيا از چه نوعي است؟ من نمونه مشكلاتي را كه مي توان آن را وجه اشتراك بين شهروندان پنج قاره دنيا محسوب كرد و مبتني بر تجربيات و گفت وگو و نظرسنجي و آمار است در اينجا خلاصه مي كنم: فساد، فحشا، دزدي، ريا، پارتي بازي و تبعيض، اعتياد به مواد، گراني مسكن، ازدياد بيكاري، افزايش قيمت كالاهاي روزمره و مورد احتياج، كمبود بهداشت و تامين اجتماعي، ترقي ماليات و عوارض، ترافيك، آلودگي محيط زيست، افول خدمات اجتماعي، گراني، كمبود و گراني شهريه دانشگاه ها، ناامني در اماكن عمومي، خشونت و بي احترامي بين مردم، گسيختگي خانواده، دخالت دولت در امور خصوصي افراد، افزايش قتل و تجاوز در شهرها، فقر و نااميدي نسبت به آينده، مشكلات مهاجران و بيگانگان و... چرا دنيا اين همه در التهاب و بحران است؟ چرا همه از زندگي و وضع فعلي شكايت دارند؟ چه عواملي اعتصاب هاي گسترده فرانسه را به وجود آورده و آن كشور را به حالت نيمه تعطيل درآورده است؟ چرا رونق اقتصادي آلمان تحت اعتصاب بخش حمل و نقل آن كشور مورد تهديد قرار گرفته است؟ چرا آمريكايي ها و انگليسي ها و هلندي ها اين همه مضطرب و افسرده هستند و از سازمان هاي دولتي خود شكايت دارند و همه چيز را از دريچه «تروريسم» و ناامني مي بينند و ديگران را درباره وضع فعلي خود سرزنش مي كنند؟ چرا پاكستان كه به بهانه تشكيل يك دولت و ملت اسلامي از هند جدا شد هميشه با ژنرال ها و كودتاي نظامي درگير بوده و آتش بي نظمي و هرج و مرج در آن كشور شعله ور است ولي همين كشور داراي بمب اتمي و هسته اي است؟ چرا تركيه كه خود را از يوغ سلطنت و خلافت عثماني ها رها كرده و رو به سوي ناسيوناليسم و غرب گرايي شتافت اكنون در بحران هويت غوطه ور است؟ اين همه شورش و اعتراض در قفقاز و گرجستان و ناحيه بالكان براي چيست؟ چرا اعراب در بين خود منازعه و اختلاف دارند؟ تفرقه و نفاق در لبنان و فلسطين را چه كساني دامن مي زنند؟ چرا كشورهاي آمريكاي لاتين، آفريقا و قسمت بزرگي از آسيا با اين همه منابع طبيعي و ثروت خدادادي هنوز در فقر به سر مي برند؟ ريشه اصلي بسياري از اين بحران ها را بايد در مدرنيته يا تجددگرايي جست وجو كرد. براي درك بحران هاي سياسي عصر معاصر بايد تمدن و انديشه غرب را درك كرد. اين تمدن و انديشه غرب است كه به شرق رسوخ كرده و مشكلات دنياي شرق را چند برابر كرده است. در خود غرب تناقضات دنياي غرب بيش از آن است كه ما بتوانيم تصور كنيم. در حالي كه فرد در غرب در اطلاعات و دانش پيشرفت كرده است در عين حال استفاده از اينگونه اطلاعات و دانش بدون حكمت و فضيلت او را به ترديد و افسردگي انداخته است. اين نوع بيماري را غرب به شرق انتقال داده و شرق بدون چون و چرا و با مقاومت بسيار كم آن را پذيرفته و در بسياري مواقع شيفته آن شده است بدون اين كه مورد تاثير و عواقب اينگونه هداياي تجددگرايي و مدرنيته تامل كند. بحران مدرن امروزي را دنياي غرب ساخته است زيرا دنياي مدرن ساخته غرب است. ما نمي توانيم آسيب و تلفات وارده از غرب را از ترقي و پيشرفت به وجود آمده از غرب جدا كنيم. تاثيرات اجتماعي، فيزيكي، رواني و محيط زيستي تمدن و استعمار غرب بر جوامع شرق و به ويژه دنياي اسلام انكارناپذير است. غرب چندين قرن است اصرار مي ورزد كه همه جوامع و افراد اين كره زمين بايد راه آن را دنبال كنند ولي غربي شدن نه تنها به بهاي گسيختگي اجتماعي و فرهنگي شرقي ها و به ويژه مسلمانان انجاميده است بلكه همين جريان تجددگرايي معضلات و بحران هاي امروزي خود غرب را به وجود آورده است. ريشه هاي بحران امروزي از اسلام و حتي تمدن قرون وسطاي اسلامي (كه دوره طلايي علم و ادب و منورالفكري در دنياي اسلام و دوران تاريك و جهالت در غرب به شمار مي رود) نيست، بلكه ريشه در تمدن و ايدئولوژي مدرن و ماديات غرب دارد كه مي خواهد خود را در چارچوب جهان بيني مدرنيته جايگزين معنويات و عواطف انساني كند. اشتباه نشود، اين به اين معني نيست كه اگر غرب و افكار تجددگرايي غرب بقيه مردم را به حال خود مي گذاشت همه مشكلات برطرف مي شد، و همه در صلح و آرامش زندگي مي كردند. اختلاف، كشمكش، فقر، فحشا و فساد هميشه در تاريخ بشر وجود داشته است وگرنه ما از جاهليت و گمراهي مردم و اجتماعات صحبت نمي كرديم، ولي اين كه اگر ما راه زندگي و انديشه غرب را دنبال كنيم وضع ما بهتر خواهد شد يك فكر كاملا غلط است زيرا اين افكار و آداب خود غرب را در بحران فرو برده است و ما هم با تقليد كوركورانه از آن خود را قرباني مدرنيته و تجددگرايي كرده ايم. راه صحيح اين است كه ما خود مستقل و آزادانه فكر كنيم و عقل و دل خود را در مسير خودشناسي، خداشناسي، جهان شناسي، هستي شناسي و دلالت شناسي به كار اندازيم، و اين كار البته آسان نيست ولي شدني است و اين كار را ما در تمدن و فرهنگ خود در گذشته انجام داده ايم. اگر نارضايتي از وضع فعلي يك وجه مشترك بين همه شهروندان دنيا است، علاقه و تمايل و شيفتگي آنان به داشتن اتومبيل شخصي، تلفن همراه، دوربين ديجيتال جيبي و همه مظاهر و ابزارآلات ديگر دنياي مدرن، يك وجه مشترك ديگر بين آنان شده است. چگونه مي شود اين تناقضات، اين تمايلات و احساسات ضد و نقيض گوناگون و به قول فرنگي ها اين «پارادوكس»ها را بيان كرد؟ ريشه هاي اين مشكلات و تناقضات را بايد در دو پديده اي كه دنياي مدرن براي همه به ارمغان آورده است جست وجو كرد: يكي مفهوم و پديده «پيشرفت و ترقي» و ديگري مفهوم و پديده «سياست و حكومت» يا رابطه بين جامعه و دولت است. در مقاله آينده اين دو ارمغان مدرنيته غرب را به اختصار بيان خواهم كرد. منبع :کيهان نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | چگونه ميتوان امام زمان(ارواحنا له الفداء) را شناخت؟
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|