|
|
به انگیزه هشتم شوال سالروز تخریب بقیع
به انگیزه هشتم شوال سالروز تخریب بقیع نقدی بر اندیشه وهابیت در تخریب قبور و زیارتگاهها فیض حضور در زیارت ائمه نور وهابیان، ساختن گنبد و ضریح و بقعه و ... بر روی قبور را حرام و تخریب آن را واجب میدانند. آنان ساختن این چیزها بر روی قبور را نوعی شرک و کفر میپندارند. صغانی میگوید: مشاهد به منزله بتها هستند و همان کاری را که عرب جاهلی با بتهای مختلف میکرد، پرستندگان قبور، امروزه با مشاهد و قبور انجام میدهند و تغییر نام، عمل را عوض نمیکند. به گمان آنها، ساختمان کردن قبرها، بدعتی است که بعد از عصر تابعین رخ داده و در قرون نخستین اسلامی نبوده است. آنان در این مسأله پیرو پیشوای خود، ابن تیمیه و شاگرد او ابن جوزیه هستند. از اینرو آنان در چند قرن گذشته، تا میتوانستند مشاهد و زیارتگاهها را ویران کردند و حتی قبور ائمه بقیع و قبر امام حسین(ع) را نیز استثنا نکردند. آنان در تخریب قبور بقیع، استفتایی تنظیم کردند و به نزد یکی از علمای مدینه فرستادند و او در جواب چنین نوشت: «ساختن و بنا کردن روی قبرها به اجماع مسلمین حرام است و در این زمینه احادیث صحیح روایت شده و از اینرو بسیاری از دانشمندان به وجوب خراب کردن آن ساختمانها فتوا دادهاند و از جمله احادیثی که راجع به لزوم خراب کردن قبور مورد استناد قرار گرفته حدیثی است که علی(ع) به ابی الهیاج میگوید: من تو را برای کاری میفرستم که رسول خدا مرا برای آن کار فرستاده: اگر مجسمهای دیدی آن را بشکن و هرگاه قبر بلندی دیدی آن را با خاک یکسان کن. در صحیح مسلم هم این حدیث روایت شده است؛ اما موضوع مسجد قراردادن قبرستانها و نماز خواندن در آنها و روشن کردن چراغ، آنها نیز به مفاد حدیث ابن عباس ممنوع میباشد ... و اما توجه به سوی حجره نبوی(ص) در موقع دعا کردن، بهتر است که از این عمل نیز جلوگیری بشود، چنانکه از کتب معتبر استفاده میشود، چون بهترین سمتها، سمت قبله است و همچنین طواف بر قبور و بوسیدن و بهطور کلی دست کشیدن به آنها اعمالی است حرام و ممنوع! و نیز ذکر خواندن و رحمت فرستادن در مواقع نامبرده همگی بدعت است و این، چیزی است که نظر ما به آن رسیده است.» آنان این فتوا را مستمسک تخریب قبور ائمه در بقیع و نیز تخریب دیگر بقعهها و زیارتگاهها قرار دادند؛ در پاسخ به این فتوا باید گفت: 1. ادعای اجماع در اینباره کاملاً بیاساس است؛ پیروان بیشتر مذاهب اسلامی در اعصار گوناگون این عمل را جایز میدانستند و این سیره مستمره مسلمانان بوده است. مسلمانان بر قبور آنان که از دنیا میرفتند بقعه میساختهاند و نسبت به عالمان و بزرگان خود در این مسأله، حساسیت بیشتری نشان میدادهاند. 2. حدیث ابیالهیاج از نظر ما، حدیث ضعیفی است؛ چهاینکه در سلسله راویان آن، راویان غیر ثقه وجود دارند که از جمله آنها سفیان ثوری است. دیگر آنکه این حدیث، به فرض صحّت سند، نمیتواند مدعای وهابیان را اثبات کند؛ چون حدیث مذکور، امر به مسطح کردن قبر میکند و اینکه آن را همانند پشت ماهی نسازند؛ کلمه مُشرِف در حدیث به معنای بلندی بیش از حدّ است. از اینرو آن حضرت دستور داده تا قبرهای بیش از حدّ بلند را مساوی کنند و کوتاه کنند، نه آنکه قبر را تخریب کنند! چه اینکه تمام مذاهب اسلامی اتفاق نظر دارند که میتوان، بلکه مستحب است قبر بالاتر از زمین ساخته شود. 3. درباره برخی از احادیث منسوب به پیامبر(ص) که از ساختمان ساختن بر روی قبرها و گچکاری قبر نهی فرموده، باید گفت که سند این احادیث ضعیف است و متن آنها نیز دارای اضطراب است. نیز باید گفت: نهی اعمّ از کراهت و حرمت است و به فرض که این احادیث ضعف متن و سند نداشته باشند، ممکن است مقصود از آنها کراهت باشد و کراهت آنجایی است که بر ساختن گنبد و بارگاه، فایده عقلایی مترتّب نباشد، وگرنه آنجا که ساختن بارگاه، از شعائر اسلامی باشد و منافع فراوان معنوی را به دنبال آورد، امر بسیار پسندیدهای است. 4. در آغاز اسلام، مسلمانان بسیار فقیر بودند. برخی از آنان خانه نداشتند و بیسرپناه بودند؛ شاید نهی از ساختمان بر روی قبر ناظر به آن روزگار بوده که بسیاری بیسرپناه بودهاند، نه در دورههای بعد که مسلمانان تمکّن مالی فراوان پیدا کردند و به ثروت بسیار دست یافتند. 5. پیامبر(ص) در خانه خود دفن شد؛ اما هیچیک از صحابه نکوشید که خانه پیامبر را ویران کند تا به حدیث پیامبر(ص) مبنی بر نهی از ساختمان بر قبور عمل کند! این نیز دلیل دیگری بر ردّ سخن وهابیان! 6. آیا وهابیان هرگز نسبت به مصالح عظیم جامعه مسلمانان اندیشیدهاند؟ آیا آنان به فکر جلوگیری از نفوذ استعمارگران در بلاد اسلامی بودهاند؟ آیا آنان در برابر نفوذ صهیونیستها در بلاد اسلامی واکنش نشان دادهاند؟ آیا اینقدر که از بوسیدن قبر پیامبر خدا(ص) عصبانی میشوند، از محاصره اقتصادی کشورهای مسلمان ناراحت میشوند؟ امروزه وهابیت، مهره آمریکایی است. امروز آمریکا و انگلیس و اسرائیل میکوشند تا با حمایت از وهابیت، جلوی جنبشهای بیدارگر اسلامی را بگیرند. آنان میکوشندکه با رواج تفکّر قشرینگر و واپسگرای وهابّی، ندای حزب الله لبنان، جنبشهای مردمی عراق و حماسههای حماس را خاموش سازند؛ و آنان میکوشند با حمایت از وهابیت، جلوی اتحاد و انسجام اسلامی را بگیرند و آن را به رؤیای دست نیافتنی عالم اسلام بدل سازند! زهی خیال خام! منبع: خبرگزاری رسا
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | چند پرسش از امیر بیان...
علامه خبیر سید حبیب الله خویی در شرح نهج البلاغه خویش با عنوان "منهاج البراعه" از شارح بحرانی و محدث جزایری و غیر این دو از ابوالحسن الکندی حدیث کندکه: حضرت امام امیرالمومنین –علیه صلوات رب العالمین- هنگامی که خطبه شقشقیه(1) را قرائت می فرمود مردی برخاست و نامه ای به دست آن حضرت داد. در آن نامه ده مسأله مطرح شده بود که حضرت همه را جواب فرمود. ما در اینجا پنج مسأله از آن مسائل را –که حضرت با استناد به آیات قرآن پاسخ داده اند- ذکر می نماییم: مسأله اول: کدام حیوان است که از شکم حیوانی دیگر بیرون می آید و حال آنکه بینشان هیچ گونه نسبت (وخویشاوندی) نبود؟ حضرت در پاسخ فرمودند: یونس علیه السلام است که از شکم ماهی خارج شد.(2) مسأله دوم: آن چیست که قلیل آن مباح ولی کثیرآن حرام است؟ حضرت فرمودند: نهر طالوت است که خداوند متعال می فرماید "الا من اغترف غرفة بیده"(3)که هرکس بیشتر از آن را بیاشامدحرام است. مسأله سوم: کدام عبادت است که اگر بجا آورده شود حرام واگر ترک شود نیز حرام است؟ حضرت فرمود: نماز"سکاری" (=اشخاص مست) است. شخصی که مست شراب باشد اگر نماز بخواند معصیت کرده زیرا خداوند می فرماید: "لاتقربوا الصلوة و انتم سکاری"(4) واگر نماز را ترک نماید معصیت کرده است. مسأله چهارم: کدام پرنده است که نه برایش اصلی وجود دارد و نه فرعی یعنی نه پدر دارد و نه مادر و نه اولاد؟ حضرت فرمودند: پرنده ای بود که عیسی علیه السلام از گل درست کرد که خدای تعالی می فرماید: " واذ تخلق من الطین کهیئة الطیر باذنی فتنفخ فیها فتکون طیرا باذنی"(5) مسأله پنجم: دو نفر نصرانی شهادت داده اند که فلانی نصرانی یا مجوسی یا یهودی شده است آیا شهادت این دو نصرانی قبول است؟ حضرت فرمودند: بلی! شهادتشان مورد قبول است زیرا خدای تعالی می فرماید:" و لتجدن اقربهم مودة للذین امنوا الذین قالوا انا نصاری ذلک بان منهم قسیسین و رهبانا و انهم لا یستکبرون" (6) پس کسی که نسبت به عبادت پروردگار استکبار ندارد، شهادت دروغ نمی دهد.(6) ---------------------------- پیوند به:پی نوشت ها:1-خطبه سوم نهج البلاغه 2- اشاره به آیه شریفه: (فنبذناه بالعراء و هوسقیم ) صافات ، 145، ترجمه: او(یونس) را رد یک سرزمین خشک خاکی از گیاه افکندیم در حالی که بیمار بود. 3-بقره، 125، ترجمه: (طالوت به سپاهیان گفت خداوند شما را به وسیله یک نهر آب آزمایش می کند آنها که از آن بنوشند از من نیستند) و آنهاا که جز یک پیمانه با دست خود بیشتر از آن نخورند از من هستند. 4- نساء، 43، ترجمه: در حال مستی به نماز نزدیک نشوید. 5- مائده، 110، ترجمه: (وبه خاطر بیاور) هنگامی که به فرمان من از گل چیزی به صورت پرنده می ساختی و در آن می دمیدی و به فرمان من پرنده ای می شد. در باره اینن آیه رجوع کنید به : آل عمران، 49. 6-مائده، 82، ترجمه: (به طور مسلم دشمن ترین مردم نسبت به مومنان را یهود و مشرکان خواهی یافت) و نزدیکترین دوستان به مومنان را کسانی می یابی که می گویند: " ما نصاری هستیم" این به خاطر آن است که در میان آنها افرادی عالم وتارک دنیا هستند وآنها (در برابر حق) تکبر می ورزند. 7- ر.ک: قضاوتهای حضرت امیر المومنین علیه السلام، صص350-348، به نقل از منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج1 نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | روز جهانی قدس...
ملت بزرگوار و مسلمان ايران پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى مسأله آزاد سازى فلسطين از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان هايش قرارداده و همه ساله روز قدس را به روز فرياد كشيده بر سر ستمكاران تاريخ تبديل كرده است. خلاصهاي از پيام امام (ره) بسم الله الرحمن الرحيم
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | شهادت حضرت علي(ع)
شهادت على عليه السلامتهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى ... موقع افطار سه لقمه غذا خورد و سپس بعبادت پرداخت و از سر شب تا طلوع فجر در انقلاب و تشويش بود،گاهى بآسمان نگاه ميكرد و حركات ستارگان را در نظر ميگرفت و هر چه طلوع فجر نزديكتر ميشد تشويش و ناراحتى آنحضرت بيشتر ميگشت بطوريكه ام كلثوم پرسيد:پدر جان چرا امشب اين قدر ناراحتى؟فرمود دخترم من تمام عمرم را در معركهها و صحنههاى كارزار گذرانيده و با پهلوانان و شجاعان نامى مبارزهها كردهام،چه بسيار يك تنه بر صفوف دشمن حملهها برده و ابطال رزمجوى عرب را بخاك و خون افكندهام ترسى از چنين اتفاقات ندارم ولى امشب احساس ميكنم كه لقاى حق فرا رسيده است. بالاخره آنشب تاريك و هولناك بپايان رسيد و على عليه السلام عزم خروج از خانه را نمود در اين موقع چند مرغابى كه هر شب در آن خانه در آشيانه خودميخفتند پيش پاى امام جستند و در حال بال افشانى بانگ همى دادند و گويا ميخواستند از رفتن وى جلوگيرى كنند! على عليه السلام فرمود اين مرغها آواز ميدهند و پشت سر اين آوازها نوحه و نالهها بلند خواهد شد!ام كلثوم از گفتار آنحضرت پريشان شد و عرض كرد پس خوبست تنها نروى.على عليه السلام فرمود اگر بلاى زمينى باشد من به تنهائى بر دفع آن قادرم و اگر قضاى آسمانى باشد كه بايد جارى شود. على عليه السلام رو بسوى مسجد نهاد و به پشت بام رفت و اذان صبح را اعلام فرمود و بعد داخل مسجد شد و خفتگان را بيدار نمود و سپس بمحراب رفت و بنماز نافله صبح ايستاد و چون بسجده رفت عبد الرحمن بن ملجم با شمشير زهر آلود در حاليكه فرياد ميزد لله الحكم لا لك يا على ضربتى بسر مبارك آنحضرت فرود آورد (2) و شمشير او بر محلى كه سابقا شمشير عمرو بن عبدود بر آن خورده بود اصابت نمود و فرق مباركش را تا پيشانى شكافت و ابن ملجم و همراهانش فورا بگريختند. خون از سر مبارك على عليه السلام جارى شد و محاسن شريفش را رنگين نمود و در آنحال فرمود : بسم الله و بالله و على ملة رسول الله فزت و رب الكعبة. (سوگند بپروردگار كعبه كه رستگار شدم) و سپس اين آيه شريفه را تلاوت نمود: منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرى (3) . (شما را از خاك آفريديم و بخاك بر ميگردانيم و بار ديگر از خاك مبعوثتان ميكنيم) و شنيده شد كه در آنوقت جبرئيل ميان زمين و آسمان ندا داد و گفت: تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقياء. (بخدا سوگند ستونهاى هدايت در هم شكست و نشانههاى تقوى محو شد و دستاويز محكمى كه ميان خالق و مخلوق بود گسيخته گرديد پسر عم مصطفى صلى الله عليه و آله كشته شد،على مرتضى بشهادت رسيد و بدبختترين اشقياء او را شهيد نمود .) نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | اسرار غیبت امام زمان (عج) اسرار غيبت امام زمان (عج)
آزمايش مردم
بيم از كشته شدن
آمادگي و استعداد مردم
خالي نماندن زمين از حجت
نداشتن يار و ياور
تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور
غيبت
سئوال كردم: چرا؟
فرمود: اجازه بيان علتش را نداريم .
گفتم: حكمتش چيست؟
با توجه به اين آيه، خداوند متعال در هر زمان و دوره اي، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار مي دهد تا مومنين واقعي از متظاهرين به دين و ايمان مشخص شوند. امتحان الهي در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلي مردم آن زمان است. در دوران غيبت كبري، با غايب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پايداري نسبت به دين امتحان مي شوند تا منتظرين واقعي از غير واقعي تميز داده شده و هر كدام پاداشي در خور موفقيت در اين امتحان به دست آورند.
فرمود: همان حكمتي كه در غيبت حجت هاي گذشته وجود داشت، در غيبت آن جناب وجود دارد، اما حكمتش جز بعد از ظهور او ظاهر نمي شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتي و كشتن جوان و اصلاح ديوار به دست حضرت خضر عليه السلام براي حضرت موسي عليه السلام آشكار نشد جز هنگامي كه مي خواستند از هم جدا شوند.
اي پسر فضل! موضوع غيبت، سرّي از اسرار خدا و غيبي از غيوب الهي است، چون خدا را حكيم مي دانيم بايد اعتراف كنيم كه كارهايش از روي حكمت صادر مي شود، گرچه تفصيلش براي ما مجهول باشد." (1)
از اين حديث استفاده مي شود كه علت اصلي و اساسي غيبت به دليل اين كه اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده، يا استعداد فهمش را نداشته اند، بيان نشده است.
در عين حال به مواردي از فلسفه غيبت در بعضي از روايات اشاره شده است كه به صورت اختصار بيان مي كنيم:
آزمايش مردم
يكي از سنت هاي الهي، آزمايش مردم است. اين سنت در تمام امت هاي گذشته نيز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: "احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين." (2)
آيا مردم خيال مي كنند كه همين كه گفتند ايمان آورديم رها شده و ديگر امتحان نمي شوند، كساني را كه قبل از آنها بودند، آزمايش كرديم تا خداوند راستگويان و دروغ گويان را مشخص كند.
غيبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقاي من! غيبت تو براي هميشه مرا اندوهگين كرده مثل كسي كه تمام بستگانش را يكي پس از ديگري از دست مي دهد و تنها مي ماند."
با توجه به اين آيه، خداوند متعال در هر زمان و دوره اي، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار مي دهد تا مومنين واقعي از متظاهرين به دين و ايمان مشخص شوند. امتحان الهي در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلي مردم آن زمان است. در دوران غيبت كبري، با غايب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پايداري نسبت به دين امتحان مي شوند تا منتظرين واقعي از غير واقعي تميز داده شده و هر كدام پاداشي در خور موفقيت در اين امتحان به دست آورند.
"سدير" مي گويد. در خدمت مولايمان امام صادق عليه السلام بوديم، امام عليه السلام روي زمين نشسته و عبائي بي يقه و با آستين كوتاه پوشيده بود، در آن حال مانند پدر فرزند مرده گريه مي كرد، آثار حزن از رخسار مباركش نمايان بود و مي فرمود: آقاي من! غيبت، هزاران سرّ نهان در نظام دين و برنامه هاي مترفي آن دارد كه درك هر يك، دلي دريايي و چشمي بينا مي خواهد تا آنجا كه همه پيامبران هم نمي توانند به تمام اسرار آگاه باشند.
غيبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقاي من! غيبت تو براي هميشه مرا اندوهگين كرده مثل كسي كه تمام بستگانش را يكي پس از ديگري از دست مي دهد و تنها مي ماند."
سدير مي گويد: از ناله هاي جانگداز حضرت، پريشان شده و عرض كردم: اي فرزند رسول خدا! خداوند ديدگان شما را گريان نكند، براي چه اين قدر ناراحت و محزون هستيد؟
امام صادق عليه السلام آه سوزناكي كشيد و [بدين مضمون] فرمود: "قائم ما غيبت طولاني كرده و عمرش طولاني مي شود. در آن زمان اهل ايمان امتحان مي شوند و به واسطه طول غيبتش، شك و ترديد در دل آنها پديد مي آيد و بيشتر، از دين خود برمي گردند."
بيم از كشته شدن ;
"زراره" گويد امام صادق عليه السلام فرمود: "براي حضرت قائم قبل از ظهورش غيبتي است."
پرسيدم: چرا؟
فرمود: "يخاف علي نفسه الذبحه" (3) بر جانش از كشته شدن مي ترسد.
در دوران غيبت، مردم جهان به تدريج براي ظهور آن مصلح حقيقي و سامان دهنده وضع بشر، آمادگي عملي و اخلاقي پيدا مي كنند. روش آن حضرت مانند روش انبياء و اولياء گذشته نيست تا مبتني بر اسباب و علل عادي و ظاهري باشد، بلكه روش او در رهبري بر جهان بر مبناي حقايق و حكم به واقعيات، و ترك تقيه و ... است، كه انجام اين امور نياز به تكامل علوم و معارف و ترقي و رشد فكري و اخلاقي بشر دارد، به طوريكه قابليت براي حكومت واحد جهاني در راستاي تحقيق احكام الهي فراهم باشد.
حضرت همواره در معرض كشته شدن بوده و هست زيرا حكام ستمگري كه در طول دوران اسلامي حكم رانده اند (عباسيان و غير آنان از كساني كه به ويژه در خاورميانه حكومت نموده اند) بيشترين تلاش و كوشش خود را صرف پايان بخشيدن به زندگاني حضرت مهدي عليه السلام مي نمودند.
خصوصاً پس از آن كه مي دانستند كه حضرت مهدي عليه السلام همان كسي است كه تخت هاي حكمرانان ظلم و جور را متزلزل نموده، در هم خواهد شكست و همان كسي است كه هستي ظالمان را نابود و از استيلاء آنان بر بندگان خدا و كشورها جلوگيري خواهد كرد.
هيچ يك از امامان معصوم به مرگ طبيعي از دنيا نرفتند، بلكه طاغوت هاي اين امت، آنان را شهيد كردند، با اين كه مي دانستند بشارت ها و اخباري كه راجع به حضرت مهدي عليه السلام وارد شده، درباره آنان (يازده امام عليه السلام) وارد نشده است. مثلاً درباره هيچ يك از ائمه عليهم السلام حتي يك حديث به اين مضمون وارد نشده كه دنيا را از عدل و داد پر خواهد ساخت و بر تمام وسايل پيروزي و ظفر براي وي فراهم خواهد آمد، جز درباره وجود مقدس حضرت مهدي عليه السلام.
با چنين خبرهايي، حكومت هاي جور و ستم در قبال شخصيتي بزرگ كه مي خواهد حاكميت ظلم و ستم را از بين برده و حاكميت عدل و داد را در سراسر جهان بگستراند، دست روي دست نگذاشته و سكوت نمي كردند و همواره مترصد كشتن چنين انساني بودند.
آمادگي و استعداد مردم
قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشري همواره و در همه جا جاري است و عرضه، مطابق تقاضا مي باشد، در غير اين صورت نظام زندگي به هم خورده و تعادل خود را از دست مي دهد. اين قانون تنها جنبه اقتصادي ندارد بلكه در مسائل اجتماعي نيز جاري است.
بدون تقاضا، عرضه بي فايده است. نياز به رهبر و پيشوا براي جامعه نيز از اين فايده و قانون مستثني نبوده و در قالب استعداد و آمادگي مردم تحقق پيدا مي كند.
حضرت علي عليه السلام فرمود: "بدانيد زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از ديدار او كور خواهد ساخت. "
در دوران غيبت، مردم جهان به تدريج براي ظهور آن مصلح حقيقي و سامان دهنده وضع بشر، آمادگي عملي و اخلاقي پيدا مي كنند. روش آن حضرت مانند روش انبياء و اولياء گذشته نيست تا مبتني بر اسباب و علل عادي و ظاهري باشد، بلكه روش او در رهبري بر جهان بر مبناي حقايق و حكم به واقعيات، و ترك تقيه و ... است، كه انجام اين امور نياز به تكامل علوم و معارف و ترقي و رشد فكري و اخلاقي بشر دارد، به طوري كه قابليت براي حكومت واحد جهاني در راستاي تحقيق احكام الهي فراهم باشد و جامعه بشري به اين مطلب برسد كه هيات هاي حاكمه با روش هاي گوناگون نمي توانند از عهده اداره امور برآيند، و مكتب هاي سياسي و اقتصادي مختلف دردي را درمان نمي كنند، اجتماعات و كنفرانس ها و سازمان هاي بين المللي و طرح ها و كوشش هاي آنها به عنوان حفظ حقوق بشر نمي توانند نقشي را ايفاء كنند و از تمام اين طرح ها كه امروز و فردا مطرح مي شود مايوس شود.
وقتي اوضاع و احوال اينگونه شد و مردم از تمدن منهاي دين، معنويت و انسانيت به ستوده آمدند و تاريكي و ظلمت جهان را فرا گرفت، ظهور يك مرد الهي در پرتو عنايت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار مي گيرد. در اين شرايط ، پذيرش جامعه از نداي روحاني يك منادي آسماني بي نظير خواهد بود، زيرا در شدت ظلمت و تاريكي، درخشندگي نور نمايان تر مي گردد.
خالي نماندن زمين از حجت
حضرت علي عليه السلام فرمود: "لا تخلواالارض من قائم بحجة الله" هيچگاه زمين از كسي كه قائم به امر الهي باشد خالي نخواهد ماند.
از سنت هاي دائمي الهي اين است كه از آغاز آفرينش، بشر را تحت سرپرستي يك راهنما و رهبر قرار داده است و براي هر قوم و ملتي رسولي فرستاده تا آن رسول، مردم را از عذاب الهي بترساند و وصي و خليفه و جانشين و امام پس از او نيز همان سيره و روش پيامبر را عمل كرده و مردم را به اهداف الهي نزديك كرده است.
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: "اگر در دنيا دو نفر وجود داشته باشند، يكي از آنها امام و حجت خدا است." (4)
باز مي فرمايد: "آخرين كسي كه از اين دنيا خواهد رفت، امام است و او حجت خدا بر خلق است و بايد او آخرين نفر باشد كه از دنيا مي رود، براي اين كه كسي بدون حجت و رهبر نماند تا با خداي احتجاج كرده، شكايت نمايد كه تكليف خود را در دنيا نمي دانسته است." (5)
حضرت علي عليه السلام فرمود: "بدانيد زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از ديدار او كور خواهد ساخت. " (6)
با توجه به روايات فوق و بررسي دوران زندگي امامان معصوم عليه السلام كه هيچ كدام با مرگ طبيعي از دنيا نرفتند، اگر آخرين حجت الهي نيز غايب نمي شد و در ميان مردم حضور عادي مي داشت، يقيناً به سرنوشت امامان ديگر دچار مي شد، و مردم براي هميشه از فيض الهي محروم مي شدند. خداوند متعال با حكمت بالغه اش آخرين حجت خود را به وسيله غيبت، حفظ و صيانت نموده تا زمين از حجت حق خالي نماند.
نداشتن يار و ياور
يكي از علت هاي غيبت امام زمان عليه السلام، نبود انصار و اصحاب جهت ياري رساندن به آن حضرت است. از روايات مختلف اين نكته برداشت مي شود كه نصاب ياران حضرت مهدي عليه السلام 313 نفر مي باشد كه با تولد و رشد آنها، يكي از موانع ظهور مرتفع مي گردد. انصار و ياران حضرت را مي توان به دو گروه تقسيم كرد:
الف- ياران خاص: كه 313 نفر مي باشند و صفات و شاخصه هايي كه در روايات ذكر شده، مربوط به آنها مي باشد و در زمان ظهور و حكومت جهاني حضرت، تصدي مناسب مهم حكومتي را به عهده دارند.
از حضرت علي عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "ياران خاص قائم جوانند، بين آنان پيري نيست مگر به ميزان سرمه در چشم و يا مانند نمك در غذا كه كمترين ماده غذا نمك است. " (7)
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "مرداني اند كه گويي قلب هايشان مانند پاره هاي آهن است. هيچ چيز نتواند دل هاي آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شك و ترديد سازد. سخت تر از سنگ هستند و ..."(8)
ب- ياران عام: نصاب معيني ندارند. در روايات تعداد آنها مختلف و در بعضي از آنها تا 10 هزار نفر در مرحله اول ذكر شده است كه در مكه با حضرت پيمان مي بندند.
امام زمان عليه السلام با اين تعداد از ياران خاص و عام، قيام جهاني خود را شروع مي كند.
تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور
امام صادق عليه السلام فرمود: "يقوم القائم و ليس لاحد في عنقه عهد ولا عقد ولا بيعه" (9) قائم ما در حالي ظهور مي كند كه در گردن او براي احدي عهد و پيمان و بيعتي نيست.
برنامه مهدي موعود، با ساير ائمه اطهار عليهم السلام تفاوت دارد. ائمه عليهم السلام مامور بودند كه در ترويج و انذار و امر به معروف و نهي از منكر تا سر حد امكان كوشش نمايند، ولي سيره و رفتار حضرت مهدي عليه السلام متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم، سكوت نكرده با جنگ و جهاد، جور و ستم و بي ديني را ريشه كن مي نمايد. اصلاً اينگونه رفتار از علائم و خصائص مهدي موعود شمرده مي شود.
به بعضي از امامان كه گفته مي شد: چرا در مقابل ستمكاران قيام نمي كني؟
جواب مي دادند: اين كار به عهده مهدي ماست.
به بعضي از امامان اظهار مي شد: آيا تو مهدي هستي؟ جواب مي داد: مهدي با شمشير جنگ مي كند و در مقابل ستم ايستادگي مي نمايد ولي من چنين نيستم.
به بعضي عرض مي شد: آيا تو قائم هستي؟ پاسخ مي داد: من قائم به حق هستم، ليكن قائم معهودي كه زمين را از دشمنان خدا پاك مي كند، نيستم.
از اوضاع آشفته جهان و ديكتاتوري ظالمين و محروميت مومنين شكايت مي شد، مي فرمودند: قيام مهدي مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمكاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنين و شيعيان هم به اين نويدها دلخوش بودند و هر گونه رنج و محروميتي را بر خود هموار مي كردند.
اكنون با اين همه انتظاراتي كه مومنين بلكه بشريت از مهدي موعود دارند، آيا امكان داشت كه آن جناب با ستمكاران عصر بيعت و پيمان خويش وفادار بماند و در نتيجه هيچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نكند، زيرا اسلام عهد و پيمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.
از اين رو در احاديث تصريح شده كه يكي از اسرار غيبت و مخفي شدن ولادت حضرت صاحب الامر عليه السلام اين است كه ناچار نشود با ستمكاران بيعت كند تا هر وقت خواست، قيام كند و بيعت كسي در گردنش نباشد.
فرمود: "ان الله عزوجل يخفي ولادته و يغيب شخصه لئلا يكون لاحد في عنقه بيعة اذا خرج" خداوند عزوجل ولادت او را مخفي مي كند و شخص او را از ديده ها پنهان مي سازد تا هنگامي كه ظهور مي كند كسي را در گردن او بيعت نباشد. (10)
پي نوشت ها:
1- مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 91.
2- سوره عنكبوت، آيه 2
3- شيخ صدوق، كمال الدين و اتمام النمعه، ج 2، باب 44، ج 11، ص 482.
4- علامه حائري، الزام الناصب، ص 4، ر.ك زندگاني حضرت صاحب الزمان، ص 164.
5- همان مدرك .
6- كافي، ج 2، ص 164، ر. ك مكيال المكارم، ص 160.
7- علامه مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 333، حديث 10، غيبت نعماني، باب بيستم .
8- علامه مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 308.
9- اصول كافي، ج 1، ص 342 .
10- كامل سليمان، يوم الخلاص، ص 101. منبع: نشريه مبلغان، شماره 26 . نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | قران در سخن دانشمندان... قرآن در سخن دانشمندان جهان
1. گوته، شاعر و نويسنده معروف آلمانى مىگويد: «ساليان دراز کشيشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشتند؛ امّا هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش نهاديم و پرده تعصب را دريديم، عظمت احکام مقدس قرآن، بهت و حيرت عجيبى در ما ايجاد نمود. به زودى اين کتاب توصيفناپذير، محور افکار مردم جهان مىگردد! » 2. آلبرت انيشتاين که نيازى به معرفى ندارد، مىگويد: «قرآن کتاب جبر يا هندسه نيست؛ مجموعهاى از قوانين است که بشر را به راه صحيح، راهى که بزرگترين فلاسفه و دانشمندان دنيا از تعريف و تعيين آن عاجزند، هدايت مىکند ». 3. ويل دورانت، دانشمند امريکايى شرقشناس، مىگويد: «در قرآن، قانون و اخلاق يکى است. رفتار دينى در قرآن، شامل رفتار دنيوى هم مىشود و همه امور آن از جانب خداوند و به طريق وحى آمده است. قرآن در جانهاى ساده عقايدى آسان و دور از ابهام پديد مىآورد که از رسوم و تشريفات ناروا آزاد است ». 4. پروفسور آرتور آربرى که يکى از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگليسى است، مىگويد: « زمانى که به پايان ترجمه قرآن نزديک مىشدم، سخت در پريشانى به سر مىبردم؛ اما قرآن آنچنان آرامش خاطرى به من مىبخشيد که براى هميشه به خاطر خواهم داشت. من در حالى که مسلمان نيستم، قرآن را خواندم تا آن را درک کنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگهاى نافذ و مرتعش کنندهاش شوم و تحت تأثير آهنگش قرار گيرم و به کيفيتى که مسلمانان واقعى و نخستين داشتند، نزديک گردم تا آن را بفهمم » . 5. لئوتولستوى، نويسنده معروف روسى مىگويد: «هر کس که بخواهد سادگى و بى پيرايگى اسلام را دريابد، بايد قرآن مجيد را مورد مطالعه قرار دهد. در قرآن قوانين و تعليمات حقيقى و احکام آسان و ساده براى عموم بيان شده است. آيات قرآن به خوبى بر مقام عالى اسلام و پاکى روح آورندهاش گواهى مىدهد». 6. دکتر هانرى کُربن، اسلام شناس معروف فرانسوى، سخن جالبى درباره قرآن دارد. وى مىگويد: «اگر قرآن خرافى بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرأت نمىکرد که بشر را به علم و تعقل و تفکر دعوت کند. هيچ انديشهاى به اندازه قرآن محمّد(ص) انسان را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا که نزديک به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن رفته است». 7. ارنست رنان، فيلسوف معروف فرانسوى مىگويد: « در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سياسى ،اجتماعى، ادبى و... وجود دارد که هر کدام را بيش از يک بار نخواندهام؛ اما يک جلد کتاب هست که هميشه مونس من است و هر وقت خسته مىشوم و مىخواهم درهايى از معانى و کمال به رويم باز شود، آن را مطالعه مىکنم. اين کتاب، قرآن - کتاب آسمانى مسلمانان - است». 8. ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسه مىگويد: « اميدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان جهان را با يکديگر متحد کنم تا نظامى يکنواخت، فقط براساس اصول قرآن مجيد که اصالت و حقيقت دارد و مىتواند مردم را به سعادت برساند، ترسيم کنم. قرآن به تنهايى عهده دار سعادت بشر است». 9. مهاتما گاندى، رهبر فقيد هند هم اعتقاد داشت: «از راه آموختن علم قرآنى، هر کس به اسرار وحى و حکمتهاى دين، بدون داشتن هيچ خصوصيت ساختگى ديگرى پى مىبرد. در قرآن هيچ اجبارى براى تغيير دين و مذهب انسانها ديده نمىشود. قرآن به راحتى مىگويد: هيچ زور و اکراهى در دين وجود ندارد». 10. ژان ژاک روسو، متفکر و روان شناس مشهور فرانسوى، برداشت منحصر به فردى از قرآن دارد؛ او مىگويد: « بعضى از مردم بعد از آن که مقدار کمى عربى ياد گرفتند، قرآن را خوانده، امّا درست درک نمىکنند. اگر مىشنيدند که محمّد(ص) با آن کلام فصيح و آهنگ رساى عربى آن را مىخواند، هر آينه به سجده مىافتادند و ندا مىکردند: اى محمّد عظيم! دست ما را بگير و به محلشرف و افتخار برسان. ما به خاطر يارى تو حاضريم که جان خويش را فدا سازيم!!» پيوند به:منبع: قرآن از ديدگاه 114 دانشمند، محمد مهدى عليقلى. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | چرا به هنگام شنیدن نام قائم(عج)بر می خیزیم؟ چرا به هنگام شنيدن نام قائم (عج) برميخيزيم؟
هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار خود را در محضر امام هشتم عليه السلام خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوهمند آن حضرت ياد كرد، امام رضا عليه السلام از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عج) تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.(1) از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم است برخيزيم؟ فرمود: براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبتآميز مىكند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد.(2)
پينوشتها:1. التسترى، قاموس الرجال، ح 4، ص 290. 2. منتخب الاثر، ص 506. نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | مداحی های لس انجلسی!!!
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | مولود رمضان... ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (ع)مبارک
مولود رمضاناي مولود خجسته رمضان! اي بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، در پيشگاه كرم و بخشش تو، با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست. رسول رحمت، تو را بر شانه هاي خويش سوار مي كرد و بر تو مباهات مي نمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علي (ع) هستي. تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو. و اينك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري تو مي باليم و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست، افتخار مي كنيم.
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | چت با خدا... چت با خدا گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم ![]() گفتی: ... فَإِنِّي قَرِيبٌ... .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ... .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی ![]() گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ... .:: پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟ ![]() گفتی: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ... .:: مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ... .:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ ![]() گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا… .:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ ![]() گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ... .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! ... توبه میكنم ![]() گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ... .:: خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك ![]() گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ... .:: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟ ![]() گفتی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشتههاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ... نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | دانشگاه کلمبیا متن کامل پرسش وپاسخ دانشجویان کلمبیا از رئیس جمهور
ادامه مطلب نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت | روایتی از هشت سال دفاع مقدس...
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|