تبليغاتX
(..:: ثقلین ::..)
(..:: ثقلین ::..)
o اللهم عجل لولیک الفرج... اللهم عجل لولیک الفرج
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS

عرفان تشیع
موضوع: سه شنبه 28 فروردین1386 6:45 قبل از ظهر
سؤال: بين عرفان تشيع و ديگر مكتبهاي عرفاني و تصوف اعم از مسلمان و غير مسلمان چه فرق اساسي وجود دارد؟
پاسخ: معمولاً در عرفان شيعي راهي كه بسوي ولايت الهي ختم مي‌شود از راه ولايت اهل بيت است گذشته از اينكه همة احكام و حكم بايد عمل شود به صورت شريعت، طريقتش اين است كه از ولاي اين خاندان بگذرد از اينجا تجاوز نكند و همين را مسير قرار بدهد لذا وقتي از بعضي از ائمه سوال كردند كه صراط مستقيم چيست مي‌فرمايد صراط مستقيم امام است يعني انسان هم بايد به احكام ظاهري عمل بكند عباداتش و معاملاتش بر اساس شريعت باشد واجبها را عمل بكند و از محرمات بپرهيزد و هم در مسئلة رهبري از ولايت خاندان پيغمبر صلوات الله وسلامه عليه تجاوز نكند و اين را مسير قرار بدهد چون اين حصن ولايت كه «ولاية علي بن ابي طالب حصني»(1) اين دالان ورودي آن حصن مهم است كه «كلمة لا إله إلاّ الله حصني»(2) بنابراين عرفان شيعي در مسير دين و ولايت حركت مي‌كند. يعني در مرحلة شريعت هم آنچه را كه «ما آتاكم الرّسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا»(3) برابر حديث شريف ثقلين آنچه را كه قرآن و عترت بيان كرده اند شريعت مي‌شود.
(1) بحارالأنوار، ج 39، ص 246.
(2) بحارالأنوار، ج 49، ص 127.
(3) سوره حشر، آيه 7.
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

از شراب تا شهادت...
موضوع: دوشنبه 27 فروردین1386 8:6 قبل از ظهر

دكتر قديري ابيانه در مطلبي درباره كشته شدن دوست نزديك «ادواردو آنيلي» كه فرزند سلطان شراب ايتاليا بود، نوشت: لوکا از زمان کودکي از دوستان ادواردو بود. وي در سال 1988 به همراه ادواردو آنيلي به ايران آمد. در آن زمان ادواردو از طرف شبکه يک تلويزيون ايتاليا مسئول تهيه يک فيلم مستند در مورد ايران شده بود.

ادواردو با اعمال نفوذ خود توانسته بود مجوز ساخت چنين برنامه مستندي را بگيرد. او خود مسئوليت ساخت مستند را بر عهده گرفت تا مستندي متفاوت و مبتني بر حقايق جنگ و ايران بسازد. فيلمي که بعدا از تلويزيون پخش شد و سپس ادواردو خود در يک ميزگرد تلويزيوني پس از نمايش فيلم مستند به ميزگردي نشست. در اين ميزگرد آقاي «ايگورمن»، خبرنگار «لا استامپا» که بارها به ايران آمده بود، شرکت كرد. فيلمي که تا کنون موفق به بدست آوردن آن نشده بوديم.

در اين سفر ادواردو، دوست خود «لوکا گائتانو لاواتللي» را با خود به ايران آورد. لوکا در اين سفر به عنوان فيلمبردار به ايران آمده بود.

در اين سفر، ادواردو به قديري ابيانه گفت که با لوکا در مورد اسلام صحبت کرده و او را تا مرز اسلام آورده است اما نتوانسته است او را مسلمان کند اما بر اين باور بود که يک هل براي اسلام آوردن او کافي بود و از قديري مي‌خواهد که با لوکا صحبت کند. قديري ابيانه نيز به مدت حدود دو ساعت با لوکا در هتل آزادي (اوين) به تنهايي صحبت مي‌کند. جلسه‌اي که منجر به اسلام آوردن وي و پذيرش تشيع مي‌شود.

سپس به اتفاق هم به منزل حضرت آيت‌الله سيد‌علي گلپايگاني واقع در يوسف‌آباد مي‌روند و آنجا مراسم تشرف لوکا به تشيع برگزار مي‌گردد.لوکا در اين سفر به همراه ادواردو به جبهه‌هاي جنگ سفر مي‌کند. البته در آن زمان آتش‌بس بين ايران و عراق برقرار شده بود.

يکي از دوستان مشترک مي‌گويد، لوکا بدون اين‌که در کليسا ازدواج رسمي کند، با دو زن زندگي کرده است. زن اولش مربوط به دوران قبل از پذيرش اسلام بود. البته تا مدتها با او زندگي مي‌کرد و از او دختري حدودا 25 ساله به نام «سامبا» دارد.

وي سپس با زن ديگري زندگي مشترکي را آغاز نمود. وي را شرعا صيغه کرده بود و از وي دو فرزند دارد. به نام‌هاي «روجرو» و «ريموند». لوکا ناچار بود بين ثروت و عقيده، يکي را انتخاب کند و او نيز مثل ادواردو عقيده را برگزيده بود.

زندگي ساده و شغل فيلمبرداري بر توليد مشروب و فعاليت در امور مستهجن را ترجيح داده بود و به خاطر عقايدش توسط خانواده منزوي و مطرود شده بود. او به خانواده‌اش گفته بود که بين عقيده و ثروت عقيده را ترجيح مي‌دهد.

دکتر قديري ابيانه در سفري که سال‌ها قبل بعد از اسلام آوردن لوکا به ايتاليا داشت به منزل او رفته بود. لوکا عکس حضرت امام را در اطاق خود نصب کرده بود و جا نماز و مهر را براي نماز براي او آورده بود.
يک برادر لوکا به نام «کريستوفولو» با ادواردو و لوکا بسيار صميمي بود. او بر اثر يک سانحه در ورزش چتربازي چترش باز نشد و سقوط کرده و جان خود را از دست داده بود.

برنامه خبر ظهر کانال يک تلويزيون ايتاليا در روز 13 فروردين 3 آوريل 2007 خبر پيدا شدن جسد کنت (لقب اشرافي) لوکا گائتاني لاواتلي 52 ساله را مي‌دهد.

لوکا فرزند يکي از بزرگ‌ترين و معروف‌ترين توليد‌کنندگان شراب در ايتاليا که به سلطان شراب معروف است مي‌باشد.
پدر وي مالک کارخانه بزرگ و قديمي توليد مشروبات الکلي به نام «مونتالچينو» مي‌باشد. کارخانه‌اي که اينک بدست برادرش «جلاسيو» Gelasio Gaetani D'Aragona Lovatelli به همراه مراکز پورنو اداره مي‌شود.

در حالي که شهيد ادواردو با لوکا دوست بوده، جلاسيو برادر لوکا با لاپو الکان پسر خواهر يهودي زاده ادواردو که با شهادت ادواردو به جانشيني پدر ادواردو برگزيده شد دوست بوده و در فسادهاي او مشارکت داشته است.
ادواردو را به شهادت رسانده و جسد او را در زير پلي قرار داده و خودکشي وانمود کردند، و همين طريق براي قتل لوکا به کار گرفته شده است.

در حالي که پلکان مسير رفتن به زير پل به خون لوکا آغشته بوده جسد او در زير پل پيدا شده و به رغم برداشت‌هاي اوليه در مورد قتل او دستهايي تلاش مي‌کنند آن را خود کشي جلوه دهند.

شباهت قتل هر دو نفر (ادواردو و لوکا) نشان مي‌دهد که قتل توسط يک گروه انجام شده است با اين تفاوت که لوکا از نظر جسماني قوي تر از ادواردو بوده و مقاومت‌هايي از خود نشان داده است و زخم‌هايي بر بدن او مشاهده گرديده است که پليس در صدد نسبت دادن آن به زخم‌هاي هنگام پرت شدن از پل است حال آنکه اگر او خود را از پل پرت کرده بود نبايد مسير راه پله به خون او آغشته باشد.

برخي منايع سعي مي‌کنند با گمانه‌پردازي قتل او را به معتاديني که ممکن است در محل تردد داشته بند نسبت دهند و يا او را نيز به اعتياد مواد مخدر متهم نمايند!

اينک نبايد اجازه داد که قتل او را به عنوان خودکشي حلوه دهند و بايد بررسي‌هاي لازم در اين ارتباط به عمل آيد.
ادواردو در سفري که به ايران آمده بود به قديري ابيانه گفته بود که دوستش لوکا را تا مرز قبول اسلام آورده است و از قديري خواست با او صحبت کند.

بنا بر نوشته روزنامه «ايل جورناله» مي‌نويسد که لوکا که به شغل فيلمبرداري سينما را براي خود برگزيده بود، ساعت 2 نيمه شب 13 فروردين دوم آپريل 2007 از منزل خارج شده و سپس جسدش در زير پل گاريبالدي Garibaldi در حاشيه رودخانه تراستوره Trastevere در رم يافت مي‌شود.

لوکا سومين برادر اين خانواده است که با مرگ مرموز روبرو مي‌شود و تنها برادر زنده او نيز به توليد مشروبات الکلي و امور پورنو مشغول است. بايد بررسي شود که آيا جلاسيو همسر و فرزنداني يهودي دارد يا نه؟!

يکي از تاکتيک‌هاي صهيونيست‌ها براي تمرکز ثروت ازدواج با افراد بسيار ثروتمند است تا از اين طريق ثروت به فرزندان يهودي زاده برسد. اما توطئه در اينجا ختم نمي شود. بلکه مرگ و مير در خانواده‌اي که يکي از آنها با زني يهودي ازدواج کرده است شروع مي‌شود به نحوي که سهم ارث وارثين يهودي افزايش يابد.
بلايي که بر سر خانواده ادواردو نازل شد و ظاهرا خانواده گائتاني نيز احتمالا دچار آن شده است.

لازم به ذکر است که دکتر قديري ابيانه در سي دي‌اي تحت عوان «ادواردو و موضوع زن و حجاب در اسلام و غرب» شرح مسلمان شده لوکا را بدون ذکر نام او تشريح کرده است.
در اين سي دي دکتر قديري ابيانه توضيح مي‌دهد که ادواردو به او (قديري) گفته بود که لوکا را تا مرز اسلام آورده است ولي نتوانسته است او را مسلمان کند و از قديري مي‌خواهد با او صحبت کند.

دکتر قديري در سي دي مذکور توضيح داده است که با صحبت با او به اين نتيجه رسيد که او در کليات اسلام مشکلي ندارد اما عاملي باعث مي‌شود که از پذيرش اسلام امتناع کند. قديري ابيانه با شناختي که از تبليغاتي ايتاليادر مورد اسلام و حجاب و وضعيت زن د ر اسلام داشت حدس مي‌زند که مشکل او همين مسئله باشد لذا در اين مورد با او صحبت کرده و فلسفه حجاب در اسلام و قوانين در مورد زن را تشريح مي‌کند. اين مسئله براي لوکا که از خانوادهاي بود که از طريق پورنوگرافي و مشروبات الکلي به ثروت افسانه‌اي دست يافته بود بسيار جذاب مي‌افتد و بلافاصله مسلمان و شيعه مي‌شود.

دکتر قديري ابيانه در اين سي دي مطالبي را که در مورد زن و حجاب در اسلام و مقايسه آن با فرهنگ غربي مطرح ساخته را تشريح مي‌نمايد. سي دي‌اي که به شدت مورد استقبال بينندگان آن قرار گرفته است.

موضوع نحوه مسلمان شدن لوکا و مباحث مطروحه در جلسه مذکور در سخنراني ديگري که به صورت سي دي تحت عنوان «ناگفته‌ها در مورد شهيد ادواردو» منتشر شده، نيز مطرح گرديده است.

مراسم تشييع لوکا، 17 فروردين در کليساي سانتا ماريا در تراستوره در رم برگزار گرديد. 
در کنار تابوت کنت لوکا گائتاني لوواتلي داراگونيا والدينش، برادرش جلاسيو با خانم اوليوا سالواتي، دوستش خانم مارينا وينديچ گراتز، فرزندانش ريموند، روجرو سامبا.

از بين دوستانش فيليپو د روبيلانت، اوگو براچتي پرتتي، جين پائول ترويلي به همراه ليويا اسفورتزو چزاريني، بئاتريچه بوررمبو، دوميتزيانا جوردانو، فرانچسکا دالوجا با شوهرش مارکو ريزي، هنرپيشه اورسو ماريا گوئرريني، آلين الکان و روزي گرکو.

«آلين الکان» شوهر اول يهودي خواهر ادواردو نيز حضور داشت. با شهادت ادواردو ثروت و مديريت به فرزندان خواهر ادواردو رسيد. 200 نفر در تشييع جنازه لوکا شرکت کردند. ادواردو آنيلي به دوست ايرانيش گفته بود که آلين الکان يهودي (شوهر خواهر ادورادو) کانون خطر و توطئه عليه اوست.

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

همجنس بازی!!!
موضوع: دوشنبه 27 فروردین1386 8:5 قبل از ظهر

تحقيقات نشان داده است كه سال‌هاي استعمال دخانيات، عمر معتادان به سيگار را از يك تا هفت سال كاهش مي‌دهد، اما كنكاش‌ها در مورد سن مرگ در نروژ و دانمارك براي همجنس‌گرايان كه به طور قانوني ازدواج كرده‌اند، نشان مي‌دهد رفتار همجنس‌گرايانه، طول عمر را تا 24 سال كاهش مي‌دهد. اين نتايج در 23 مارس در اجلاس سالانه انجمن روانشناسي شرقي توسط دكتر «پل وكرك كمرون» ارايه شد.

دكتر پل كمرون، عضو انستيتو تحقيقات خانواده يك مؤسسه‌ فكري در كولورادو گفت: «چه توجيهي براي محكوم كردن استفاده از دخانيات و ترويج همجنس‌گرايي وجود دارد؟ امروزه در جهان غرب به بچه‌هاي مدرسه‌اي مقبوليت همجنس‌گرايي و نادرستي استعمال دخانيات آموزش داده مي‌شود».

بنا بر تحقيقات كمرون، زوج‌هاي مرد و زن همجنس‌گرا به طور ميانگين، 24 سال كمتر از زوج‌هاي مرد و زن ديگر زندگي مي‌كنند كه به طور عادي ازدواج كرده‌اند. در دانمارك كه پرسابقه‌ترين كشور در مورد ازدواج همجنس‌گرايان است، از سال 1990 تا 2002 مردان داراي ازدواج عادي به طور ميانگين در سن 74 سالگي فوت كرده‌اند، در حالي كه 561 مرد همجنس‌گرا كه با هم ازدواج كرده‌ بودند، به طور ميانگين در 51 سالگي جان خود را از دست داده‌اند. در اين كشور، زنان مزدوج به طور ميانگين در 78 سالگي مرده‌اند؛ اين تعداد در برابر 91 زن همجنس‌گرايي قرار مي‌گيرند كه در 56 سالگي فوت درگذشته‌اند. در نروژ مردان داراي ازدواج عادي، در 77 سالگي و 33 مرد همجنس‌گرا در 52 سالگي مرده‌اند. حال آن‌كه اين آمار براي زنان مزدوج، 81 سال و براي شش زن همجنس‌گرا 56 سال بوده است.

دكتر كمرون ادامه مي‌دهد: «تداوم كاهش طول عمر براي همجنس‌گرايان بسيار زياد است؛ بنابراين با توجه به كاهش عمر شديد همجنس‌گرايان، بايد مداوم به بچه‌هاي دبستاني درباره خطرات همجنس‌گرايي و بيشتر بودن اين خطرات نسبت به دخانيات، هشدار داد».

گفتني است، انجمن روانشناسي شرقي قديمي‌ترين انجمن روانشناسي آمريكاست.


نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

بابا ای والله!!!
موضوع: چهارشنبه 22 فروردین1386 3:2 بعد از ظهر

«معمر قذافي»، رهبر ليبي، هفته گذشته با سخنراني بي‌سابقه خود، بسياري از نخبگان را غافلگير كرد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، قذافي كه به رغم شافعي بودن مردم كشورش و نزديكي آنان به تشيع، به ناصبي مشهور بوده و سابقه تحركاتي عليه ايران را هم داشت، در اين سخنراني، علاوه بر تجليل از اهل بيت و تشيع، به دفاع از ايران پرداخته و آشكارا به غرب و كشورهاي اسلامي وابسته به آن، تاخته است.

وي همچنين ضمن شيعي دانستن سنت‌هاي مردم آفريقا، از قصد خود براي تشكيل دولت فاطمي دوم در شمال آفريقا نظير دولت فاطمي مصر، خبر داده است.

بدون هرگونه تحليل درباره علت بيان اين‌گونه سخنان از سوي قذافي، مهم‌ترين محورهاي سخنان رهبر ليبي در ديدار با شخصيت‌هاي سياسي ـ اجتماعي و رهبران قبايل و مشايخ كشورهاي مختلف عربي و اسلامي در شهر «آغاديس»، واقع در شمال نيجر كه در تاريخ 10/1/86 كه به مناسبت ميلاد نبوي بيان شده،‌ منتشر مي‌شود:

لزوم تبليغ دين اسلام و چالش با غرب
امروز ما به ترويج خشونت و تروريسم متهميم، در حالي كه ما اهل مدارا هستيم ما پيامبران ديگر را قبول داريم و به آنان احترام مي‌گذاريم، ولي آنان (غرب) كه ما را به خشونت متهم مي‌كنند، پيامبر ما را قبول ندارند و اقدام به نشر كاريكاتورهاي اهانت‌آميز و توهين به پيامبر ما مي‌نمايند در حالي كه هيچ شناختي از او ندارند...

اينك اسلام با چالش حقيقي روبه‌روست. ناچار ما بايد چالش كنيم و ثابت كنيم اسلام، دين جهان‌شمول و خاتم است و براي همه آمده و در نزد خداوند غير از اسلام، دين ديگري پذيرفته نيست. دين عيسي(ع) تنها براي بني‌اسرائيل بوده، نه ديگران. ما بايد با صداي بلند اين را اعلام كنيم. سكوت غلط است و نبايد از اين‌كه بر ما مارك «تعصب» بزنند، بترسيم.

ما براي دفاع از خود و عقيده و كرامت و وجودمان به چالش (با آنان) ادامه مي‌دهيم تا بلكه اين خفقان و انحطاطي كه گريبان حكام عرب و مسلمان‌ها را گرفته، از ميان برود. هم‌اكنون رهبري به دست توده‌ها و انقلابيون و شورشيان و حتي تروريست‌هاست. بگذاريد بگويند (فلان) تروريست حاكم شده. همه كشورها از بزرگ گرفته تا كوچك، از تروريسم مي‌ترسند. تروريست‌ها چه كساني هستند؟ آنان افراد عادي هستند. حكام نيستند، ارتش و تاج ندارند. آنان افراد عادي هستند كه بزرگ‌ترين كشور از آنان مي‌ترسد، البته معني اين سخن آن نيست كه ما از تروريسم يا چيز ديگري حمايت مي‌كنيم، ولي اين مسئله نشان مي‌دهد كه حل مسائل به دست توده‌هاست ما مي‌توانيم خيابان‌ها را به آتش بكشيم و آمريكا نمي‌تواند آن را خاموش كند.

تلاش براي نابودي آثار اسلام
آنان تلاش دارند همه آثار دين اسلام را نابود كنند، براي همين آنان وسايل و ادوات جنگي بر جاي مانده از مسلمانان و نيز قبر محمد(ص) و قبور صحابه و اهل بيت و مهاجران و انصار، قبر فاطمه(س)، قبر عايشه، قبر عثمان و قبر عمر را به بهانه جلوگيري از بازگشت شرك، نابود كرده‌اند. آنان نمي‌خواهند اثري از اسلام باقي بماند و براي اين‌كه قبر پيامبر را از بين ببرند، آمده‌اند مسجد به اين بزرگي (مسجدالنبي) ساخته‌اند. من شخصا به آنجا رفتم و اين مكان را براي من باز كردند، ولي در آن قبري نديدم. قبر بقيه اصحاب را هم نابود كردند.

قضيه بازداشت تفنگداران دريايي انگليس
به تازگي ايراني‌ها شماري از تفنگداران دريايي انگليس را دستگير كرده‌اند كه در برابر اين اقدام ايران، انگليسي‌ها اعتراض نموده و گفته‌اند، آنان در آب‌هاي سرزميني خودمان بوده‌اند. ايراني‌ها در پاسخ گفتند: آيا آب‌هاي سرزميني شما در اطراف جزيره انگليس نيست؟ انگليسي‌ها گفتند: تفنگداران ما در آب‌هاي سرزميني ما در عراق بوده‌اند؛ يعني عراق، جزيي از انگليس و آب‌هاي سرزمين آن نيز جزو آب‌هاي سرزميني انگليس شده است و شما (ايراني‌ها) حق نداريد آنان را در آب‌هاي سرزميني خودمان دستگير كنيد.

ببينيد كار به كجا كشيده كه يك كشور عربي را اشغال و حاكم آمريكايي برايش تعيين مي‌كنند. اگر برمر تا حالا مانده بود، شايد در نشست رياض حاضر مي‌شد و حاكمان عرب اين را مي‌پذيرفتند! چه كسي (از حكام عرب) مي‌توانست بگويد نه؟

جنگ شيعه و سني و لزوم احياي دولت فاطمي جديد
اكنون ما دچار پراكندگي شده‌ايم؛ حكومت‌ها ناكارآمد بوده و به فكر مردم نيستند. اسلام را به اسلام شيعه و سني تقسيم كرده‌اند و اين بدعت است؛ بدعتي است كه حتي كاخ سفيد و رئيس‌جمهور آمريكا هم از آن سخن مي‌گويند، در حالي كه اصلا مفهوم آن را نمي‌دانند ولي آنها از اين مسئله سوءاستفاده مي‌كنند. ايراني‌ها را بر ضد اعراب و اعراب را بر ضد ايران تحريك مي‌كنند، شيعيان را بر ضد سني‌ها و سني‌ها را بر ضد شيعيان تحريك مي‌كنند. اين به نفع ما نيست، به نفع ديگران و به نفع دشمن استعمارگر است. اين وضع مانند اواخر دوره عباسي است كه به دولت فاطمي در شمال آفريقا منجر شد؛ دولتي كه منسوب به فاطمه زهرا(س) است و «الازهر» كه آن هم مشتق از نام «زهرا»، دختر رسول خدا(ص) است، توسط اين دولت تأسيس شد.

مي‌گويند شيعيان در ايران هستند و شيعه؛ يعني فارس و سني‌ها عربند. اين دروغ و مغالطه است. واقعيت، عكس آن است. نخستين حكومت شيعي؛ يعني حكومت فاطمي در شمال آفريقا تشكيل شد و 260 سال دوام داشت، براي همين لذا تقاليد و سنت‌ها در شمال آفريقا همه‌اش شيعي است. ماتم روز عاشورا و جريان‌هايي كه درباره [حضرت] علي نقل مي‌شود و در آن، مبالغه هم هست، از شيعه گرفته شده و اسماء نيز همه شيعي است. در خصوص اين‌كه چه كسي محق براي حاكميت است، بايد گفت كه آيا محق‌تر از اهل‌بيت، كسي هست؟ اهل بيت براي حكومت اولي‌تر از همه حكام كنوني هستند كه از اهل بيت نيستند. اين تفرقه و تحريك كه در آن شيعه بر ضد عرب و عرب بر ضد فارس برانگيخته مي‌شود، ساخته اشغالگران و صهيونيست‌هاست. شيعه [فقط] ايران نيست، شمال آفريقا شيعه است ... مسائل به هم ريخته و همه چيز معكوس شده است (واقعيت چيز ديگري است).

ما دولت فاطمي دوم را در شمال آفريقا ايجاد مي‌كنيم. هويت ما، هويت فاطمي خواهد بود و عرب‌ها و بربرها را در آن ذوب مي‌كنيم. احزاب چپ و راست افراطي و خشونت‌طلب‌ها همه در آن ذوب شده و هويت واحدي تشكيل خواهند داد. به اين ترتيب، كشمكش‌هاي قبيله‌اي، مذهبي و قومي در شمال آفريقا، الجزاير، سودان، مصر و در صحرا پايان مي‌يابد و همه ما فاطمي مي‌شويم. شمال آفريقا، عربي و شيعه است و هر كس مي‌گويد، شيعيان فارس هستند، دروغ مي‌گويد. دولت فاطمي كه نخستين دولت شيعي بود، در شمال آفريقا تشكيل شده نه در ايران و ما دوباره آن را احيا مي‌كنيم و براي اين كار، از همه نيروهايي كه در حدود دولت فاطمي اول بودند، مي‌خواهيم تا بار ديگر دولت فاطمي دوم را كه دولت پيشرفته و يكدستي خواهد بود، تشكيل دهند.

... اين‌كه چه كسي محق‌تر براي خلافت بوده، مسئله‌اي تاريخي و جنگ براي قدرت است. اگر قرار بود پس از پيامبر، يكي از نزديكان و اهل بيت حاكم شود، خب علي محق بود، ولي اگر قرار بوده كسي كه مسن‌تر و يا ثروتمندتر و يا حكيم‌تر است، حاكم شود، ممكن بود اين حق ابوبكر باشد؛ خب اين منطقي است، ولي به هر حال اينها مسائل تاريخي است، ولي از نظر عاطفي، همه ما عرب‌ها و همه مسلمانان با علي هستيم و معني آن اين است كه همه عرب‌ها شيعه هستند. اگر معني شيعه بودن، تعاطف با علي است، پس همه عرب‌ها شيعه. مي‌گوييد نه، رأي‌گيري كنيد و از مسلمانان و عرب‌ها بخواهيد بين علي و معاويه، يكي را برگزينند. همه علي را انتخاب مي‌كنند. از مسلمانان بپرسيد آيا با فاطمه زهرا(س) هستيد يا ديگري؛ زن معاويه، زن يزيد يا هر زن ديگري؟ مي‌گويند: خير، ما با فاطمه زهرا(س) هستيم؛ يعني شيعه آل‌البيت و شيعه فاطمه و شيعه علي.

همه عرب‌ها و مسلمانان شيعه علي‌اند: اگر پيرو علي، شيعه است، همه ما شيعه‌ايم. اين يك حقيقت و از فرهنگ ماست. اگر معني سني بودن، ايمان به محمد(ص) و سنت اوست، پس همه ايراني‌ها سني هستند. آيا ايراني‌ها گفته‌اند ضد محمد(ص) هستند؟ خير، آنان مي‌گويند محمد(ص) پيغمبر ماست و آنان پيرو سنت پيامبرند؛ پس آنان سني هستند؟

برخي از ما مي‌پرسند آيا شما علي را دوست داريد؟ بله، ما علي را دوست داريم. مي‌گويند: پس شما شيعه هستيد. بله، مردم شمال آفريقا شيعه هستند، ولي مسائل برعكس شده است. ما بايد به اين جدال پايان دهيم و راه سوءاستفاده دشمن را ببنديم و نيز جلوي حكام عرب را كه براي خشنودي آمريكا و اشغالگران از ايران ابراز كراهت مي‌كنند، بگيرم. حكام عرب براي خشنودي آمريكا و اشغالگران از ايران كراهت دارند و مي‌گويند: ايران در حال ساخت بمب اتمي است. ايران چنين است و چنان است؛ فارس‌ها چنين هستند و چنانند. وقتي مي‌پرسيم چرا از ايران نفرت داريد، مي‌گويند: براي اين‌كه شيعه است. نه ... نه ما در شمال آفريقا يك دولت فاطمي جديد هستيم و شيعه هستيم... تمام شد. شيعه هم‌اكنون از ايران به شمال آفريقا انتقال يافته است كه به اين ترتيب، بايد دولت فاطمي دوم برپا شود.

ما در شمال آفريقا شيعه هستيم، اما اگر از سنت نبوي سؤال شود، با جان و دل استقبال مي‌كنيم و به آن پايبنديم. ما پيرو سنت پيامبر(ص) و پيرو علي(ع) هستيم. دوره اختلافات تمام شد و ديگر اتحاديه مغرب عربي و يا غير آن در ميان نيست. مرزها برايمان مهم نيست. هركس هرجا هست، باشد. مرزها سر جايش هست، منتهي هويت ما فاطمي است. هيچ كس هم براي حكومت، محق‌تر از اهل بيت كه منسوبان فاطمه(س) هستند، نيست.

اگر هم طرفدار دمكراسي هستيد، پس حاكميت را به مردم بسپاريد و به حكومت‌هاي سلطنتي و رياستي پايان دهيد و تسليم امر شورا شويد، اما اگر مي‌خواهيد از اسلام سوءاستفاده كنيد، بدانيد كه اهل بيت براي حكومت از شما محق‌ترند. چه كسي گفته شما به نام اسلام، حكومت كنيد؟

ما نمي‌خواهيم وارد مسائل فرعي و اختلافات فقهي شويم. يكي پيرو فقه حنفي است و ديگري مالكي. هر كس هر فقهي دارد، داشته باشد، اركان و فروع دين ثابت است. هر كس هر قوميتي دارد، داشته باشد، هر كس مزيتي دارد، داشته باشد. هر زباني دارد، داشته باشد. اينها مهم نيست. مهم، هويت ماست كه فاطمي است. البته حكام اين مسئله را رد خواهند كرد. شما واكنش آنان را خواهيد ديد. آنان مي‌خواهند اسلام را نابود كنند، براي همين شيعه و سني درست كرده‌اند.

سپاسگزاري از ايرانيان
ما از برادران ايراني‌ خود كه شيعه اهل بيت و شيعه علي شدند، تشكر مي‌كنيم. از آنان كه به اهل بيت پيوستند، سپاسگزاريم، چراكه اين، مسئله بزرگي است. من تعجب مي‌كنم كساني مانند اردني‌ها كه از اهل بيت هستند، ضد شيعه‌اند. مگر شيعه چه معني دارد؟‌ شيعه پيروان اهل بيت هستند، آن وقت شما (اردن) چطور دشمن آنان (شيعيان) هستيد؟

اين دعوت براي برپايي حكومت فاطمي جديد مورد حمايت اسماعيلي‌ها، زيدي‌ها، نزاري‌ها، علوي‌ها و همه كساني كه در دايره دولت فاطمي بودند، قرار خواهد گرفت و اين براي ما بهتر است كه همه در يك هويت واحد ذوب شويم.
والسلام عليكم و رحمة الله

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

در مملکت اسلامی حتی کمونیست هم نباید گرسنه بماند...
موضوع: دوشنبه 20 فروردین1386 3:34 بعد از ظهر
                         

اسلام، دين جهاني است و قرآن هم براي جهانيان حرف دارد و مي‌تواند جهان را اداره كند.
آيت‌الله جوادي آملي با بيان اين مطلب گفت: مردم جهان، فرقه و فرقه و ارباً اربا و به تعبير قرآن، جزو يكي از شش گروه مسلمان، مسيحي، يهودي، صابئين، مجوس يا مشرك هستند اما وقتي گفته مي‌شود اسلام مي‌تواند جهان را اداره كند، به اين معنا نيست كه تمام مردم عالم، مسلمان شوند و بعد اسلام را پياده كنند. حتي به معناي آن نيست كه همه مردم جهان در برابر اسلام ساكت شوند، بلكه قرآن با زبان فطرت با مردم سخن مي‌گويد و اين راز جهاني بودن گستره اسلام است.

آيت‌الله جوادي آملي در تفسير آيه 12 سوره مائده، كه  از راديو معارف پخش مي‌شد، اظهار داشت: فطرت يك زبان بين‌المللي است كه همه انسان‌ها آن را درمي‌يابند. بنا بر اين مكتب، به هيچ كس نبايد ظلم كرد، حتي در مملكت اسلامي، يك كمونيست نبايد گرسنه بماند و مثلا اگر كسي در خانه‌اش سگ نگهداري مي‌كند، بنا بر اين مكتب، ظلم كردن به آن سگ هم حرام است.

اين عالم بزرگ اسلامي، با اشاره به رويكرد اميرالمؤمنين(ع) افزود: بنا بر اين مكتب است كه امام علي(ع) حتي درباره قاتلش تأكيد مي‌كند كه وقتي اسير است، به او مانند من شير بدهيد و اگر مي‌خواهيد قصاصش كنيد، تنها حق داريد به او يك ضربت بزنيد.

ايشان با اشاره به آيه «و يطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و اسيرا» درباره ايثار خانواده حضرت زهرا(س) تأكيد كرد: در اين آيه به واژه اسير دقت كنيد. در آن مقطع چه كساني اسير بوده‌اند، غير از مشركان؟ بنابراين در آن ماجرا اهل بيت پس از آن‌كه سه روز روزه گرفتند و با قرض، ناني به دست آوردند، قاعدتا آن را به يك مشرك بخشيدند كه در جنگ با مسلمانان اسير شده بود و اين بسيار قابل فكر و تأمل است.

آيت‌الله جوادي آملي، خطاب به طلاب حاضر در درس تفسير خود، به آيات هنري قرآن اشاره كردند و افزودند: ارايه مفاهيم اين آيات در عصر كنوني، كه صداوسيما در اختيار حكومت اسلامي است، وظيفه شماست و اين‌گونه است كه دين جهاني به مردم ارايه مي‌شود و البته مخاطبان زيادي هم دارد.

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

الهه های قرن بیست و یکم در امریکا!!!
موضوع: دوشنبه 20 فروردین1386 3:24 بعد از ظهر

«پاريس هيلتون»، «بريتني اسپيرز» و «ليندزي لوهان»؛ آنان همه جا هستند، آن هم به بدترين وضعيت. جوانان آنان را ستايش مي‌كنند و نوجوانان آنان را مي‌پرستند. آيا ما در حال پرورش نسل شبه‌فاحشه‌ها هستيم؟

دختر شش ساله من،‌ عاشق «ليندزي لوهان» است. عاشق تيپ، موها و برنامه‌هايش. چند هفته پيش زماني كه او عكس سوپراستار مورد علاقه خود را در صفحه نخست روزنامه «نيويورك‌پست» ديد، با افتخار گفت: «او ليندزي لوهان است. چه كار مي‌كند؟».

اما من نمي‌توانستم پاسخ او را بدهم. نمي‌خواستم به او بگويم كه ليندزي كه گاهي مانند «پاريس هيلتون» و «بريتني اسپيرز» با سر و وضع نامناسبي در برابر دوربين‌ها ظاهر مي‌شود، در يك كلاس رقص لهستاني براي ايفاي نقش در يك فيلم است. البته اقدامات وي كه در جهت شغلش است، تا اندازه‌اي توجيه‌پذيرتر از بقيه است.

«نيكول ريچي» به تازگي ناگهان تصميم گرفت كه ماشينش را در لاين كناري يك بزرگراه متوقف كند و برود. «بريتني اسپيرز» به تازگي در «لاس وگاس» در اثر زياده‌روي در نوشيدن مشروب بيهوش پيدا شد. در تازه‌ترين موارد هم ليندزي به تازگي به يك مركز بازپروري اعتياد رفته بود. پيش از آن، او را در راهرو يك هتل با وضعيت بدي پيدا كرده بودند. روزنامه‌اي هم عكس «كيت ماس» را كه از چند پله سقوط كرده بود و يك بسته سيگار در دستش بود را منتشر كرده بود.

بله! فرزندان ما، عشق بي‌سابقه‌اي پيدا كرده‌اند. آنان با عكس‌هاي بي‌شرمانه افراد مشهوري بمباران مي‌شوند كه حتي از نمايش خصوصي‌ترين بخش‌هاي بدن خود به عكاسان در هنگام پياده شدن از ماشين خودداري نمي‌كنند. فيلم‌هاي خاص دختران ناشناس در دانشكده‌ها، سالانه حدود چهل ميليارد دلار فروش دارند و وبلاگ‌ها و رسانه‌هايي كه 24 ساعت هفت روز هفته به «ژورناليسم افراد مشهور» تبديل شده‌اند، قوانين و قواعد روزنامه‌نگاري را تغيير داده‌اند.

بگذاريد بگوييم كه والدين از چه چيزهايي اطلاع دارند؛ بچه‌ها در ظرفي از سبك جديد رسانه‌ها متولد مي‌شوند و به خوبي از نام و زندگي افراد مشهور، آگاه هستند.

نظرسنجي‌هاي اخير «نيوزويك» نشان داد كه 77 درصد آمريكايي‌ها معتقند كه بريتني، پاريس و ليندزي تأثيرات بسيار عميقي را بر دختران جوان دارند. به سختي روزي را بدون خبرسازي يكي از اين سه نفر مي‌توان گذراند و متأسفانه تنها نوجوانان نيستند كه از آنها تأثيرپذيرند.

«جولي سابروفسكي» معلم كلاس اول در سان‌ديه‌گو، مي‌گويد: دانش‌آموزان هفت ساله او از لغاتي مانند «سكسي» استفاده مي‌كنند. آهنگ‌هاي پاپ خوانده و با ترانه‌هاي خاص با پسرها رابطه برقرار مي‌كنند.

تنها همين امر براي والدين مي‌تواند نگران‌كننده باشند. اما به طور واقع اثرات زيانبار طولاني‌مدتي نيز وجود دارد. آيا ما در حال تربيت نسلي هستيم كه پدران و مادران ما، آنان را شبه‌فاحشه مي‌خواندند؟! دختران جواني كه لباس‌هاي زننده‌اي مي‌پوشند و با اهداف خاصي زندگي را مي‌گذارنند و يا آيا خيزش اين نسل دختران بد، نشانه‌اي از موضوعي ژرف‌تر مانند خرد شدن فرهنگ و تغيير ارزشي روابط زناشويي، عشق و زندگي وفادارانه و طولاني‌مدت است؟ ما مطمئنا، نخستين نسل از والديني نيستيم كه نگران چنين مسائلي مي‌شود و آخرين آن هم نخواهيم بود.

بسياري از متفكران كار، فرهنگ جنسي كنوني ما را خطرناك دانسته و بسياري ليبرال‌ها در مورد محيط حاكم بر تفكرات دختران جامعه، به شدت هشدار مي‌دهند و بي‌شك والدين ما از تأثيرات فرهنگ افراد محبوب و زناني كه دختران دوست دارند مانند آنان باشند،‌ در شگفتند.

سؤال اينجاست كه فرزندان ما در كجا ارزش‌ها را فرا مي‌گيرند؟ امروزه بي‌شك نسبت به گذشته، وضعيت بهتر است. دختران، شانس تحصيل، كار و حضور در روزش را در سطح بسيار بالا و مناسبي دارند و وضعيت بارداري‌هاي نوجوانان و اعتياد آنان نسبت به دهه‌هاي گذشته، كاهش يافته است. اما هنوز هم معضلاتي باقي است.

«اميلي وارينگ» 40 ساله، مادر دو دختر 9 و 2 ساله در سان‌ديه‌گو مي‌گويد: «تشخيص خوب از بد و غرق نشدن در يكي از آنها در جامعه كنوني، نيازمند يك بلوغ بسيار قدرتمند است». وي به عنوان يك مادر مي‌گويد، رادار مادري او هميشه روشن است. چراكه معتقد است تأثيرات منفي اشخاص مشهوري مانند «بريتني» همه جا وجود دارد.

كارشناسان بر اين باورند كه دختران دبستاني و راهنمايي براي جلب توجه پسران دامن كوتاه نمي‌پوشند، بلكه اين امر به علت تأثير رسانه‌ها و پذيرش در گروه‌هاي مختلف است.

تحقيقات نشان مي‌دهد، تكرار موضوعات سكسي براي كودكان سفيدپوست در تلويزيون، فيلم‌ها و موسيقي‌ها احتمال فعاليت جنسي آنان در سنين پايين‌تر را افزايش مي‌دهد (در مقابل سياهان به نظر كمتر تحت تأثير رسانه‌ها و بيشتر تحت تأثير والدين خود هستند). 55 درصد اين افراد در شانزده سالگي نخستين تجربه خود را داشته‌اند كه اين ميزان در ميان كودكاني كه كمتر با اين موضوع سر و كار داشته‌اند، 6 درصد بوده است و كارشناسان در اين مورد به نقش مهم والدين براي جدا كردن كودكان از رسانه‌ها اشاره مي‌كنند.

در اين ميان، رفتار افراد مشهور و به ويژه آناني كه خارج از كنترل هستند، حسي از عادي‌سازي را در نوشيدن الكل، تدخين و روابط جنسي ايجاد كرده است كه براي نوجوانان بسيار خطرناك است. «بريتني»، «پاريس» و «ليندزي» هر سه با افراد بي‌شماري رابطه دارند كه تنها تعداد بسيار اندكي از آنها روابط واقعي است.

«كريستين اسميت»، استاد جامعه‌شناسي دانشگاه «نوتردام»، مي‌گويد: «اين رويكرد باعث ايجاد يك حس كلي شده كه زندگي تنها ديوانگي، بي‌خيال‌ بودن، لذت بردن و توجه نكردن به روابط و مسائل جدي است و خطرناك‌تر اين‌كه نوجوانان نمي‌فهمند چگونه با دنياي اطراف خود شكل داده مي‌شوند و زماني كه متوجه اين امر نباشند، خطرات بيشتر مي‌شود.

البته در اين ميان، سازمان‌يافتگي ورزش، موقعيت‌هاي كاري و تحصيلي خوب، سهم عمده‌اي در كاهش انحرافات داشته‌اند و نسل دختراني كه پس از سال 1990 متولد شده‌اند، به اين مسائل به خوبي دسترسي داشته‌اند. در سال تحصيلي 2004ـ2005 زنان 57 درصد مدارك ليسانس و 59 درصد مدارك فوق‌ليسانس را كسب كرده‌اند. هم‌اكنون 90 زن در كنگره آمريكا حضور دارند كه بالاترين ميزان آن در تاريخ آمريكاست. شانزده نفر در سنا و 74 نفر در مجلس نمايندگان. «نانسي پلوسي» رئيس مجلس آمريكاست و «هيلاري كلينتون» هم به عنوان نخستين نامزد زن رياست‌جمهوري آمريكا، وارد عرصه رقابت شده است. به طور كلي، شانس زنان براي اين‌كه شخصيت خود را از طريق تحصيل مطرح كنند، بيشتر شده است.

حضور نسل دختران بد در آمريكا از بعد از جنگ‌هاي داخلي آمريكا آغاز شد و تا اوايل دهه 1960 همچنان ادامه داشت. در اين دهه، وقايعي مانند جنگ ويتنام، جنبش‌هاي حقوق مدني، ايجاد احساسات ملي با ترور «جان اف كندي» و «مارتين لوتركينگ» و «رابرت كندي» تا حد زيادي تعديل شد.

اما در قرن بيست و يكم، اين افراد تأثيرگذار زيبا، جوان و ثروتمند هستند و شايد اين مهم‌ترين علت نفوذ بيش از حد آنان در نوجوانان باشد و متأسفانه در حالي كه در برخي كشورهاي جهان سوم، حدود 60 درصد دختران به مدرسه نمي‌روند و سايرين نيز با مشكلات بهداشتي و خشونت، سوءتغذيه و تبعيض روبه‌رو هستند و سازمان ملل مشكلات آنان را ناشي از اقتصاد بيمار و سياست اجتماعي نادرست مي‌داند، در آمريكايي كه با حداقلي مشكلات آن دختران روبه‌رو بوده و در آن تحصيل رايگان است، آب تميز يافت مي‌شود، بهداشت عمومي در دسترس همگان است و شانس‌هاي زيادي براي دختران بااستعداد وجود دارد، نابودي فرهنگ ما به دست اشخاصي رقم مي‌خورد كه مانند بريتني، ازدواج اول آنان تنها 55 ساعت دوام مي‌آورد و عكس برهنه بارداري او، عكس صفحه اول مجلات و تبليغ محصولات تجاري مي‌شود.

نويسنده: كتلين دوني و راينا كلي
ترجمه: سبوح شهلايي
منبع: نيوزويك

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

سالروز شهادت سردار صياد شيرازي...
موضوع: یکشنبه 19 فروردین1386 12:47 بعد از ظهر
            
با آنكه بيش از چند سال از عروج او گذشته است هنوز دل از دام چهره پرجاذبه‌آشناي جبهه‌ها و هم‌پيمان سجده‌ها و عبادت‌هاي عارفانه آزاد نگشته و او همراه خود خرامان دل را پرواز داده و اسير و سرگردان خود نموده است.
كجا مي‌توان تبسم مشفقانه ، اخم مقتدرانه و سنگيني فروتنانه شانه‌هايش را از ياد برد. او با طنين سخنان سترگش و باصلا‌بت عزم آهنينش و با شهادت سرخ و مظلومانه‌اش، صلا‌ي حضور و شهود را در گوش ما مي‌نوازد و هشدار مي‌دهد كه ما شاهدان هميشه تاريخ خواهيم ماند. اگر چه امروز ما را بيگانه مي‌انگارد و با ما خاموشي مي‌گزيند، اما مصرانه و بي‌صبرانه از او مي‌خواهيم يك بار ديگر لب به سخن بگشايد و براي نسلي كه خود را شيفته و دلباخته آنان مي‌دانسته خود را معرفي كند.
 
معرفي شهيد به قلم خودش:
 
نامم «علي» و نام خانوادگي‌ام «صياد شيرازي» است. اجداد من از عشيره‌اي به نام «اخت افشار» مي‌باشند كه از اصطهبانات و نيريز در فارس تا سيرجان، بافت و جيرف در كرمان گسترش يافته‌اند. پدر بزرگم «صياد» همراه فرزندانش و مال و احشامش ده‌ها سال پيش به سوي خراسان، مشهد و به شهرستان درگز كوچ كرده و پدر من «زياد» كوچك‌ترين فرزند ايشان است كه در آن موقع دوازده سال داشته است.
پس از ولا‌دت اينجانب در شهرستان درگز و حدود يك سال اقامت در اين شهر، برحسب شغلي كه پدرم داشته است، درجه‌دار ژاندارمري‌حدود 2 سال در مشهد اقامت كردم و حدود 15 سال در مازندران يعني در «شهرهاي گرگان، آمل و گنبد قابوس» به سر برده‌ام.
سال ششم رياضي يعني آخرين سال دبيرستان را در تهران و از دبيرستان اميركبير فارغ‌التحصيل شده، در سال 1343 وارد دانشكده افسري شدم، در سال 1346 آن را به پايان بردم و پس از يك سال طي دوره مقدماتي رته توپخانه، وارد لشكر 2 تبريز گرديدم.
در سال 1348 به لشكر تبريز، ماموريت استقرار در رمزهاي غرب كشور ـ قصر شيرين ‌ داده شد و اينجانب نيز به عنوان «افسر ديده‌بان توپخانه و معاون آتشبار» حدود يك سال را در اين ماموريت به سر بردم.
لشكر تبريز در سال 1349 منحل و گردان 302 توپخانه بود به توپخانه لشكري، لشكر 81 زرهي كرمانشاه انتقال يافت و من فرمانده آتشبار گرديدم.
بعد از يك بار جابه‌جايي و انتصاب در فرماندهي آتشبار گردان 316 توپخانه، براي گذراندن دوره آموزش زبان انگليسي به تهران رفتم و سپس به سبب پذيرش در كنكور اعزام به خارج در سال 1351 عازم يك دوره تخصصي توپخانه تحت عنوان «دوره هواسنجي بالستيك توپخانه» در آمريكا شدم.
با كسب امتياز نخست در دوره ياد شده «به لطف خداي متعال» به دستور فرمانده نيروي زميني وقت از لشكر 81 زرهي «تيپ يك مستقر در اسلا‌م‌آباد» به مركز آموزش توپخانه اصفهان، دانشكده توپخانه انتقال يافتم.با ورود به اصفهان و قرار گرفتن در متن مردم متعهد و انقلا‌بي اين ديار شهيدپرور، اين توفيق نصيبم شد كه طي حدود 5 سال قبل از به ثمر رسيدن انقلا‌ب، خود را مهياي ورود به فضاي نوراني آن نمايم.
فقط سه روز قبل از 22 بهمن سال 1357 بازداشت انفرادي شدم ودر بامداد 22 بهمن با روند پيروزي عظيم انقلا‌ب اسلا‌مي‌از بازداشت خارج و به درجه سرواني به دنياي نوراني خدمت در ارتش اسلا‌مي‌وارد شدم.
با آغاز توطئه سنگين ضدانقلا‌ب در كردستان، بعد از فاجعه شهادت 52 نفر از پاسداران انقلا‌ب اسلا‌مي‌اصفهان در جاده سردشت ‌ بانه، كردستان، همراه با همرزم عزيزم سردار سرلشكر پاسدار سيديحيي صفوي و در معين سردار سلحشور اسلا‌م شهيد دكتر مصطفي چمران «رحمه‌الله عليه» وارد كردستان و شهر سردشت شدم.
با بررسي‌ها و تجربه‌هايي كه طي 17 روز در شهر سردشت به عمل آمد، موفق به ارايه طرحي شدم كه مورد تصويب رييس جمهور وقت قرار گرفت و در اجراي آن تقريبا به صورت رسمي در درجه سرگردي ماموريت مقابله با ضدانقلا‌ب را در شهر سنندج دريافت كردم.
به همت رزمندگان اسلا‌م اعم از ايثارگران لشكر 28 پياده، تيپ 55 هوابرد، تيپ 3 لشكر 16 زرهي، برادران سپاه، نيروهاي مردمي‌و پيشمرگان مسلمان كرد، شهر سنندج از ضدانقلا‌ب بازپس گرفته شد و محاصره پادگان سنندج شكست و در كمتر از سه ماه شهرهاي ديگر شامل ديواندره، مريوان، سقز و بانه نيز آزاد گشت و اينجانب به عنوان هماهنگ كننده رزمندگان ارتش جمهوري اسلا‌مي‌و سپاه پاسداران انقلا‌ب اسلا‌مي‌و فرماندهي عمليات پاكسازي انجام وظيفه مي‌نمودم. به منظور پاكسازي كامل منطقه از وجود پليد ضدانقلا‌ب با دو درجه موقت «سرهنگي» به فرماندهي عمليات غرب كشور انتصاب يافتم و با كنترل عملياتي قرار گرفتن لشكرهاي 28 كردستان، 81 زرهي، بخشي از لشكر 16 زرهي، تيپ 23 نيروهاي مخصوص، سپاه پاسداران انقلا‌ب اسلا‌مي‌و نيروهاي انتظامي‌به اين ماموريت پرداختم.به موجب سعايت‌هايي كه عليه اينجانب و قرارگاه عملياتي غرب كشور انجام گرفت، به دستور رييس جمهور وقت حيطه فرماندهي من محدود به كردستان گرديد و سپس از مسئوليت خود عزل و بركنار شدم و در ضمن به درجه قبلي يعني سرگردي تنزل يافتم. در همين اوان بود كه جنگ تحميلي نيز آغاز شد.
بعد از حدود چهارماه كه به صورت افتخاري در ستاد مركزي سپاه پاسداران انقلا‌ب اسلا‌مي‌در معاونت طرح و عمليات انجام وظيفه كردم، از سوي رييس جمهور شهيد والا‌مقام «آقاي رجايي» فراخوانده شده، با اعطاي دو درجه «سرهنگي» ماموريت يافتم كه با تشكيل قرارگاه عملياتي شمال غرب كشور و در كنترل عملياتي قرار گرفتن لشكر 64 اروميه، لشكر 28 كردستان، تيپ 23 نيروهاي مخصوص، تيپ 30 گرگان و نيروهاي سپاه و ژاندارمري منطقه به آزادسازي دو شهر «اشنويه و بوكان» بپردازم كه الحمدالله ظرف 44 روز ماموريت تحقق يافت.
در 9 مهرماه 1360 يك سال پس از شروع جنگ تحميلي، در سمت فرماندهي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلا‌مي‌وارد جبهه‌هاي غرب و جنوب شدم.در طول حدود پنج سال انجام وظيفه در مسئوليت خطير فوق و توفيق حضور در عمليات طريق‌القدس، فتح‌المبين، بيت‌المقدس و ده‌ها نبرد ديگر، به درخواست خود از مسئوليت فرماندهي نيروي زميني استعفا داده و بدون وقفه بنا به امر امام راحل به نمايندگي معظم‌له در شوراي عالي دفاع منصوب گرديدم كه تا پايان جنگ ادامه يافت.
به درخواست ستاد كل نيروهاي مسلح و با تصويب رهبر معظم انقلا‌ب اسلا‌مي‌و فرماندهي كل قوا حضرت آيت‌الله خامنه‌اي «مدظله العالي» به معاونت بازرسي ستاد كل نيروهاي مسلح منصوب گرديدم. بالا‌خره با حفظ سمت حدود چهار سالي است كه در سمت جانشيني رييس ستاد كل انجام وظيفه مي‌كنم.
 
شهادت امير و پيام رهبر:
 
سرانجام امير سرافراز ارتش پس از جانفشاني‌هاي كه در صحنه‌هاي نبرد حق عليه باطل از خود ابراز كرد، در 21 فروردين 1378 توسط منافقيان كوردل شهيد و جان‌آفرين تسليم كرد.
مقام معظم رهبري پس از شهادت اين سرباز سرافراز ميهن طي پيامي تاكيد كردند:
من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا‌.
امير سرافراز ارتش اسلا‌م و سرباز صادق و فداكار دين و قرآن، نظامي‌مومن و پارسا و پرهيزگار، سپهبد علي صياد شيرازي، امروز به دست منافقان مجرم و خونخوار و روسياه به شهادت رسيد. اين نه اولين و نه آخرين باري است كه دلي نوراني و سرشار از عشق و ايمان و وفاداري به آرمان‌هاي بلند الهي، هدف تير خشم و عناد و عصبيت از سي زمره جنايتكار و فاسدي كه ادامه حيات خود را در خدمتگزاري به دشمنان اسلا‌م دانسته است، قرار مي‌گيرد و دست خائن خودفروخته‌اي نهال ثمربخش انساني والا‌يي را قطع مي‌كند.
او مانند ديگر مردان حق، از روزي كه قدم در راه انقلا‌ب نهاد، همواره سر و جان خود را براي نثار در راه خدا روي دست داشت.
سرزمين‌هاي داغ خوزستان و گردنه‌هاي برافراشته كردستان سال‌ها شاهد آمادگي و فداكاري اين انسان پاك‌نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه‌هاي دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و ازخودگذشتگي او حفظ كرده است. خطر مرگ، كوچك‌تر از آن است كه بندگان صالح خدا را از راه او باز گرداند و عشق به منال دنيوي حقيرتر از آن است كه در دل نوراني شايستگان جايي بيابد و كوردلا‌ن منافق بدانند كه با اين جنايت‌ها روز به روز نفرت ملت ايران از آنان بيشتر خواهد شد.
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

سالروز شهادت سید اهل قلم...
موضوع: یکشنبه 19 فروردین1386 12:27 بعد از ظهر
                        
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

میلاد رسول الله(ص) و امام صادق(ع)
موضوع: پنجشنبه 16 فروردین1386 9:25 قبل از ظهر
                      

  ((میلاد با سعادت پیامبر اعظم بر مسلمین جهان مبارک))

  ((میلاد با سعادت امام صادق(ع)برمسلمین جهان مبارک))

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

انواع تکلم الهی...
موضوع: سه شنبه 14 فروردین1386 9:36 بعد از ظهر
                                           تكلّم الهي؛

 گفت‌وگوي خداي سبحان و تكلّم او با انسان كه همان آفرينش كلمات است، همچون معيّت او سه‌گونه است. گاه كلمات خداوند در گستره‌اي به وسعت همه‌ي‌ هستي مطرح است؛ به گونه‌اي كه اگر دريا، مركّب شود و در شمارش كلمات خدا به كار آيد، پيش از تمام شدن كلمات، درياي مركّب به پايان مي‌رسد؛ اگرچه خداوند همتاي آن، دريايي ديگر را پديد آورد؛ "قل لو كان البحر مداداً لكلِمَـت ربّي لنفد البحر قبل أن تنفد كلمَـت ربّي و لو جئنا بمثله مدداً".(1)
همين معنا با بياني روشن‌تر و در جايي ديگر توسّط قرآن كريم بازگو شده است؛ "و لو أنّما في الأرض من شجرة أقلـم و البحر يمدّه من بعده سبعة أبحر مانفدت كلمـت الله إنّ الله عزيز حكيم".(2)يعني اگر همه‌ي‌ درختان زمينْ قلم و بيش از هفت دريا مركّب شده بود، باز شمارش كلمات خداي عزيز و حكيم، ناميسّر مي‌بود.
اين‌گونه تكلّم حق ـ تبارك و تعالي ـ را مي‌توان "تكلّم تكويني" ناميد كه در دو بخش مطرح است: يا در كلمات عام، مانند آسمان و زمين و هر چه ميان آن‌ها ظهور يافته است و دو آيه‌ي‌ پيش گفته (109 كهف و 27 لقمان)، اشاره به همين كلمات دارد يا در كلمه‌هاي ويژه‌اي چون وجود مقدّس عيسي (عليه‌السلام) تجلّي نموده است؛ "يَـمريمُ إنّ الله يبشّرك بكلمة منه اسْمه المسيح عيسي ابْن مريم"(3)و "إنّما المسيح عيسي ابْن مريم رسول الله وكلمته"(4)و بر همين اساس، همه‌ي‌ پيامبران و اوليا و اهل بيت رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) را مي‌توان از كلمات ويژه‌ي‌ تكويني در نظام الهي دانست.
بخش دوم از تكلّم خداي سبحان، گفت‌وگو و "تكلّم تشريفي" است كه شرف آن، تنها بهره‌ي‌ پيامبران برگزيده است؛ "تلك الرّسل فضّلنا بعضهم علي بعض منهم من كلّم الله..."(5) و قرآن كريم بارها از اين‌گونه سخن گويي خداي سبحان با موسي (عليه‌السلام) ياد مي‌كند؛ گاه بي‌هيچ توضيحي مي‌فرمايد: "و كلّم الله موسي تكليماً"(6)و زماني توجّه كلام خويش به موسي (عليه‌السلام) را از پايه‌هاي برگزيدگي او بر ديگر انسان‌ها مي‌شمارد؛ "يـموسي إنّي اصْطفيتُك علي النّاس برسلَـتي و بكَلَـمي".(7)
بخش سوم از سخن‌گويي خدا با انسان، گرچه به عنوان تكلّم و كلام، مطرح نشده است، نحوه‌اي از گفت‌وگوي الهي است كه مي‌توان آن را "تكلّم توبيخي" ناميد. اين‌گونه تكلّم، تنها مربوط به تبهكاران و مجرمان است؛ مثلا ً درباره‌ي‌ گروهي از جهنّميان كه به شقاوت و گمراهي خويش اعتراف كرده و مهلتي ديگر طلبيده‌اند، چنين مي‌فرمايد: "إخْسئوا فيها و لا تُكلّمون"؛(8)يعني درون جهنّم رويد و با من سخن نگوييد و اين، همان تعبيري است كه در دنيا با استفاده از آن، سگ وحشي و پُر سروصدا را خاموش مي‌كنند و باز مي‌گردانند.
شايد همه‌ي‌ خطاباتِ توأم با عتابِ خدا كه شامل گنهكاران، اهل كتاب، مشركان، كافران و منافقان شده است، از همين نوع تكلّم توبيخي باشد. مثلاً كساني را كه به بيگانگان، گرايش قلبي و سياسي داشتندْ خطاب كرده، از روي ملامت و توبيخ و تهديد مي‌فرمايد: "و من يتولّهم منكم فإنّه منهم إنّ الله لايهدي القوم الظَّـلمين"(9). نيز به سهل انگاران در امر جهاد مي‌فرمايد: اگر به سوي دشمنان و براي نبرد با آنان حركت نكنيد، خداوند به سختي كيفرتان خواهد داد؛ "إلاّ تنفروا يعذّبكم عذاباً أَليماً..."(10). همچنين به اهل كتاب كه به كتمان حقايق آسماني پرداخته، امّت خويش را بيش از پيش در گمراهي فرو مي‌برند، خطاب مي‌فرمايد: "يَـأهل الكِتَـب قد جاءكم رسولنا يبيّن لكم كثيراً ممّا كنتم تخفون من الكِتَـب".(11)


1 ـ سوره‌ي‌ كهف، آيه‌ي‌ 109.
2 ـ سوره‌ي‌ لقمان، آيه‌ي‌ 27
3 ـ سوره‌ي‌ آل عمران، آيه‌ي‌ 45.
4 ـ سوره‌ي‌ نساء، آيه‌ي‌ 171.
5 ـ سوره‌ي‌ بقره، آيه‌ي‌ 253.
6 ـ سوره‌ي‌ نساء، آيه‌ي‌ 164.
7 ـ سوره‌ي‌ اعراف، آيه‌ي‌ 144.
8 ـ سوره‌ي‌ مؤمنون، آيه‌ي‌ 108.
9 ـ سوره‌ي‌ مائده، آيه‌ي‌ 51.
10 ـ سوره‌ي‌ توبه، آيه‌ي‌ 39.
11 ـ سوره‌ي‌ مائده، آيه‌ي‌ 15.
مأخذ: (تفسير موضوعي، ج 15، ص 94)

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

فیلم 300
موضوع: یکشنبه 5 فروردین1386 8:26 قبل از ظهر
آغاز اکران جهانی فیلم "300 ": نیاکان ایرانیان هم "محور شرارت" بودند!
به روایت غربی ها، آن 300 نفر سه روز در برابر سپاه120 هزار نفری ایران مقاومت کردند و در همین سه روز یونانیان علیه ایرانیان متحد شدند و بدین ترتیب زمینه برای شکست لشکر ایران و برپایی دمکراسی فراهم شد.

 فیلم سینمایی "300" ، پس از نمایش در جشنواره فیلم برلین ، به اکران عمومی در آمد و این اکران ، آن هم در مقطع زمانی کنونی ، بسیار پر معناست .

"300" ، تلاشی نوین برای بدبین نمودن افکار عمومی جهان نسبت به مردم ایران و تاریخ و تمدن ایرانی است که همزمان با تشدید تهدیدات امریکا علیه ایران ، با تبلیغات بسیار فراوان بر پرده سینماها می رود و پیش بینی می شود به یکی از فیلم های پرفروش  تبدیل شود .

در این فیلم ، که "یاهو" داستان آن را "سرآغازی برای دمکراسی" نامیده است ، ایرانیان ، مردمانی هیولا صفت ، فاقد فرهنگ و شعور و انسانیت قلمداد می شوند که جز حمله به سرزمین های دیگر، تهدید صلح و کشتن انسان ها ، چیز دیگری نمی دانند و البته در مقابل این قوم " شرور" چاره ای جز جنگ و نابودی آنها نیست تا بلکه جهانیان از دست این " محور شرارت" رهایی یابند .

فیلم 300 ، به داستان جنگ ایران و یونان در "ترموپیل" -گردنه ای در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک-  بر مبنای روایت  «هرودوت» درکتاب "جنگ پارسی‌ها" می پردازد .

در این اثر سینمایی ، "لئونیداس" پادشاه اسپارت، فقط یک ارتش کوچک 300 نفری دارد که در مقابل سپاه عظیم " خشایارشا" -پادشاه ایرانی - که تا پشت دروازه های شهر آمده اند ، ایستادگی می کنند و سرانجام گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی ایرانیان وحشی باز می‌کند .

به روایت غربی ها،  آن 300 نفر  سه روز در برابر سپاه120 هزار نفری ایران مقاومت کردند و در همین سه روز یونانیان علیه ایرانیان متحد شدند و بدین ترتیب زمینه برای شکست لشکر ایران و برپایی دمکراسی فراهم شد .

در فيلم توهین آمیز و به شدت ضدایرانی 300 ، که به کارگردانی "زاک سنايدر" ساخته شده است ،  جرارد باتلر، لنا هيدی، وينسنت ريگان، مايکل فسنبدر  ،دومنيک وست و ...   بازی می‌کنند.

در فیلم 300،  ایران ، نمادی از  دیکتاتوری و بی خردی و توحش است و یونان( غرب)  سمبل دموکراسی و مبازره با آدم کشی و تجاوز .
به عبارت دیگر ، 300، فیلمی است هدفمند که در آن تقابل تاریخی هیولا و فرشته ( شر و خیر ) ، به نمایش در می آید و در این میان ، نقش هیولا متوجه ایرانیان است . این درحالی است که به روایت تاریخ ، در آن مقطع زمانی ، ایرانیان به آزادی های فردی و حقوق اقلیلت ها و زنان و ... رسمیت داده بودند ولی در یونان و کل اروپا ، برده داری و بدوی گرایی ، مشخصه ای بارز به شمار می رفت .

زنان ایرانی در این فیلم "همه جایی" و مردانشان با قیافه هایی که تروریست های امروزی( از نگاه شهروند غربی) را تداعی می کند ، به نمایش در آمده اند .

این فیلم در تحریف واقعیت ها به حدی بی پروا و ناشیانه عمل کرده است که در صحنه ای از آن برای خشایارشا "قلیان" چاق می کنند در حالی که در آن زمان چیزی به نام قلیان در دنیا وجود نداشته است . با این حال از آنجا که در میان مردم امروز ایران ، قلیان رواج دارد ، سازنده فیلم از ان استفاده کرده است!

با توجه به تبلیغات گسترده ای که بر روی این فیلم شده و در موتور های جستجو نیز این اثر مجعول سینمایی رتبه بالایی دارد ، پیش بینی می شود همزمان را اکران این فیلم ، که صحنه های پرشکوهی نیز دارد ، موج جدیدی از تبلیغات ضد ایرانی در جهان آغاز شود به ویژه اینکه در این برهه زمانی ، غرب و به ویژه آمریکا در صدد توجیه اقدامات خود علیه ایران هستند و چه ابزاری بهتر از سینما می تواند آنها را در بسیج افکارعمومی علیه ایران و فرهنگ وتمدن آن ، کمک کند؟  

این مساله فقط درباره سینما صادق نیست و امروزه ، بسیاری از ایرانیان به حدی از تاریخ پرشکوه ایران بی خبرند که حتی برای ساده ترین پرسش های تاریخی نیز جوابی جز "نمی دانم" ندارند و این خالی الذهن بودن باعث شده است که اگر فیلم 300 در ایران نیز اکران شود ، مخاطبان ایرانی هم آن را باور کنند ، چه رسد به مردمان کشورهای دیگر در 5 قاره جهان که در سال های اخیر فقط تصویری منفی از ایران به انها نشان داده شده است و اینک قرار است به آنها گفته شود ایرانی که "محور شرارت" است ، نه فقط امروز که از دیرباز منشأ شرارت بوده و اجداد ایرانیان امروز ، همین وحشی های زشت ، آدمکش و نفهمی هستند که در فیلم "300" می بینید!!

اگر فیلم ضد ایرانی "بدون دخترم هرگز" توانست چهره ای منفی و کریه از ایران امروز در جهان به نمایش گذارد ،" 300" مأموریت دارد این منفی گرایی را به اعماق تاریخ ایران ببرد.

 

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

سال نو.....
موضوع: شنبه 4 فروردین1386 9:21 بعد از ظهر

 

     ((سال جدید که سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی است بر شما مبارکباد))

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |


hrvizheh.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati