تبليغاتX
(..:: ثقلین ::..)
(..:: ثقلین ::..)
o اللهم عجل لولیک الفرج... اللهم عجل لولیک الفرج
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS

در محضر قران...
موضوع: یکشنبه 13 اسفند1385 2:14 بعد از ظهر
هدايت و اضلال در قرآن چگونه به خداوند نسبت داده مى‌شود؟
قرآن كريم هدايت و اضلال را به خداوند نسبت داده و مى‌فرمايد: «يُضلّ الله من يشاء و يهدى من ‏يشاء»(1) خداوند هر كسى را بخواهد گمراه و هر كه را بخواهد هدايت مى‌كند. با رجوع به قرآن و ارجاع آيات ‏به يكديگر دو نوع هدايت به خداوند نسبت داده مى‌شود اول: هدايت عمومى و دوم: هدايت پاداشى.‏
هدايت عمومى، هدايت فراگير و همگانى است كه شامل همهٔ انسان‌ها مى‌شود مانند قرآن كه در ‏وصف آن آمده است «هدى للنّاس» هدايت براى مردم است. هدايت عمومى، هدايتى ابتدايى است؛ كسى ‏كه به هدايت ابتدايى پاسخ مثبت بدهد و به دنبال آن حركت نمايد و كسى كه به قرآن معتقد شده و به حكم ‏آن آشنا گردد و در خدمت قرآن قرار گيرد از هدايت پاداشى بهره مى‌برد.‏
هدايت تشريعى، هدايتى عمومى است و بدون استثنا همهٔ انسانها را در بر مى‌گيرد، ليكن هدايت ‏پاداشى هدايت تكوينى است و كسى كه از آن بهره‌مند شود وسايل رسيدن به مقصد به او اعطا مى‌شود. ‏قلب او به طرف كارهاى خير نرم و ملايم مى‌شود و نسبت به شر تنفر پيدا مى‌كند و به آن گرايش پيدا ‏نمى‌كند.‏
هدايت پاداشى در تعابير قرآنى مختص كسانى است كه به هدايتهاى تشريعى پاسخ مثبت مى‌دهند، ‏مانند: «يَهدى اليه من أناب»(2) كسى كه به سوى خداوند بازگردد و انابه نمايد بسوى او هدايت مى‌شود ‏و يا «ان تُطيعوه تهتدوا»(3) اگر او را اطاعت نماييد، هدايت مى‌شويد و همچنين: «مَن يُؤمن بالله يَهدِ ‏قلبه»(4) كسى كه ايمان به خداوند بياورد دل او را هدايت مى‌نمايد.‏
آيات بسيارى از قرآن كريم ناظر به اين مطلب است كه اگر كسى ايمان بياورد و مقدارى بر آنچه ايمان ‏آورد، عمل نمايد قلب او به آسانى به طرف خير حركت مى‌كند و معارف دينى را نيك مى‌فهمد.‏
هدايت پاداشى ايجاد علاقه و گرايش و تهيّهٔ توفيق و وسايل و مانند آن است.‏
اضلال و گمراه كردن خداوند برخلاف هدايت نمودن او به دو قسم تقسيم نمى‌شود بلكه براى اضلال بيش ‏از يك قسم نيست، زيرا خداوند ـ معاذ الله ـ اضلال ابتدايى ندارد و كسى را در ابتدا گمراه نكرده و فريب ‏نمى‌دهد، اضلال خداوند همواره كيفرى است و اضلال كيفرى شامل كسانى مى‌شود كه على‌رغم هدايت ‏ابتدايى، كه شامل عقل، فطرت و الهام فجور و تقوى از درون و وحى تشريعى و كتابهاى آسمانى، رسالت و ‏امامت از بيرون، دين را پشت سر گذارده و از نداى فطرت اعراض نموده و به طرف گناه حركت مى‌نمايد. ‏خداوند سبحان به انسان خاطى و گناهكار ابتدا فرصت توبه و انابه و بازگشت را اعطا مى‌كند و او اگر از اين ‏مهلت نيز استفاده نكند به اضلال الهى گرفتار مى‌گردد.‏
قرآن كريم كه اضلال را به مشيت الهى نسبت مى‌دهد در برخى از آيات مشيّت خداوند را توضيح داده و ‏مى‌فرمايد: «و ما يُضلّ به الاّ الفاسقين»(5) يعنى؛ او با آن جز فاسقان را گمراه نمى‌كند.‏
اضلال خداوند بر خلاف هدايت امرى وجودى نيست، چه اين كه ضلالت نيز در قبال هدايت عدم ملكه ‏است، ضلالت يك امر وجودى نيست تا خداوند به كسى اعطا نمايد بلكه بهرهٔ نداشتن از الطاف الهى است.‏
خداوند، گرايش، علاقه، انس، اسباب و وسايل، دوست خوب، استاد خوب، شاگرد خوب و شرايط مناسب ‏را به فاسق اعطا نمى‌كند و امكان بهره‌ورى از اين امور را از او سلب مى‌نمايد و او را به حال خود رها مى‌كند ‏و به اين ترتيب هواهاى نفسانى بر او چيره شده و زمام زندگانى او را به دست گرفته و در اختيار شيطان قرار ‏مى‌دهد. او دَرِ رحمت خود را بر انسان گمراه مى‌بندد. و در سورهٔ مباركهٔ فاطر به اين حقيقت اشاره شده ‏است كه: «ما يَفتح الله للناس من رحمةٍ فَلا مُمسِك لها و ما يُمسك فلا مرسل له من بعده و هو ‏العزيز الحكيم»(6).‏
آنچه را كه خداوند از رحمت بر بندگان خود بگشايد بازدارنده‌اى براى آن نيست و آنچه را او باز دارد، ‏گشاينده‌اى ندارد و خداوند شكست‌ناپذير و حكيم است.‏
‏(1) سورهٔ مدثر، آيهٔ 31 و سورهٔ ابراهيم، آيهٔ 4. ‏
‏(2) سورهٔ رعد، آيهٔ 27.‏
‏(3) سورهٔ نور، آيهٔ 54.‏
‏(4) سورهٔ تغابن، آيهٔ 11.‏
‏(5) سورهٔ بقره، آيهٔ 26.‏
‏(6) سورهٔ فاطر، آيهٔ 2.‏
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

سکوت برای چه ؟؟؟
موضوع: چهارشنبه 9 اسفند1385 9:48 قبل از ظهر

 سکوت اصولگرایان در برابر آزمون موهن؛ چرا؟

 در حالی‌که مساله سوالات موهن آزمون ضمن خدمت فرهنگیان حتی با واکنش نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم و این اواخر آیت‌الله فاضل لنکرانی و آیت‌الله نوری همدانی از مراجع تقلید مواجه شده است، سکوت احزاب و تشکل‌های حامی دولت در این خصوص با تعجب و سوال ناظران مواجه شده است. این ماجرا از آن رو جالب توجه تلقی می‌شود که به یاد بیاوریم، وقوع مسائلی بسیار متفاوت با مساله اخیر در سال‌های اصلاحات که می‌توانست با اتخاذ سکوت و یا حداقل دامن زده نشدن به آنها، به نوعی حل و فصل شود با پوشش وسیع خبری که غالباً ابتدا از نشریات جناح تندرو آغاز می‌شد و در نهایت به رسانه‌ فراگیر صدا و سیما ختم می‌شد، گاه تا حد یک بحران ملی فراگیر می‌شد.

تحلیلگران سیاسی در این راستا به مسائل متعدد و پر‌شماری اشاره می‌کنند که در دوران دولت «سیدمحمد خاتمی» و مجلس ششم پیش می‌آمد و اکثر آنها بدون اینکه هیچ ربطی به دولت یا مجلس داشته باشند به محلی برای برخورد با اصلاح‌طلبان تبدیل می‌شدند تا جایی که وزرای کشور و ارشاد خاتمی با «خوردن سیلی در نماز جمعه»، تاوان آن موارد را پس می‌دادند.

انتشار مطلبی در یک نشریه دانشجویی با نام «موج» که تیراژی محدود در دانشگاه تهران داشت و در آن مسائل غیرقابل دفاعی به امام زمان (عج) منتسب شده بود، نمونه بارز این مسائل بود که با پوشش خبری وسیع و همه جانبه مطبوعات و رسانه‌های خبری جناح راست و صد البته صدا و سیمای وقت تا آنجا گسترش یافت که به راه افتادن تظاهراتی در شهرهای قم و تهران که طی آنها عده‌ای، کفن‌پوشان بر علیه اصلاح‌طلبان و دولت شعار می‌دادند، منجر شد.

سال‌ها از آن روزها گذشته است؛ اکنون دیگر دولت به علاوه برخی دیگر نهادهای قدرتمند و تاثیرگذار کشور در اختیار جریانی است که بزرگترین منتقد آنچه «برنامه‌ها و سیاست‌های ضد دینی و مذهبی اصلاح‌طلبان» نامیده می‌شد، بود اما به ناگاه سوالاتی در آزمون ضمن خدمت فرهنگیان زیر نظر وزارت آموزش و پرورش دولت اصولگرا طرح می‌شود که در مقام مقایسه، قابل قیاس با موارد مشابه در دولت‌های قبل نیست اما این بار تشکل‌ها و احزاب حامی دولت را سکوتی سوال برانگیز در برگرفته است. 

این بار اما نه هیچ نشانی از آن بیانیه‌ها و اعلامیه‌های تند و تیز است نه خبری از آن راه‌پیمایی‌ها و کفن پوشان، مطبوعات حامی دولت هم که گویی هیچ‌ اتفاقی نیفتاده که حتی شایسته طرح در صفحات ابتدایی آنها باشد. به راستی دلیل این سکوت محض چیست؟ مگر حفاظت از ساحت مقدس دسن اسلام این جناح و آن جناح یا این رئیس‌جمهور و آن رئیس‌جمهور می‌شناسد؟

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

در محضر ایت الله جوادی املی.....
موضوع: چهارشنبه 9 اسفند1385 8:18 قبل از ظهر
آيا تلاوت قرآن در صورتى كه انسان معناى آيات را نفهمد اثر و فايده‌اى دارد؟

اگر اهميت و فضيلت تلاوت قرآن براى ما روشن شود و بدانيم كه قرآن تكلم و سخن گفتن خداوند با ما ‏است، و با طهارت باطن و اُنس با قرآن لذت تلاوت را بچشيم، هيچ گاه حاضر نمى‌شويم بين خود و قرآن ‏فاصله بيندازيم و هرگز از فيض عظيم آن، حداقل با تلاوت پنجاه آيهٔ در شبانه‌روز، محروم نمى‌گرديم.‏
خداى سبحان رسول الله (صلّى‌الله‌عليه‌وآله) را مستقيماً تحت ولايت خود معرفى كرده، مى‌فرمايد: «إنّ ‏وليّى الله الّذى نزّل الكتاب و هو يتولّى الصّالحين»(1) اين آيهٔ كريمه حاوى چند مطلب است: اول آن ‏كه مى‌فرمايد خدا ولى رسول الله است «ان وليّى الله» دوم آن كه همان خدايى ولى رسول الله است كه ‏قرآن را نازل فرموده «الّذى نزل الكتاب» و سوم آن كه خداوند متولّى صالحين است «و هو يتولّى الصالحين». ‏با توجه به اين سه نكته مى‌فهميم راه اين كه خدا ولى انسان باشد، آن است كه انسان، صالح بشود و تا ‏صالح نگردد تحت ولايت الله نخواهد بود و خدا هم تولى او را نخواهد پذيرفت و بهترين راه صلاح هم اُنس با ‏قرآن است. اين جمله كه مى‌فرمايد ولى رسول الله (صلّى‌الله‌عليه‌وآله)، خدايى است كه قرآن را نازل كرده از ‏باب تعليق حكم بر وصف مى‌باشد كه مشعر به عليّت است؛ يعنى اگر كسى به قرآن عمل كند صالح ‏مى‌شود و اگر خداوند بخواهد ولى كسى بشود، از راه قرآن، ولايت و تدبير او را اعمال مى‌كند.‏
به همين دليل مى‌فرمايد: «فاقرءوا ما تيسّر من القرآن»(2) آن مقدارى كه براى شما ميسّر است ‏قرآن تلاوت كنيد و با اين كتاب الهى مأنوس باشيد. حتّى اگر معناى بعضى از آيات و سور براى شما روشن ‏نشد، نگوييد خواندن بدون ادراك چه اثرى دارد. چون قرآن، كلام آدمى نيست كه اگر كسى معنايش را نداند ‏خواندنش بى‌ثمر باشد؛ بلكه نورى الهى است كه خواندن آن به تنهايى عبادت است گرچه به معنايش ‏آگاهى نداشته باشد.‏
‏(1) سورهٔ اعراف، آيهٔ 196.‏
‏(2) سورهٔ مزّمل، آيهٔ 20.‏
‏(قرآن در قرآن، ص 239، 240.)‏

بهترين راه قرائت و فهم قرآن كريم چيست؟
بهترين راه براى قرائت همراه با ادراك و فهم قرآن اين است كه انسان همراه با قرائت سور قرآنى، معانى ‏آن را در ذهن و نظر قرار دهد، و با هر آيهٔ در درون و نهاد خود گفتگو نمايد، در آيهٔ عذاب از خداوند طلب ‏مغفرت و در آيهٔ رحمت از خداى سبحان طلب گذشت كند و بشير بودن و نذير بودن خداوند در آيات را ‏مشاهده نمايد و از هر مطلبى كه قرآن افاده مى‌نمايد نكتهٔ علمى مربوط به آن را برداشت نمايد.‏
در هنگام تلاوت قرآن با زبان، كلمات از راه گوش به سمع انسان مى‌رسد كه معناى آن نيز بايد به دل و ‏جان نفوذ كند و اگر دل بسته باشد، معنا به آن نفوذ نمى‌نمايد، قرآن كريم در اين مورد مى‌فرمايد: «أفلا ‏يَتَدبّرونَ القرآن أم على قلوبٍ اقفالها»(1) آيا در قرآن تدبر نمى‌كنند يا بر دلها قفلهايى نهاده شده است؟ ‏و در آيهٔ ديگر مى‌فرمايد: «كلاّ بل رانَ على قلوبهم ما كانوا يكسبون»(2) يعنى؛ بر قلب‌هاى آنها با آنچه ‏كسب كرده‌اند زنگار نشسته است.‏
گناه، غفلت و علائق به دنيا، دل را قفل مى‌كند و مى‌بندد و معارف قرآنى در اين قلب‌ها نفوذ نمى‌كند و ‏انسان بايد از راه باز كردن دل و زدودن «رين» و «چرك» از آن، زمينهٔ نفوذ معنا را به جان خود فراهم آورد. چون ‏اين زمينه فراهم شود تلاوت آيات قرآن موجب لذّت مى‌شود. فرد با ورود به هر آيه‌اى اگر مشتمل بر خيرات، ‏معرفت، علم و مانند آن باشد، مضمون آن را مسألت مى‌كند و اگر ناظر به عذاب و مانند آن باشد نجات از آن ‏را از خداوند طلب مى‌نمايد.‏
‏(1) سورهٔ محمّد، آيهٔ 24.‏
‏(2) سورهٔ مطففين، آيهٔ 14

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

میلاد امام موسی کاظم(ع)
موضوع: شنبه 5 اسفند1385 9:11 قبل از ظهر

                              

                 ولادت امام موسی کاظم (ع) مبارک باد.

 

ابوالحسن موسي بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثني عشر (ع) و نهمين معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء (محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد.

 

چگونگي به امامت رسيدن آن حضرت:
در زمان حيات امام صادق (ع) كساني از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اما اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولي كساني مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (ع) عده اي چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مي دانند و همينطور به ترتيب و به تفضيلي كه در كتب اسماعيليه مذكور است. پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگترين فرزند ايشان عبدالله نام داشت كه بعضي او را عبدالله افطحمي دانند اين عبدالله مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق (ع) را نداشت و به قول شيخ مفيد در”ارشاد” متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاي امامت كرد و برخي نيز از او پيروي كردند اما چون ضعف دعوي و دانش او را ديدند روي از او برتافتند و فقط عده قليلي از او پيروي كردند كه فطحيه موسوم هستند.

ـ برادر ديگر امام موسي كاظم (ع) اسحق كه برادر تني آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسي كاظم (ع) را قبول داشت و حتي از پدرش روايت مي كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است.

ـ برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردي سخي و شجاع بود و از زيديه جاروديه بود و در زمان مامون در خراسان وفات يافت اماجلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع امام موسي كاظم (ع) بقدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت امام موسي الكاظم (ع) را از امام صادق (ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.

 

شخصيت اخلاقي:

او در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضرب المثل بود. بدان و بدانديشان را با عفو و احسان بيكران خويش تربيت مي فرمود. شبها بطور ناشناس در كوچه هاي مدينه مي گشت و به مستمندان كمك مي كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه ها مي گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مي كرد. صرار (كيسه ها) موسي بن جعفر در مدينه معروف بود. و اگر به كسي صره اي مي رسيد بي نياز مي گشت معذلك در اطاقي كه نماز مي گذارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود.

 

 برخورد حاكمان سياسي معاصر با امام:

مهدي خليفه عباسي امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابي كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام از او عذرخواهي كرد و به مدينه اش بازگرداند گويند كه مهدي از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش قيام نكند اين روايت نشان مي دهد كه امام كاظم (ع) قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمي دانسته است و با آنكه از جهت كثرت عبادت و زهد به (العبد الصالح) معروف بوده است بقدري در انظار مردم مقامي والا و ارجمند داشته است كه او را شايسته مقام خلافت و امامت ظاهري نيز مي دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدي به حبس او فرمان داده است.

ـ زمخشري در (ربيع الابرار) آورده است كه هارون فرزند مهدي در يكي از ملاقاتها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرد و حضرت نپذيرفت. وقتي اصرار زياد كرد فرمود مي پذيرم به شرط آن كه تمام آن ملك را با حدودي كه تعيين مي كنم به من واگذاري، هارون گفت حدود آن چيست؟ امام فرمود يك حد آن به عدن است حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه (آفريقا) و حد چهارمش كناره درياي خزر است. هارون از شنيدن اين سخن سخت برآشفت و گفت: پس براي ما چه چيز باقي مي ماند؟ امام فرمود:
مي دانستم اگر حدود فدك را تعيين كنم آن را به مامسترد نخواهي كرد (يعني خلافت و اداره سراسر كشور اسلام حق منست) از آن روز هارون كمر به قتل موسي بن جعفر (ع) بست. در سفر هارون به مدينه هنگام زيارت قبر رسول الله (ص) در حضور سران قريش و روساي قبايل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا بن عم و اين را از روي فخر فروشي به ديگران گفت. امام كاظم (ع) حاضر بود و فرمود: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا ابت (يعني سلام بر تو اي پدر من). مي گويند هارون دگرگون شد و خشم از چهره اش نمودار گرديد.

 

  زندان نمودن امام و چگونگي شهادت:

درباره حبس امام موسي (ع) به دست هارون الرشيد شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و بر مكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي (ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود. و اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره  نزدوالي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند.

 عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را  به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي گفته اند.
 

نجمه همسر امام:

نجمه، مادر بزرگوار امام رضا (ع) و از زنان مؤمنه، پارسا، نجيب و پاكيزه بود. حميده، همسر امام صادق (ع)، او را كه كنيزى از اهالى مغرب بود، خريد و به منزل برد.
نجمه در خانه امام صادق (ع)، حميده خاتون را بسيار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هيچ گاه نزدش نمى نشست! روزى حميده در عالم رويا، رسول گرامى اسلام (ص) را ديد كه به او فرمودند: اى حميده! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خود موسى درآور زيرا از او فرزندى به دنيا خواهد آمد كه بهترين فرد روى زمين باشد. پس از اين پيام، حميده به فرزندش امام كاظم (ع) فرمود: پسرم! نـجـمـه بانويى است كه من هرگز بهتر از او را نديده ام، زيرا در زيركى و محاسن اخلاق، مانندى ندارد. من او را به تو مى بخشم، تو نيز در حق او نيكى كن. ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر (ع) و نجمه، نورى شد كه در شكم مادر به تسبيح و تهليل مـشـغـول بـود و مـادر از آن، احـسـاس سنگينى نمى كرد وچون به دنيا آمد، دست ها را بر زمين گذاشت، سر را به سوى آسمان بلند كرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گويا با خدايش راز و نياز مى كرد. پس از تولد امام هشتم (ع)، اين بانوى مكرمه با تربيت گوهرى تابناك، ارزشى فراتر يافت.

 

  فرزندان امام:

بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسي كاظم (ع) سي و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هيجده تن از آنها پسر بودند و علي بن موسي الرضا (ع) امام هشتم افضل ايشان بود. از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسي و محمد بن موسي و ابراهيم بن موسي بودند. يكي از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله عليها است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته اند.

 

  تأثير علمي آن بزرگوار:

امام هفتم (ع) با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و علي رغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري كرد كه جان خود را فدا ساخت. 
 

   سخنان برگزيده

۩ امام رضاعليه السلام: زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛

زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفر عليه السلام، مانند زيارت قبر حسين ‏عليه السلام است.
۩ روايت شده است: أنّهُ (الكاظِم َ‏عليه السلام) كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحيَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛
امام كاظم همواره از بيم خدا مى ‏گريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى ‏شد.

۩ امام كاظم ‏عليه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛

سه چيز تباهى مى ‏آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

۩ امام كاظم ‏عليه السلام: عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛

 كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.

۩ امام كاظم‏ عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛

 اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مى‏ كرد.

۩ امام كاظم‏ عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛

 كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.

۩ امام كاظم ‏عليه السلام: ما مِن شَى‏ءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛

 در هر چيزى كه چشمانت مى ‏بيند، موعظه ‏اى است.

۩ امام كاظم ‏عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛

هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى ‏دارد.

۩ امام كاظم ‏عليه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى‏ إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛

هرگاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مى ‏كند.

۩ امام كاظم‏ عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛

مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.

۩ امام كاظم ‏عليه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَياءِ؛

مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.

۩ امام كاظم ‏عليه السلام: أبلِغ خَيراً و قُل خَيراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛
خير برسان و سخن نيك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.
۩ امام كاظم ‏عليه السلام: المُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ و لِلجازِعِ اثنَتانِ؛
مصيبت براى شكيبا يكى است و براى ناشكيبا دو تا.
۩ امام كاظم‏ عليه السلام: الصَّبرُ عَلَى العافِيَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛
شكيبايى در عافيت بزرگ‏تر است از شكيبايى در بلا.

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

شهادت حضرت رقیه (س)
موضوع: جمعه 4 اسفند1385 1:17 بعد از ظهر

     شهادت حضرت رقيه(ع) تسليت باد.


     رقيه (س) دختر خورشيد است... رقيه (س) از تبار نور و از جنس آبي آسمان است.
    رقيه (س) جلوه ديگري از شكوه و عظمت حماسه عاشورا است. حضور اين كودك خردسال در متن نهضت سرخ حسيني بي هيچ شك و شبهه‌اي اتفاقي ساده و ناچيز نبوده است، چنانكه هر يك از كساني كه در واقعه نينوا حضور داشته‌اند، چون نيك بنگريم، حامل پيامي شگرف و شگفت بوده‌اند.
     
    به گواه تاريخ نگاران و مقتل نويسان رحلت شهادت‌ گونه رقيه (س) اندكي پس از واقعه خونين كربلا در سال شصت و يكم هجري رخ داده است و در اين هنگام وي سه يا چهار ساله بوده است و نخستين نكته شگفت درباره حضرت رقيه (س)، شايد همين باشد كه با چنين عمر كوتاهي، از مرزهاي تاريخ عبور كرد و به جاودانگي رسيد، آن گونه كه برادر شيرخوارش علي ‌اصغر (ع) به چنين مرتبه‌اي نايل شد.
    
     مداحي بمناسبت شهادت آن بزرگوار:
    

 به عبارت ديگر يكي از جلوه‌هاي رويداد بزرگ عاشورا تنوع سني شخصيت‌هاي آن مي‌باشد كه از پايين‌ترين سن آغاز و به بالاترين سنين (حضرت حبيب‌ بن مظاهر) ختم مي‌گردد. نكته قابل تأمل ديگر در بررسي اين مهم آن است كه در پديد آوردن اين حماسه بي ‌بديل و شكوهمند تنها يك جنسيت سهيم نبوده، بلكه در كنار اسامي مردان و پسران جانباز و ايثارگر اين واقعه، نام زنان و دختران نيز حضوري پررنگ و تابناك دارد.
    مصائب و شدائدي را كه رقيه (س) از كربلا تا كوفه و از كوفه تا شام متحمل مي‌شود، آنچنان تلخ و دهشتناك است كه وجدان هر انسان آزاده و صاحبدلي را مي‌آزارد و قلب و روح را متأثر و مجروح مي‌سازد. تحمل گرماي شديد كربلا همراه با تشنگي، حضور در صحنه شهادت خويشاوندان، اسارت و ناظر رفتارهاي شقاوت آلود بودن، آزار و شكنجه‌ هاي جسمي و روحي فراوان، دلتنگي براي پدر در خرابه شام و ... نشانگر مصائب عظمايي است كه يك كودك خردسال با جسم و روح لطيف خود با آن مواجه شده است. از ديگر سو همين قساوت سپاه يزيد است كه بر عظمت نهضت سترگ عاشورا مي‌افزايد، زيرا حضرت امام حسين (ع) با شناخت و پيش‌بيني تمام اين مصائب و شدائد به قيام در راه احياء دين جد بزرگوار خويش قد علم فرمود و چنين دشواري‌هايي نتوانست هيچ گونه خللي بر عزم استوار آن حضرت در راه آزمايش بزرگ الهي پديد آورد.
     رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر حقانيت قيام امام حسين (ع) كه تنها كسي مي‌تواند چنين به مبارزه و مقابله با ستم برخيزد كه مقصدي الهي داشته باشد، و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر مظلوميت عترت پاك پيامبر (ص) و رسواكننده سياهكاراني است كه داعيه جانشيني رسول خدا (ص) را سر دادند و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است براي آن كه اوج توحش و سنگدلي دژخيمان دستگاه بني ‌اميه براي هميشه تاريخ به اثبات بماند، و رقيه (س) فاتح شام و سفير بزرگ عاشورا در اين سرزمين است، و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر اين حقيقت بزرگ كه حق بر باطل پيروز خواهد شد و اينك پس از قرن‌هاي متمادي آنان كه به مرقد مطهر آن حضرت در شام مشرف مي‌شوند به عينه تفاوت ميان مقام و مرتبه اين كودك سه ساله را با خليفه جابري چون يزيد درمي‌يابند.
    
    آرامگاه‎‎‎ ملكوتي‎ دخت‎ سه سـالـه امـام‎‎ سـوم شيعيان‎ در شام‎ كنـار بـاب‎ "الفـراديـس " مابين‎ كوچه‎ هاي‎ تاريخي‎ و پر ازدحام‎ دمشـق‎ است‎‎ كه‎‎ هر ساله بسياري‎ از شيفتگان‎ اهل‎ بيت (ع) را از مناطق‎ مختلف‎ جهان‎ به‎ سوي‎ خود جلب‎ مي‎ كند.
    پروردگارا ما را به کسب توفيق درك شخصيت حضرت رقيه(س) مرحمت فرما.

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

شهرام خان کجايي؟؟؟
موضوع: پنجشنبه 3 اسفند1385 6:45 قبل از ظهر
بنا بر اعلام روابط عمومي مجتمع قضايي امور اقتصادي،‌ شهرام جزايري عرب از دست ماموران گريخت و متواري شد.

«مگر می‌شود؟» این اولین جمله‌ای است که هر کسی با شنیدن خبر گریز شهرام جزایری واگویه می‌کند. مگر می‌شود شخصی که 5 سال به اتهام اخلال در نظام اقتصادی در اوین به سر می‌برده، به یک باره و ناگهانی فرار کند؟ اعلام و تایید خبر فرار شهرام جزایري عرب که به اتهاماتی چون دادن رشوه به برخی مقامات،‌ اخلال در نظام اقتصادی کشور و تحصیل مالی از طریق نامشروع از سال 1380 در زندان به سر می‌برد روز چهارشنبه تمام ناظران را در بهت و شگفتی فروبرد.
شاید از هر کسی در این خصوص سؤال شود، ابتدا لبخند پیروزمندانه جزایری در دادگاه اخیر به نظرش آید، لبخندی که اکنون معنای آن را می‌توان فهمید.

                                          

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

میلاد امام محمد باقر (ع)...
موضوع: چهارشنبه 2 اسفند1385 10:39 قبل از ظهر

در شب ميلاد آخرين بازمانده كربلاي عطش  اشکهای چشمانمان مضاعف میشود و طپش قلبمان سنگین تر از دیروز و دستهایمان بر پنجره های سخت قبرستان غریب و دلگیر بقيع گره میخورد، آنجا که مأوی شكافنده دانش هاست.
چشم هايت را مي بندي و ديوار بقيع را در برابرت مي‌‌‌‌يابي و آنگاه كه شبكه هاي پنجره را لمس مي‌كني مرغ جانت پر مي كشد كه بر مزار هاي مطهر و پاكشان حضور يابي، صورت بر خاك معطرشان بگذاري و با سوز دل غربت اشان را گريه كني. اين جا مدينه است اين جا بقيع است و اين چهار بقعه تاريك و مظلوم ... چهار قبر مظلوم را مي‌نگري كه تنها با سنگي بر روي آنها نشان از مزار شريف گلي از بوستان محمد (ص) دارند.

گل ستاره وجود حضرت باقر در آسمان شيعه تابيدن گرفت؛ امامی که شكافنده دانش ها، جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضيلت و بينش است و درجه علم و دانشش بالاتر از فهم بشري، امام پايداري و تلخي چشيده اي  از حماسه عاشورا كه پيمانش با خدا غير قابل ترديد و فضيلت و كمالش غير قابل انكار است. امام علم كه چشمه‌هاي جوشان دانش و فنون و حكمت از انديشه هاي اين بابغه دين مي جوشيد و مي‌تراويد و اوراق زندگي اش سراسر سرشار از احاديث روايت‌‌ها و كلمات قصار و نصيحت هاست.

شب ميلادش، فضاي ساكت و آرام مدينه، مبهوت نورافشاني خانه گلين امام سجاد (ع) است و فروغي نوراني، آسمان مدينه را روشن كرده است؛ نوري كه از چهره معصوم و منور نوزادي مبارك به آسمان ساطع است. چشمه جاري شكافنده علم ها در بيابان خشكيده دانش جوشيدن گرفت و جان جويندگان علم و معرفت را از زلال پر بركت خود سيراب ساخت.

 

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

 

نام مبارک امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، بدين جهت که: دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت. القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است.
کنيه امام "ا
بو جعفر" بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است. بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن (ع) و از سوی پدر به امام حسين (ع) مي رسيد. پدرش حضرت سيدالساجدين، امام زين العابدين، علی بن الحسين (ع) است. تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجری در مدينه اتفاق افتاد.

در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک مي شد. دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال 95 هجری که سال شهادت امام زين العابدين (ع) است آغاز شد و تا سال 114 هجري يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفر صادق (ع) مسائلی مانند انقراض امويان و بر سر کار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسی و ظهور سرداران و مدعيانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و ديگران مطرح است، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در اين دوره پيش مي آيد، و عده ای از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا مي شوند. قاضيها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پديد مي آيند و فقه و قضاء و عقايد و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسير مي نمايد و تعليمات قرآنی - به ويژه مسأله امامت و ولايت را، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا، افکار بسياری از حق طلبان را به حقانيت آل علی (ع) متوجه کرده بود و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دين به دنيا فروشان برگرفته بود، به انحراف مي کشاندند و احاديث نبوی را در بوته فراموشی قرار مي دادند. برخی نيز احاديثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و يا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون مي نمودند.

اينها عواملی بود بسيار خطرناک که بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنها بايستند. بدين جهت امام محمد باقر (ع) و پس از وی امام جعفر صادق (ع) از موقعيت مساعد روزگار سياسی، برای نشر تعليمات اصيل اسلامی و معارف حقه بهره جستند و دانشگاه تشيع و علوم اسلامی را پايه ريزی نمودند. زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقی تعليمات پيامبر (ص) و ناموس و قانون عدالت بودند و مي بايست به تربيت شاگردانی عالم و عامل و يارانی شايسته و فداکار اهتمام مي ورزيدند، و فقه آل محمد (ص) را جمع و تدوين و تدريس کنند. به همين جهت محضر امام باقر (ع) مرکز علماء و دانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود.

دانش امام باقر عليه السلام نيز همانند ديگر امامان از سر چشمه‏ وحى بود، آنان آموزگارى نداشتند و در مكتب بشرى درس نخوانده بودند، «جابر بن عبد الله‏» نزد امام باقر (ع) مى‏ آمد و از آنحضرت دانش فرا مى‏گرفت و به آن گرامى مكرر عرض مى ‏كرد: اى شكافنده علوم! گواهى مى‏دهم تو در كودكى از دانشى خداداد برخوردارى.

در مکتب تربيتی امام باقر (ع) علم و فضيلت به مردم آموخته مي شد. ابوجعفر امام محمد باقر (ع) متولی صدقات حضرت رسول (ص) و اميرالمؤمنين (ع) و پدر و جد خود بود و اين صدقات را بر بنی هاشم و مساکين و نيازمندان تقسيم مي کرد، و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت. امام باقر (ع) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود. سيرت و صورتش ستوده بود. پيوسته لباس تميز مي پوشيد. در کمال وقار و شکوه حرکت مي فرمود.

امام پنجم (ع) بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه مي کرد و ديگران را نيز بدين کار تشويق مي فرمود. در ضمن سخنانش مي فرمود:

مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بين مي برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - ميريزد.

امام باقر (ع) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگيری از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين و عيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينی، کمال مواظبت را داشت. ميخواست سنتهای جدش رسول الله (ص) را عملاً در بين مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعليم نمايد. در روزهای گرم برای رسيدگی به مزارع و نخلستانها بيرون مي رفت و با کارگران و کشاورزان بيل مي زد و زمين را برای  کشت آماده مي ساخت. آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبين و کد يمين - به دست مي آورد در راه خدا انفاق مي فرمود. بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله (ص) مي رفت، پس از گزاردن فريضه، مردم گرداگردش جمع مي شدند و از انوار دانش و فضيلت او بهره مند مي گشتند.
مدت بيست سال معاويه در شام و کارگزارانش در مرزهای ديگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقايق اسلامی - با زور و زر و تزوير و اجير کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسيار کردند. ناچار حضرت سجاد (ع) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر (ع) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای بي سابقه آل ابوسفيان، که مردم به حقانيت اهل بيت عصمت (ع) توجه کردند، در اصلاح عقايد مردم به ويژه در مسأله امامت و رهبری، که تنها شايسته امام معصوم است، سعی بليغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعليم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جايی رسيد که فرزند گرامی آن امام، حضرت امام جعفر صادق (ع) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پايه گذاری  نمود و احاديث و تعليمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد.

امام سجاد (ع) با زبان دعا و مناجات و يادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر (ع) با تشکيل حلقه های درس، زمينه اين امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دينی را برای مردم روشن فرمود. رسول اکرم اسلام (ص) در پرتو چشم واقع بين و با روشن بينی وحی الهی وظايفی را که فرزندان و اهل بيت گرامي اش در آينده انجام خواهند داد و نقشی را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت، ضمن احاديثی  که از آن حضرت روايت شده، تعيين فرموده است. چنان که در اين حديث آمده است:
در زمان اميرالمؤمنين علی (ع) گوئيا، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که بايد - بر مردم روشن نبود، گويا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حيات مادی بيرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی ننوشيده بودند و در کنار دريای بيکران وجود علی (ع) تشنه لب بودند و جز عده ای معدود قدر چونان گوهری را نمي دانستند. بي جهت نبود که مولای متقيان بارها مي فرمود:
"سلونی قبل از تفقدونی پيش از آنکه من را از دست بدهيد از من بپرسيد و بارها مي گفت: من به راههای آسمان از راههای زمين آشناترم. ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند؟ اما به تدريج، به ويژه در زمان امام محمد باقر (ع) مردم کم کم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامی را درک مي کردند و مانند تشنه لبی که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و يا قدر آن را ندانسته باشد، زلال گوارای دانش امام باقر (ع) را دريافتند و تسليم مقام علمی امام (ع) شدند و به قول يکی از مورخان:

"مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشکر کشی متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند".

امام باقر (ع) نيز چون زمينه قيام بالسيف (قيام مسلحانه) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرينان - فراهم نبود، از اين رو، نشر معارف اسلام و فعاليت علمی را و هم مبارزه عقيدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را، از اين طريق مناسب تر مي ديد، و چون حقوق اسلام هنوز يک دوره کامل و مفصل تدريس نشده بود، به فعاليتهای ثمر بخش علمی در اين زمينه پرداخت. اما بدين خاطر که نفس شخصيت امام و سير تعليمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود، مورد اذيت و ايذاء دستگاه قرار مي گرفت. در عين حال امام هيچگاه از اهميت تکليفی  شورش (عليه دستگاه) غافل نبود، و از راه ديگری  نيز آن را دامن ميزد: و آن راه، تجليل و تأييد برادر شورشي اش زيد بن علی بن الحسين بود.

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

فیلترینگ سایت بازتاب....
موضوع: سه شنبه 1 اسفند1385 6:50 بعد از ظهر

لاريجاني: شنيدي بازتابو بستن؟
روحاني: آي همچين جيگرم حال اومد!


البته آقامحسن هم آنجا بود.

روحاني: محسن جان به جان خودم من خيلي متأثر شدم ... آخه دولت چرا اين كار رو كرد.
گلپايگاني: نخند علي آقا ... زشته!


رضايي: خيلي خب ... باشه ... محل ندين ... بالاخره «بازتاب» رفع توقيف مي‌شه خدمت همه‌تون مي‌رسه!

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

صهیونیسم....
موضوع: سه شنبه 1 اسفند1385 6:38 بعد از ظهر
    ((لابی های صهیونیستی دررسانه های جمعی جهان))
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

پیام رهبر انقلاب به خبرگان.....
موضوع: سه شنبه 1 اسفند1385 6:30 بعد از ظهر

‌آيت‌الله خامنه‌اي تاكيد كردند: امروز و هميشه وظيفه اساسي مسئولان گوناگون جمهوري اسلامي آن است كه در پيمودن مسيري كه ملت ايران را به آن هدف‌هاي والا مي‌رساند، درنگ را جايز نشمرند.

به گزارش فارس، رهبر انقلاب اسلامي به مناسبت چهارمين دوره مجلس خبرگان رهبري پيامي صادر كردند.
متن پيام كه امروز سه شنبه توسط محمدي گلپايگاني، رئيس دفتر رهبر انقلاب قرائت شد، به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
تشكيل چهارمين دوره مجلس خبرگان، گام موفق ديگري است كه ملت بزرگ ايران در استمرار موفقيت در جبهه‌هاي گوناگون، برداشته و با حضور قاطع خود در سالي كه به نام پيامبر اعظم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مزين است پيام روشني به همه بدخواهان داده است.

اين بيعت چندين باره مردم با نظام جمهوري اسلامي و وفاداري هوشمندانه و شجاعانه آنان به اصل مترقي ولايت فقيه، مسئوليت خطير و سنگين منتخبان معتمد آنان يعني اعضا محترم اين مجلس معظم و نيز مسئولان نظام در رده‌هاي گوناگون را به آنان يادآوري مي‌كند و الطاف و تأييدات الهي را در پيمودن مسير حياتي اين نظام در برابر آن مجسم مي‌سازد.

الگوي نوين مردمسالاري ديني، راه جديدي را به بشريت ارائه كرده است كه زندگي انسان در آن، از آفات نظامهاي بنا شده بر استبداد فردي و حزبي يا برآمده از نفوذ زرسالاران و چپاولگران و از غرقه شدن در وادي ماديگري و اباحيگري و دور افتادن از معنويت، مبرا گردد و تقابل و تضاد خداپرستي با مردم گرايي را در عمل تخطئه كند.

هرگز انتظار نبوده است كه نظامهاي مبتني بر زر و زور و قدرتهاي مستكبر و باندهاي تحكم و استثمار، در برابر اين پديده بي تفاوت بمانند و با آن ستيزه نكنند. اين الگوي نوين، در رشد خود و در بقا و استحكام خود در دست يابي به هدفهاي خود، حجتي قاطع بر ضد همه نظامهايي است كه به نام انسان گرايي مردم را از خدا و معنويت بيگانه ساختند و با نام مردمسالاري انسانها را به شكلهاي گوناگون در پنجه ي اقتدار خود فشردند.

توطئه‌هاي متراكم و پيوسته دشمنان نظام اسلامي پس از نوميدي از نابود كردن اين نظام، همواره در جهت جلوگيري از دستيابي جمهوري اسلامي به آن هدفها و الگو شدن براي ديگر ملتهاي مسلمان بوده است.

امروز و هميشه وظيفه اساسي مسئولان گوناگون جمهوري اسلامي آن است كه در پيمودن مسيري كه ملت ايران را به آن هدفهاي والا مي‌رساند، درنگ را جايز نشمرند و به حول و قوه الهي مسيري را كه اسلام عزيز مشخص ساخته و در گفتار و رفتار امام راحل يگانه ما تجلي يافته و با فداكاري شهيدان و ايثارگران طراوت و صفا گرفته، دنبال كنند و به اذن الله آن هدفها را يكي پس از ديگري به دست آورند.

شاخص‌هاي اصلي اين راه، پايبندي به تكليف شرعي، شجاعت در اقدام، حزم و حكمت در تدبير، و صداقت و وفاداري به مردم است و عدالت اجتماعي، سلامت اخلاقي، پيشرفت علمي، قدرت و ثروت ملي، از جمله مهمترين هدفهاي اين نظام اسلامي است.

خدا را سپاس بي پايان مي‌گوييم كه كشور و ملت ما و مسئولان دلسوز در مدت نزديك به سه دهه راه‌هاي دشواري را پيموده و از گردنه‌هاي خطرناكي به سلامت گذشته اند.

ادامه اين مسير نيز با همان ايمان و توكل و عزم راسخ پيمودني است.
شرط مهم موفقيتهاي آينده، وحدت كلمه و تلاش پرحوصله و اعتماد به وعده الهي است و در اين صورت تحقق آرمانهاي نظام اسلامي قطعي است، انشاءالله.

از خداوند متعال متضرعانه مسألت مي‌كنم كه مسئولان و همه ي ملت عزيز ايران را مشمول تفضلات و تأييدات خود قرار دهد و دعاي مستجاب حضرت بقيه الله ارواحنا فداه را شامل حال گرداند.
لازم مي‌دانم تشكرات فراوان خود را از اعضاي محترم دوره پيشين مجلس خبرگان ابراز دارم.
والسلام عليكم و رحمه الله
سيدعلي خامنه‌اي
30/بهمن ماه / 1385

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

توهین به ساحت مقدس پیامبر (ص)!!!
موضوع: سه شنبه 1 اسفند1385 6:25 بعد از ظهر
طرح برخي سؤالات توهين آميز نسبت به ساحت مقدس رسول اكرم (ص) در آزمون ضمن خدمت معلمان، با واكنش‌هاي جدي ‌و اعتراض‌آميز نمايندگان در مجلس مواجه شد، به گونه‌اي كه30 تن از نمايندگان در تذكري به وزير آموزش و پرورش بررسي و پيگيري علل طرح اين سؤالات موهن و جسارت‌آميز و دور از شان رسول اكرم (ص) در آزمون سيره نبوي آموزش ضمن خدمت فرهنگيان را خواستار شدند.

به گزارش ايسنا، يحيي‌زاده، سوداني، ميرتاج‌الديني، تابش، نديمي، عسگري، صديقي، شجاع‌ پوريان، قمي، كعبي، پاكنژاد، كامران، اميري، وزيري، جلالي، سعادت، زادسر، گرانمايه، خاص احمدي، سيدهاشمي، افروغ، رحماني، سروري، شافعي، حق‌شناس، ابوترابي، ناطق نوري، عليخاني، فاطمه رهبر و مروتي از جمله تذكر‌دهندگان به وزير آموزش و پرورش بودند.

پس از قرائت اين تذكر حجت‌الاسلام‌والمسلمين ابوترابي تصريح كرد: موضوع پيگيري شده است و پاسخ آنها به اين شرح مي‌باشد: «احتراما تذكر در رابطه با آزمون آموزش ضمن خدمت در يكي از شهر‌هاي استان تهران به دليل طرح سؤالات ناصواب به استحضار مي‌رساند آموزش و پرورش آزمون مذكور را لغو و طراح را برابر مقررات مجازات كرده‌ است.»

اما به گفته نايب رئيس مجلس، موضوع فراتر از اين بود كه تنها طراح مورد مواخذه قرار گيرد؛ به گونه‌اي كه در اين زمينه عسگري خبر داد:« طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش به دليل تهيه سؤالات توهين‌آميز به ساحت مقدس رسول خدا(ص) در آزمون ضمن خدمت فرهنگيان استان تهران در مجلس تهيه مي‌شود.»

نايب رئيس كميسيون اصل نود در جمع خبرنگاران افزود:«عذرخواهي شفاهي وزير آموزش و پرورش براي اين اقدامات صورت گرفته و برخورد با طراح سؤالات سراسر توهين‌آميز نسبت به نبي اكرم(ص) كفايت نمي‌كند و به زودي نمايندگان مجلس طرح استيضاح فرشيدي وزير آموزش و پرورش را تهيه مي‌كنند.»

عسگري در پاسخ به اين‌كه حكم اين افراد چيست؟ يادآور شد: توهين به نبي اسلام كه توسط رسانه‌هاي دانمارك صورت گرفته بود آن همه تلاش جهاني و بين‌المللي صورت داديم تا عذرخواهي كنند؛ امروز كه در عين حال رهبر معظم انقلاب امسال را سال پيامبر اعظم(ص) معرفي كرده بودند متأسفانه شاهد اين اتفاق هستيم.

در نمونه سؤالاتي كه در اختيار خبرنگاران قرار گرفت سؤالات بسيار توهين‌آميزي در رابطه با مقام پيامبر اكرم(ص) ارائه شده است.
در همين ارتباط دكتر عماد افروغ در جمع خبرنگاران با بيان اين‌كه «نمي‌دانم اين امتحان در چه سطحي برگزار شده است»، خاطرنشان كرد: ممكن است در ضمن احاديث ما يك چنين چيزهايي به صورت پراكنده باشد كه اينها برگرفته از كتاب سنن‌النبي علامه طباطبايي باشد، اما تنظيم اين سؤالات مربوط به اين كتاب نيست.

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به سؤال چهارم اين آزمون و با بيان اين‌كه خجالت مي‌كشم اين سؤال را بخوانم! گفت: اين سؤالات نشان مي‌دهد اگر حتي اشكال شكلي هم نداشت كه دارد، اما دو مولفه را زير يك گويه خاص نمي‌آورند و اين نشاندهنده اين است كه طرف سواد تنظيم سؤالات را نداشته است.
افروغ با بيان اين‌كه اين سؤالات اين‌قدر وقيح است كه به خودم اجازه نمي‌دهم آنها را تكرار كنم، گفت: اين حكايت از يك سادگي ندارد و يك عمل كاملا رندانه است كه بايد برخورد شديدي نسبت به آن صورت گيرد. ضمن اين‌كه فقط به سطحي از رفتارهاي پيامبر(ص) توجه كرده است.

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس، در پاسخ به اين‌كه از احمدي‌نژاد رئيس جمهور چه توقعي داريد؟ گفت: توقع اين است كه در اين موضوع برخورد شود. البته خبرهايي رسيده كه اين سؤالات منتشر نشده و آزموني با اين سؤالات برگزار نشده است. اينها سؤالاتي است كه بايد مشخص شود. ما منتظر پاسخ به تذكرمان هستيم، اما تا الان حتما بايد با طراح برخوردي مستند به حكم قضايي صورت گيرد.

عليرضا زاكاني نيز در جمع خبرنگاران در اين خصوص خاطرنشان كرد: وزارت آموزش و پرورش و مراجعي كه به نوعي نسبت به موضوعاتي كه با زيرساخت‌ها و اعتقادات ما مواجه است مسووليت دارند، بايد دقت لازم را داشته باشند.

زاكاني در خصوص استيضاح وزير آموزش و پرورش، گفت: بايد اصل موضوع را پيگيري كنيم. از اول نمي‌شود قصاص قبل از جنايت كرد. بايد مسبب را پيدا كنيم و بعد اعلام نظر كنيم.

وزير آموزش‌وپرورش: كتاب را وزارت ارشاد چاپ كرده بود
اما در اين زمينه وزير آموزش و پرورش نيز به مجلس آمده و اعلام كرد كه كتاب مورد استفاده در آزمون ضمن خدمت فرهنگيان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي چاپ شده است.

محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش در جمع خبرنگاران در خصوص سؤالات توهين‌آميز آزمون ضمن خدمت فرهنگيان و اينكه آيا انتشار اين سؤالات در راستاي جوسازي براي استيضاح شما بوده است؟ گفت: حق نمايندگان است كه از وزير سؤال كنند اما من فكر مي‌كنم كه اگر يك كار زشت و موهني ايجاد شد بايد پيگيري كنيم كه آن كار به طور ريشه‌اي حل شود نه اينكه افكار عمومي را جريحه‌دار كنيم.

وي در پاسخ به اينكه نمايندگان خواستار عذرخواهي شما شده‌اند، يادآور شد: تا آن اندازه‌اي كه به من مربوط است از ساحت پيامبر اعظم (ص)عذرخواهي مي‌كنم. ما در سال پيامبر اعظم حجم عظيمي كار كرده‌ايم به عنوان مثال ستاد بزرگداشتي با مسووليت خود من تشكيل داده‌ايم. اولين كتاب‌ها در ارتباط با پيامبر اعظم در سال پيامبر اعظم در آموزش و پرورش در 15 فروردين امسال چاپ شد.

فرشيدي در پاسخ به اين سؤال كه منبع سؤالات اين آزمون چه بوده است؟ گفت: كتابي با نام سيره پيامبر منبع سؤالات بود كه البته اين كتاب در آموزش و پرورش چاپ نشده است.

وي در پاسخ به سؤال خبرنگاري كه از وي پرسيد آيا اين كتاب توسط وزارت ارشاد چاپ شده تاييد كرد كه اين كتاب در وزارت ارشاد چاپ شده است.

وزير آموزش و پرورش، ادامه داد: آنچه ما در سال پيامبر اعظم انجام داده‌ايم برگزاري همايش بين‌المللي سيماي پيامبر اعظم بود كه در ارديبهشت سال آينده برگزار مي‌شود تا چهره واقعي پيامبر اعظم را بررسي كنيم
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |


hrvizheh.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati