تبليغاتX
(..:: ثقلین ::..)
(..:: ثقلین ::..)
o اللهم عجل لولیک الفرج... اللهم عجل لولیک الفرج
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS

الات موسیقی(فتوای مقام معظم رهبری)
موضوع: یکشنبه 28 آبان1385 2:7 بعد از ظهر

آلات موسيقى

س1: حكم خريد سه تار و يادگيرى نوازندگى با آن چيست؟
ج) آن دسته از آلات موسيقى كه عرفاً از آلات مشترك و قابل استفاده براى كارهاى حلال محسوب مى‏‏شود، خريد و فروش و استفاده از آن به قصد منفعت حلال جايز است، ولى خريد و فروش و استفاده از آلاتى كه عرفاً از آلات مخصوص لهو (موسيقى حرام) محسوب مى‏‏شود، جايز نيست.

س2: چه آلاتى لهو محسوب مى‏شوند؟
ج) آلاتى كه نوعاً در لهو و لعب بكار مى‏‏روند و منفعت حلالى در بر ندارند، آلات لهو محسوب مى‏‏شوند

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

در محضر پیامبر (ص)
موضوع: دوشنبه 22 آبان1385 3:6 بعد از ظهر
خصلتهاى ايمان
 
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
ثلاثٌ من كنّ فيه استكمل خصال الإيمان:
الذي إذا رضي، لم يُدْخِله رضاه في باطلٍ وإذا غَضِبَ لم يخرجه الغضب من الحقّ وإذا قدر لم يتعاط ما ليس له.

(تحف العقول صفحه 43)
معناى روايت، اين نيست كه ايمان در اين سه خصلت منحصر است، بلكه مراد اين است كه در هر كس، اين سه خصلت وجود داشته باشد، حاكى از اين است كه همه خصال ايمان، در او جمع است. چون هر يك از اينها متوقّف بر مجموعه‏اى از صفات نيك و كاشف از آنها است.
خشنودى و محبت كسى او را به باطل نكشاند كه موجب شود به ناحق از آن شخص دفاع كند و همچنين غضب، او را به برخوردهاى غلط و خروج از حق نكشاند، و در هنگام قدرت، كارهايى را كه حق او نيست مرتكب نشود.
 
                                                    اميال نفسانى
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
من اكل ما يشتهي ولبس ما يشتهي وركب مايشتهي لم ينظر اللّه اليه حتى ينزع او يترك.

(تحف العقول صحفه 38)
در جمله «ركب مايشتهي»، احتمال دارد كه معناى حقيقى كلمه مراد باشد؛ يعنى هر مركبى كه مورد ميل اوست، انتخاب كند و احتمال دارد به معناى «ركب الامر» باشد؛ يعنى هر كارى دلش خواست انجام دهد. بهرحال، نظر و توجه الهى كه رأس همه خيرات و مايه همه كمالات انسان در عالم وجود است؛ با ارتكاب اين امور از انسان گرفته مى‏شود و ترك آن هم به اين است كه با رياضت اختيارى، آنچه را كه هوس مى‏كند و مى‏تواند انجام دهد كنار بگذارد.
كسانى كه قدرت انجام تمام مشتهيات خود را ندارند بايد قدر بدانند؛ زيرا اين نعمت بزرگى است كه انسان در مقابل هوا و هوسهاى خود، ميدان گسترده‏اى نداشته باشد. گرچه اگر بتواند و مبارزه كند، ثواب بيشترى دارد.
 
 
ناپايدارى دنيا
 
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
الدنيا دُوَل، فما كان لك أتاك على ضعفك وما كان منها عليك لم تدفعه بقوّتك ومن انقطع رجاءه مما فات، استراح بدنه ومن رضي بما قَسَمه اللّه قرّت عينه.
(تحف العقول صحفه 40)
دُوَل جمع دولة است، يعنى چيزى كه دست به دست مى‏گردد.
طبيعت مظاهر دنيوى اين است كه در حال تغيير و تحول است، نبايد خيال كنيم آنچه كه از مال و جاه و امكانات و صحت و عافيت در دست ما است تا پايان عمر باقى مى‏ماند، اينطور نيست، چه بسا از ما گرفته مى‏شود.
مراد از دنيا كه مى‏فرمايد: هركه اميدش را از آن قطع كند خيال خود را راحت كرده، دنياى مذموم است؛ يعنى آن چيزى كه انسان براى خود و هواى خود مى‏طلبد، نه معالى امور و خيرات اخروى و نه آن چيزهايى كه انسان براى وظيفه بايد به دست آورد و نه عمران و ساختن عالم، اينها مراد نيست
 
 
حيا

من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
الحياءُ حياءان، حياءُ عقلٍ وحياء حُمْقٍ، وحياء العقل العلم وحياءُ الحُمقِ الجهل.
(تحف العقول صفحه 45)
حياءِ عقل آن است كه انسان از روى عقل احساس حياء كند، مثل حياء در هنگام ارتكاب گناه، و يا حياء در مقابل كسانى كه احترامشان لازم است و اين حياء، علم است يعنى رفتارى عالمانه مى‏باشد.
و حياء جهل آن است كه از پرسيدن و يادگرفتن يا از عبادت‏كردن و امثال آن، حياء كند (مثل كسانى كه در بعضى محيطها، از نماز خواندن، خجالت مى‏كشند) و اين حياء، رفتارى جاهلانه است
 
تقدير الهى براى مؤمن
 
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
عجباً للمؤمن لايقضي اللّه عليه قضاءً إلا كان خيراً له، سرّه او ساءه. إن ابتلاه كان كفّارةً لذنبه، وإن اعطاه وأكرمه كان قد حباه.
(تحف العقول صفحه 48)
هرچه را خداوند براى مؤمن، مقدّر فرمايد، خير او است، خواه حوادثى كه او را ناراحت مى‏كند مثل بيمارى و خواه امورى كه او را خوشحال مى‏كند.
حوادث محزون كننده، كفاره گناهان و حوادث خوشحال كننده عطاياى الهى است.
اين مضمون در اشعار حافظ هم آمده «در طريقت هرچه پيش سالك آيد خير او است» لكن حافظ اين معنا را مختص به سالك دانسته ولى اين روايت، آن را درباره مطلق مؤمن بيان فرموده است
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

گناهان صغیره و کبیره
موضوع: یکشنبه 21 آبان1385 3:7 بعد از ظهر
 

سؤال

چگونه مى توان گناهان صغيره و كبيره را از هم تشخيص داد؟



پاسخ

سرچشمه تقسيم گناهان به صغيره و كبيره، در حقيقت آيات قرآن مجيد است كه يكى از آن ها، آيه: «اِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّر عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ; اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى شويد پرهيز كنيد، گناهان كوچك شما را مى پوشانيم»(1) مى باشد. اكنون بايد ديد كه ميزان كوچك و بزرگ بودن گناه چيست؟

فقهاى ما مى گويند: هر گناه - خواه كبيره باشد خواه صغير - از آن جا كه مخالفت با فرمان خداوند است در حدّ ذات خود گناه بزرگ است.

ولى مقياس كوچك و بزرگ بودن گناه اين نيست كه گناه و نافرمانى را نسبت به ساحت مقدّس خداوند بسنجيم; زيرا روى اين سنجش، همه آنها كبيره است; بلكه اين تقسيم از نظر سنجش يك دسته گناه نسبت به دسته ديگر است. در اين سنجش عموم گناهان دو قسمند; يك دسته، گناهان كبيره و دسته دوّم گناهان صغيره.

اكنون بايد ديد ميزان در شناسايى كبيره از صغيره چيست؟

راه شناسايى اين دو قسم از يكديگر زياد است كه معروف ترين آنها در ميان دانشمندان اين است كه هرگناهى كه در برابر ارتكاب آن وعدّه عذاب در قرآن و روايات داده شده، آن گناه كبيره است; مانند قتل نفس كه قرآن درباره آن چنين مى فرمايد: «وَ مَنْ يَقْتُل مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيها; و هركس فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است در حالى كه جاودانه در آن مى ماند».(2)

برخى از دانشمندان قيد ديگرى افزوده اند و مى گويند: گناه كبيره، گناهى است كه براى ارتكاب آن وعدّه عذاب داده شود و يا لااقل اكيداً از آن نهى شده باشد; چه بسا گناهانى داريم كه در آيات قرآن مجيد در برابر ارتكاب آن وعدّه عذاب داده نشود، امّا بطور اكيد و يا با نهى هاى مكرر از ارتكاب آن جلوگيرى به عمل آمده است.

مثلا، هرگاه فرض كنيم كه درباره ربا فقط همين جمله نازل مى شد كه مى فرمايد: «فَاِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْب مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ; اگر (چنين) نمى كنيد، بدانيد خدا و رسولش با شما پيكار خواهند كرد!»(3) همين جمله به تنهايى نشانه كبيره بودن رباخوارى بود; و اگر در آيات و روايات ديگر وعدّه عذاب به رباخواران داده نمى شد، همين نهى اكيد و جلوگيرى شديد از آن، نشانه بزرگ بودن گناه «رباخوارى» محسوب مى گرديد، روى اين حساب، بزرگ و كوچك بودن گناهان يك امر «نسبى» نيست; بلكه اين دو دسته هركدام مرز جداگانه اى دارد; و هرگز يك گناه نمى تواند هم صغيره و هم كبيره باشد، زيرا اگر در ارتكاب آن وعده عذاب داده شده و يا نهى اكيد از آن شده است، آن گناه كبيره است و در غير اين صورت صغيره خواهد بود.

1. سوره نساء، آيه 31.

2. سوره نساء، آيه 93.

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

گناهان کبیره
موضوع: یکشنبه 21 آبان1385 3:3 بعد از ظهر
 

سؤال

گناهان كبيره چند گناه است؟



پاسخ

براى شناسايى گناهان كبيره طرق مختلفى موجود است و ما اكنون به دو طريق از آنها اشاره مى نماييم:

1- هر عملى كه خداوند در قرآن مجيد مرتكبين آن را تهديد به مجازات و عذاب كرده است - خواه بطور صريح و آشكار و يا بطور اشاره و نهى اكيد و مكرّر - گناه كبيره است.

2- از طريق روايات صحيح و معتبرى كه از پيشوايان بزرگ اسلام به دست ما رسيده و در آنها گناهان كبيره بطور روشن شمرده شده است; مثلا امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) در نامه اى كه به خليفه عبّاسى «مأمون» نوشته، تعداد گناهان كبيره را در آن بيان فرموده است. همچنين روايتى كه «اَعمش» از امام صادق(عليه السلام) نقل نموده بسيارى از گناهان كبيره را بيان كرده است و همچنين روايات ديگر، و ما اكنون به قسمت عمده اى از گناهان كبيره كه در آيات و يا روايات ذكر شده، در اين جا اشاره نموده و از پروردگار جهان مدد مى طلبيم كه به همه ما توفيق ترك همه آنها را بدهد.

1- قتل نفس 2- زنا كردن 3- ميخوارگى 4- ترك نماز 5- تعدّى به مال يتيم 6- فرار از ميدان جهاد 7- رباخوارى 8- قمار بازى 9- هرگونه ستمگرى 10- لواط 11- كمك به ظالمان 12- اتّكاى به ظالم 13- مسامحه در اداى حقّ مردم 14- دروغ 15- خيانت 16- جنگ با اولياى خدا 17- آزار نسبت به پدر و مادر 18- تهمت زدن به افراد پاك دامن 19- غيبت 20- بى اعتنايى به خشم و مجازات خدا 21- بى اعتنايى نسبت به فريضه «حج» 22- تكبّر 23- اسراف و تبذير 24- خوردن گوشت خوك 25- خوردن خون 26- خوردن گوشت مردار 27- خوردن گوشت حيوانى كه به غير نام خدا ذبح شده است 28- نوميدى از رحمت خدا 29- كم فروشى 30- اصرار بر گناه صغيره 31- ترك زكات 32- قطع رحم 33- پيمان شكنى 34- پنهان كردن شهادت 35- سوگند دروغ.

آنچه گفته شد قسمت مهمّى از گناهان كبيره است - اگر چه تعداد آنها به عقيده بسيارى از دانشمندان منحصر به اينها نيست.

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

موسیقی
موضوع: یکشنبه 21 آبان1385 2:58 بعد از ظهر
 

سؤال:

چرا اسلام موسيقى را حرام كرده و فلسفه حرمت آن چيست؟!



پاسخ:

گرچه رواج فوق العاده انواع موسيقى مانع از آن است كه بسيارى از افراد در اين باره درست فكر كنند و منطقى بينديشند و مطابق طرز تفكّر نادرستى كه عدّه اى به آن سخت پايبندند (متداول شدن هر چيز را دليل بر بى عيب بودن آن مى گيرند) حاضر به مطالعه در اطراف اثرات شوم و زيانبار موسيقى نيستند.

ولى افراد واقع بين هيچ گاه به اين مقدار قناعت نخواهند كرد و براى پى بردن به واقعيّت ها، على رغم شيوع آنها همواره مى كوشند و مطالعه مى كنند:

موسيقى از چند نظر قابل مطالعه است

1- از نظر زيان هاى جسمى و اثرات شومى كه روى دستگاه اعصاب انسان مى گذارد آقاى «دكتر ولف ادلر» پروفسور دانشگاه كلمبيا مى گويد:

«بهترين و دلنوازترين نواهاى موسيقى، شوم ترين آثار را روى سلسله اعصاب انسان مى گذارد; مخصوصاً وقتى كه هوا گرم باشد اثرات نامطلوب آن شديدتر مى گردد»!

«دكتر آلكسيس كارل» فيزيولوژيست و زيست شناس معروف فرانسه مى نويسد:

«ارضاى وحشيانه شهوات ممكن است جلب نوعى اهمّيّت كند; ولى هيچ چيز غير منطقى تر از يك زندگى به تفريح بگذرد نيست. كاهش عمومى هوش و نيروى عقل از تأثير الكل، و بالاخره از بى نظمى در عادت، ناشى مى گردد; بدون ترديد سينما و راديو در اين بحران فكرى سهيمند».

بطور كلّى بايد موسيقى را در رديف موادّ مخدّر شناخت; زيرا آثار تخديرى آن به هيچ وجه قابل انكار نيست; و تخدير انواع و اقسامى دارد و بشر مى تواند از طرق مختلف اعصاب خود را تخدير كند.

گاهى تخدير به وسيله خوردن است; مانند نوشابه هاى الكلى كه تخدير شديدى در اعصاب به وجود مى آورد و نيروى درك و عقل انسان را از كار مى اندازد.

گاهى تخدير به وسيله استنشاق از بينى در بدن ايجاد مى شود، مانند گرد هرويين كه از طريق بينى وارد بدن شده، اعصاب را براى مدّتى تخدير مى كند.

و براى بسيارى از بيمارانى كه احتياج به تخدير دارند از طريق تزريق موادّ مخدّر در رگ انجام مى گيرد.

گاهى همين تخدير از مجراى گوش صورت مى پذيرد و استماع موسيقى و «كنسرت» در اعصاب شنونده اثر تخديرى ايجاد كرده و زمانى آن چنان شديد مى شود كه انسان را مانند افراد بهت زده، از حالت طبيعى بيرون آورده توجّه او را از همه چيز سلب مى كند.

با توجّه به اين نكته، تصديق خواهيد نمود كه موسيقى مخدّرى بيش نيست و تمام و يا بسيارى از عيوب و مضرّات تخدير را داراست.

اصولا لذّت فوق العاده اى كه افراد از آن مى برند به خاطر همين اثر تخديرى است. گاهى اين اثر تخديرى بقدرى قوى است كه انسان عقل و هوش خود را آن چنان از دست مى دهد كه دست به حركات غير عادى مى زند.

مثلا، وقتى تخدير موسيقى قوى گرديد، قدرت قضاوت صحيح از انسان سلب مى گردد. ديگر نمى تواند خوب و بدن را در حدّ واقعى خود درك كند. چه بسا وقتى تحت تأثير عوامل مرموز كشش هاى صوتى قرار گرفت و عقل و انديشه و نيروى تشخيص او اسير جذبه آهنگ هاى تند موسيقى گرديد، بسيارى از اعمال ناشايست كه در حالت عادى آن را شايسته شأن و انسانيّت خود نمى داند، مرتكب مى گردد.

تصوّر نمى كنم اين قسمت از گفتار ما احتياج به ذكر مثال و بيان نمونه داشته باشد; زيرا هر فرد بيدارى توجّه دارد كه رقص هاى دسته جمعى و شب نشينى هايى كه مردان بيگانه با زنان بيگانه به پايكوبى و دست افشانى مشغول مى گردند، همواره توأم با آهنگ هاى تند موسيقى بوده و ارتعاش اصوات موسيقى آن چنان سرپوشى بر روى عقل و ادراك افراد مى گذارد كه انجام دادن هرگونه عمل دور از مقام انسانيّت براى آنها سهل و آسان است.

چه تخديرى بالاتر از اين! وقتى كه انسان تحت نفوذ زير و بم آهنگ موسيقى قرار گرفت، يك نوع رخوت و سستى بر اعصاب مستولى شده و از مفاهيم انسانى جز شهوترانى، عشقبازى و جمال پرستى چيزى در برابر ديدگان بى فروغ عقل وى مجسّم نمى گردد; و آن چنان سرپوش روى ادراك و نيروى خرد گذارده مى شود كه مفاهيم مقدّسى به نام رحم، مرّوت، عفّت حيا، امانت، مساوات، برادرى، مجد و عظمت، كوشش و فعّاليّت، مبارزه و استقامت در راه هدف، به دست فراموشى سپرده مى شود.

جاى گفتگو نيست كه از روز نخست، الكل و موسيقى از بزرگترين وسيله هوسرانى براى مردان و زنان شهوتران بود و در مواقع خاصّى براى تخدير اعصاب به آن پناه مى بردند. درست است كه اسلام هرگز انسان را از لذايد طبيعى باز نمى دارد، ولى از آن لذايد زودگذر كه از طريق تخدير اعصاب و تحريك غرايز شهوانى پيدا مى شود و انسان را از حالت طبيعى بيرون مى برد، جلوگيرى مى نمايد.

مرزهاى اخلاقى موسيقى

آيا جاى گفتگوست كه يكى از عوامل انحطاط اخلاقى همين صفحات و تصنيفهاست و آيا نوارهاى فريبنده و تحريك آميز موسيقى به شيوع فساد و اعمال دور از عفّت دامن نمى زنند و آواز گرم زنان و دختران توأم با آهنگ هاى شهوت انگيز موسيقى، روحى عشقبازى را در جوانان ايجاد نمى كند؟!

وانگهى، آيا قلبى كه مملوّ از نغمه هاى شهوت انگيز و تصنيف هاى عاشقانه گرديد، در آن جايگاهى براى ياد خدا باقى مى ماند؟!

آيا دلى كه در گرداب آوازهاى عاشقانه و ارتعاش امواج موسيقى فرو رفت مى تواند به فكر بينوايان و درماندگان باشد؟

آيا چيزى كه پديد آورنده اين عوامل سوء باشد مى تواند در يك شريعت آسمانى حلال گردد؟!

نتيجه اين كه: آهنگ هاى موسيقى هم آثار زيانبخش تخدير اعصاب را دارد و هم از نظر اخلاقى يك سلسله شهوات را در انسان زنده مى كند.

از نظر بهداشتى نيز ثابت شده زياد شدن مرگ و ميرهاى ناگهانى در عصر ما عوامل و علل مختلفى دارد كه يكى از آنها شيوع موسيقى است; زيرا موسيقى عامل هيجان است و هيجان يعنى به هم خوردن تعادل اعصاب مردمى كه اعصابشان شب و روز زير نغمه هاى گوناگون موسيقى بمباران مى شود، در آستانه سكته هاى قلبى و مغزى قرار مى گيرند

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

فتاوای مقام معظم رهبری
موضوع: یکشنبه 21 آبان1385 2:51 بعد از ظهر

موسيقى و غنا

س1: آيا گوش دادن به نوارهاى موسيقى خارجى و يا موسيقى‌هاى ايرانى كه در خارج ضبط مى‏شود، مجاز است يا خير؟
ج) هرگونه خوانندگى و نوازندگى كه مطرب و لهوى متناسب با مجالس عيش و نوش و خوشگذرانى باشد، حرام است.

س2: برخى از خوانندگان شعرهايى را مى‏خوانند كه محتواى عرفانى دارد (مثلاً برخى از اشعار حافظ را) حكم گوش كردن به چنين آوازى چيست؟
ج) اگر خوانندگى بصورت غنا (كه عبارت است از رفت و برگشت صدا در گلو همراه با طرب و متناسب با مجالس لهو و گناه) باشد، حرام است و فرقى نيست مضامين آن چه باشد

معناى لهو

س: به چه نوع موسيقى يا خوانندگى، لهوى گفته مى‏شود؟
ج) هر نوع خوانندگى و نوازندگى كه انسان را از خداوند متعال و معنويات و فضائل اخلاقى دور نموده و به سمت بى‏بند و بارى، بيهودگى و گناه و شهوترانى سوق دهد، لهوى بوده و حرام مى‏باشد

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

فتوای ایت الله مکارم شیرازی(حفظه الله)
موضوع: یکشنبه 21 آبان1385 12:1 بعد از ظهر
 

در پي سؤال عده  كثيري از مقلدين معظم له راجع به حكم شرعي فعاليت شركتهاي گلد كوئيست ، گلد ماين، الماس، بيزينس، كارگشا و غيره و همچنين طرح شايعاتي راجع به حليت فعاليت اين شركتها از سوي برخي از افراد، ايشان طي فتوايي حكم به حرمت فعاليت كليه شركتهايي كه به طور زنجيره اي بازاريابي ميكنند دادند.

متن استفتاء بدين شرح است:



سلام عليكم:

1-به نظر حضرت عالي حكم شرعي فعاليتهاي شركتهايي كه به صورت زنجيره اي بازاريابي ميكنند چگونه است؟

2- آيا استفتائي كه به نقل از حضرت عالي راجع به حليت فعاليت شركتهاي مزبور در سايتها و نشريات اين شركتها منتشر ميگردد معتبر است ؟

1-  اين مؤسّسات به ظاهر اقتصادى كه گاه چهره واقعى خود را زير پوشش هاى ايجاد اشتغال يا تخصيص قسمتى از درآمد خود به مراكز خيريّه پنهان مى كنند مؤسّسات مرموز و خطرناكى هستند كه كار آنها شبيه به نوعى قمار يا لاتار است كلاه از سر عدّه زيادى برمى دارند و بر سر عده معدودى مى گذارند و قسمت عمده درآمد را خودشان مى برند و غالباً به خارج منتقل مى كنند بى آن كه هيچ گونه كار مثبتى انجام داده باشند و عمل آنها مصداق بارز اكل مال بباطل است كه قرآن مجيد با صراحت از آن نهى كرده است.
اين مؤسسات نخست به نام »پنتاگونو» در بعضى از شهرها آشكار شد و هنگامى كه مقامات قضائى و اطّلاعاتى متوجّه كارهاى خلاف آنها شدند جلوى آن را گرفتند سپس شركتهاي ديگري با نامهاي  گلد كوئيست ، گلد ماين، الماس، بيزينس، كارگشا و غيره  تاسيس شده و با ظاهري ديگر ( ولي در حقيقت به همان صورت قبل) شروع به فعاليت كردند. و آن هم بعد از كارشناسى مقامات قضائى ممنوع شد و اخيراً به صورت «معامله الماس» همان برنامه به شكل تازه اى دنبال مى شود و در هر جا ممكن است به صورتى درآيد نشانه همه آنها بازاريابى هاى زنجيره اى با درآمدهاى كلان است.
چند قبل كه اين مؤسّسات استعمارى در خارج شروع به فعّاليّت كرده بودند بعضى از مسلمانان خارج سؤالى به اين صورت براى حضرت آية الله العظمى مكارم شيرازى فرستادند كه در كشور اتريش به عنوان «بدون دردسر صاحب 30000000 دلار شويد» فرم هاى خاصّى كه به صورت زنجيره اى مشترى معرفى مى شود در اختيار متقاضيان قرار مى داد و آن را به طور مشروح در سؤال خود بيان كرده بودند ايشان در جواب نوشتند:
"
شركت در اين كار حرام و پول عايد از آن مباح نيست و در واقع نوعى كلاهبردارى مرموز براى تصاحب اموال ديگران است."
اين سؤال و جواب در كتاب استفتائات جديد معظم له، جلد اوّل، صفحه 150 آمده است. اكنون مى بينيم كه همان ها به اشكال ديگر در كشورهاى اسلامى ظاهر شده است.
مسلمانان بايد به هوش باشند و آلوده اين پول هاى حرام نشوند و ثروت مسلمين را به باد ندهند. و اگر كسانى نادانسته پولى از اين طريق به دست آورده اند چنانچه صاحبان آن را مى شناسند به آنها برسانند يا لااقل به مالباخته هاى رديف هاى آخر بدهند و اگر نمى شناسند به اشخاص نيازمند صدقه بدهند.

2- استفتاء مزبور جعلي بوده و فاقد هر گونه اعتبار ميباشد.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاتة              

دفتر آيت الله العظمي مکارم شيرازي / بخش استفتاءات

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

تقوا
موضوع: پنجشنبه 18 آبان1385 9:35 قبل از ظهر
در مورد تقوا : چون كلمه تقوا يك سخن تكرار شونده است و فرهنگ تقوا در جامعه خيلي تكرار مي‌شود، من اصرار دارم شما آن نكته‌ي حرف مرا دريابيد، ولذا مقصود را درست توجه كنيد! من گفتم تقوا را مي‌توانيم اينطور معني كنيم كه شما بفهميد. اما واژه گزيني براي ترجمه يك معني ديگر است.

مفهوم تقوا

تقوا يعني پرهيز با حركت نه پرهيز با سكون، يك وقت هست شما در حال سكون پرهيز مي‌كنيد، يعني برو در خانه‌ات بنشين و كاري به كار چيزي نداشته باش و با رانندگي نكردن پرهيز كن به اين كه به كوه نخوري و از دره پرتاپ نشوي، پرهيز از كوهنوردي كردن، حركت نكردن در خارزارها كه خارهاي مغيلان دامن شما را نگيرد، اين جور پرهيز است و اسلام اين را به شما توصيه نمي‌كند. بلكه مي‌گويد در سينه‌ي قضايا و واقعيت‌ها با حوادث روبرو بشويد و در عين حال پرهيز كنيد. مثل راننده‌اي كه رانندگي مي‌كند اما پرهيز هم مي‌كند و اين پرهيز همان است كه گفته شد. مراقبت كردن و مواظب خود بودن، پس كلمه‌ي پرهيز در اينجا يك كلمه‌اي است درست، منتها چون پرهيزگاران در ترجمه‌ي متقين زياد تكرار شده و در ذهن‌ها آن حساسيت لازم را به معنا برنمي‌انگيزد، من ترجيح دادم بگوئيد پرهيزمندان البته پرهيزمندان را هم چون جا نيفتاده اصرار ندارم بگوئيد، خود بنده آن سالهاي قديم تقوا را پروا گرفتن و پرواداشتن را معنا مي‌كردم، اما بعد فكر كردم ديدم عبارت پرواكاران و پروامندان يك عبارت نامأنوسي است و هيچ مصطلح نيست، يعني آن موسيقي‌ي لغت بايد بر گوش سنگيني نكند، بايد زيبا به گوش برسد تا رايج شود و اين يكي از رازهاي واژه گزيني است.

بنابراين : شما معناي تقوا را بدانيد: كه تقوا يعني: پرهيز در حال حركت و مراقبت در حال حركت، در ميدانها حركت بكنيد، اما مواظب باشيد! از اصطكاكها، از غلط رفتن راهها، از واردكردن ضايعه‌ها بخود يا ديگران و از تخطّي كردن از حدودي كه براي انسان معين كرده كه انسان را به گمراهي مي‌برد، چون جاده بسيار خطرناك و طولاني و ظلماني است.

اين ظلمات دنيا را مشاهده مي‌كنيد كه قدرت مادي گرچه گردوغباري امروز در دنيا برپا كرده؟ عربده مي‌كشند و تصميم‌گيري مي‌كنند و چه بسيار انسانهايي كه در اين راهها گمراه مي‌شوند. پس بايد مواظب بود! چقدر انسان امروز در دنيا حقانيت راههاي استكباري را در دلش قبول دارد؟ همين كه مي‌گويند افكار عمومي غرب اينگونه گفت همين تلاشي كه مي‌كنند تا افكار عمومي غرب را عليهيك مفهومي و يك حقيقتي برانگيزد اين براي چيست؟ براي همين است كه مي‌خواهند باورها انسانها را جلب كنند كه متأسفانه باور خيلي را جلي مي‌كنند و اين همان گمراهي پذيري راه حقيقت و راه زندگي است كه اگر يك ذره هشياري شان را از دست دادند گمراه خواهند شد، ولذا در اين راه تقوا لازم است اگر كسي اين تقوا را داشت، آن وقت قرآن او را هدايت كند، لكن اگر كسي اين تقوا را نداشت و همچنان چشم بسته، بزن و برو و بي‌توجه مستانه حركت كند، آيا قرآن مي‌تواند او را هدايت كند؟ ابداً ، هيچ سخن حقي اين چنين آدمي را نمي‌تواند هدايت كند! كسي كه گوش دل به هيچ چيز نمي‌دهد و هيچ حقيقتي را باور ندارد، وسرمست ودربست در اختيار شهوات خودش، يا شهوات ديگران دارد حركت مي‌كند. قران او را هدايت نخواهد كرد. بله قرآن يك ندايي هست، اما اين ندا هيچوقت به گوش آنها حساس نمي‌آيد. در قرآن يك تعبيري هست كه مي‌فرمايد : اولئك ينادون من مكان بعيد ( 44- فصلت ) و اين اشاره به همين آدمهاست مي‌گويد : آنها ندا داده مي‌شوند از راهي دور. شما گاهي يك آهنگي را از راه دور مي‌شنويد، مثلاً يك نفر خوشخواني يك نغمه بسيار زيبايي را با زير و بمهاي بسيار رقيق و لطيفي دارد مي‌خواند اما فرض كنيد از فاصله يك كيلومتري، صداي او مي‌آيد لكن چه مي‌گويد؟ اولاً معلوم نيست، چون لفظ شنيده نمي‌شود و فقط صدا شنيده مي‌شود، بعد همين صدا هم كه ظرافت‌هاي درونش بكار رفته اصلا فهميده نمي‌شود، مثل يك خطي كه بر ديوار رسم شده و شما آنرا از دور مي‌بينيد يك خط است اما وقتي نزديك مي‌رويد مي‌بينيد اين خط مثلاً يك ظرافت‌هايي درونش به كار رفته كه از دور نمي‌شود ديد، ولذا اين آدمها را قرآن مي‌گويد مثل اينكه از دور صدايشان مي‌زنند چيزي نمي شنوند پس بايد هشيار بود تا هدايت شد. اين مختصري از جلسه‌ي گذشته و، هدي للمتقين بود.

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

مقام معظم رهبری در جمع طلاب استان سمنان
موضوع: پنجشنبه 18 آبان1385 9:17 قبل از ظهر

مقام معظم رهبری در دیدار با علما ,فضلا‌, روحانیون و خواهران طلبه ,استان سمنان‌, بر نقش تعیین کننده روحانیت در مقاطع مهم تاریخ ایران تاکید کردند .
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلا‌می در دیدار با علما ,فضلا‌,
روحانیون و خواهران طلبه ,استان سمنان‌, استقلال و مردمی بودن را خصوصیت منحصر به فرد روحانیت شیعی برشمردند و تاکید کردند: تقویت ارتباط با مردم‌, افزایش قدرت فهم و تحلیل سیاسی ,حفظ قداست روحانیت‌,سلامت مالی و اخلاقی‌, ذی طلبگی‌,افزایش مهارتهای دینی برای پیروزی درمیدان پیکار جهانی اندیشه‌ها و مبارزه شجاعانه با خرافات از جمله وظایفی‌است که عمل به انها موجب حفظ جایگاه بی نظیر روحانیت و استمرار ویژگی‌های تاریخی ان خواهد شد.

حضرت ایت‌الله خامنه‌ای دراین دیدار که امشب برگزار شد, حفظ خصوصیت اصلی‌روحانیت شیعی یعنی استقلال و مردمی بودن را رمز دست یابی روحانیت به‌جایگاهی ممتاز و نقشی بی نظیر در تاریخ ایران و اوضاع امروز کشوردانستند و افزودند:برخلاف روحانیون ادیان دیگر, روحانیت شیعی فقط به‌مردم وابسته است و برای مردم و در خدمت مردم است که این پدیده بسیاربزرگ و مهمی است که باید حفظ و تقویت شود.

ایشان ارتباط عمیق و دو جانبه روحانیون با مردم را موجب پیشقدمی و تاثیر تعیین کننده روحانیت در مقاطع مهم تاریخ ایران از جمله مشروطه ومسئله ملی شدن نفت برشمردند و افزودند: استمرار ارتباط مستقیم روحانیت‌با همه قشرهای مردم با هر خاستگاه و موقعیت اجتماعی ,اقتصادی و سیاسی ,وظیفه‌ای کاملا جدی و موجب تقویت اعتماد مردم است که برای عمل به ان باید از نشست و برخاست با مردم به ویژه در مساجد و جلسات مذهبی ,بهره گرفت.

رهبر ا نقلاب اسلامی با تاکید بر لزوم ارتباط روحانیون با سیاست‌, به‌تلاشهای مستمر مراکز قدرت جهانی برای جدایی دین از سیاست اشاره کردند وافزودند: سیاسی بودن یک روحانی به معنای ورود به باندها و جناحهای سیاسی و الت دست شدن سیاست بازان نیست بلکه به معنای اگاهی سیاسی‌, برخورداری‌از قدرت تحلیل عمیق و بهره مندی از قدرت جهت یابی صحیح سیاسی است.

ایشان حفظ شان و قداست روحانیت را از دیگر وظایف مهم روحانیون و از شروط اساسی حفظ نقش و جایگاه بی دلیل روحانیت خواندند و افزودند:سلامت مالی‌و اخلاقی‌, قناعت‌, پرهیز از دنیا طلبی‌, حفظ ذی طلبگی و داشتن یک زندگی‌متوسط از جمله الزامات حفظ قداست روحانیت است.

حضرت ایت الله خامنه ای افزایش مهارتهای دینی را از دیگر الزامات‌روحانیت اصیل دانستند و خاطر نشان کردند: دنیای امروز, میدان تعارض‌فلسفه ها و افکار مختلف است و روحانیت باید برای حضور موثر در میدان پیکار جهانی اندیشه های گوناگون , از توان فکری کامل برخوردار باشد.

ایشان تهاجم فرهنگی را واقعیتی بسیارجدی برشمردند و افزودند:در دورانی‌که هجوم انبوه افکار مختلف در راهروهای اطلاعاتی جهانی‌, ذهن جوانان راهدف گرفته است‌, باید با شناخت افکار مهاجم و نیز شناخت جوانان‌, به مقابله صحیح با تهاجم فرهنگی پرداخت.

رهبر انقلاب اسلامی مبارز صریح ,جدی و شجاعانه با خرافات را از دیگر وظایف روحانیت خواندند و با اشاره به ادعای برخی اشخاص درباره ارتباط با امام زمان عج و ارتباط با غیب افزودند: روحانیت اگاه و اصیل باید برمبنای سیره پیامبر ص و روش علمای اسلام با اینگونه خرافات خطرناک/شجاعانه و بدون ملاحظه مقابله کند.

حضرت ایت‌الله خامنه‌ای در تبیین ضرورت با خرافات ,ازاد فکری و علاقنیت را مایه افتخار روحانیت شیعه دانستند و در پایان سخنانشان خاطر نشان‌کردند: شیعه با ازاد فکری و تکیه بر عقل و منطق و استدلال رشد کرده‌است و باید قدر این ویژگی را دانست و ان را دنبال کرد.

دراغاز این دیدار حجت الاسلام والمسلمین شاهچراغی نماینده ولی فقیه دراستان و امام جمعه سمنان در سخنانی اعلام کرد: شانزده حوزه علمیه دراستان سمنان فعالند و حدود 1500 روحانی و طلبه در انها مشغول تدریس وتحصیلند
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

مقام معظم رهبری در شهرستان سمنان
موضوع: چهارشنبه 17 آبان1385 6:26 بعد از ظهر

حضرت آیت الله خامنه ای پس از استقبال پرشکوه و به یاد ماندنی مردم سمنان، در جمع ده ها هزار نفر از مردم متدین و پر شور این شهر در ورزشگاه تختی حضور یافتند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم مردم سمنان و ضمن پاسخ به ابراز احساسات صمیمانه آنها تاکید کردند: پیروزهای پی در پی ملت عظیم و بزرگوار ایران در مقابل توطئه های 27 سال اخیر دشمنان، یک حادثه و اتفاق نیست بلکه فرایندی منطقی و معقول است که در پرتوی تلاش بی وقفه و کار متکی به ایمان خدا با قوت ادامه خواهد یافت.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: سرعت بخشیدن به سازندگی همه جانبه کشور و پیگیری شعارهای عدالت طلبانه انقلاب را از اولویت های کاری مسئولان نظام اعلام کردند و افزودند: تحقق این اهداف بزرگ، تلاش فراوانی می طلبد که در دولتهای قبلی آغاز شده و در دولت کنونی ادامه یافته است و ملت بزرگ و با فرهنگ ایران را از لحاظ شاخص های پیشرفت و توسعه، به مرحله خوبی رسانده که البته این روند باید با تلاش بیشتر، گسترده تر شود.
ایشان رویکرد مسئولان را منطبق با مبانی انقلاب خواندند و با اشاره به روحیه قوی و نگاه امیدوارانه ملت افزودند: درک حقوق هسته ای و پیگیری و پایداری بر این حق مسلم از نشانه های فهم تحسین برانگیز و روحیه و امیدواری ملی است چرا که ملت ایران می داند برخورداری از انرژی هسته ای از شاخص های بزرگ پیشرفت جهانی است و جمهوری اسلامی ایران نیز قادر است بدون اعتنا به دیگران و بدون دست دراز کردن به سوی دیگر کشورها این حق مسلم ملت را تامین می کند.
ایشان با اشاره به جنجال آمریکایی ها مبنی بر مخالفت جهانی با حقوق هسته ای ایران اظهار داشتند: علاوه بر ملتها بیش از 150 کشور در جنبش غیرمتعهدها، سازمان کنفرانس اسلامی و مجموعه های دیگر، طرفدار بر هم خوردن انحصار جهانی انرژی هسته ای هستند و ملت ایران را به علت پایداری شجاعانه در راه احقاق حقوق هسته ای خود تحسین می کنند و این نشان می دهد که اکثریت قاطع جهان، با تلاش چند کشور غربی در پایمال کردن حقوق ایران مخالفند.
حضرت آیت الله خامنه ای، استمرار روحیه قوی و تداوم امید ملی را زمینه ساز دستیابی ملت ایران به قله های پیشرفت و افتخار دانستند و با اشاره به 27 سال دشمنی صهیونیسم جهانی و استکبار آمریکایی با انقلاب اسلامی و ملت ایران افزودند: برخلاف تبلیغات و هیاهوی غربی ها، دشمنان ملت ایران از جمله آمریکا، امروز موقعیتی به مراتب ضعیف تر از 10 - پانزده سال قبل دارند که شکست آمریکایی ها در عراق، لبنان، فلسطین و افغانستان از جمله نشانه های این واقعیت است.
ایشان در تبیین موقعیت ضعیف آمریکایی ها در خاورمیانه خاطرنشان کردند: دولت آمریکا همه امکانات خود را به کار گرفت و حتی تشکیل دولت فلسطین را در ظاهر پذیرفت تا رژیم صهیونیستی از مواجهه با مردم فلسطین رهایی یابد، اما امروز دولتی در فلسطین روی کار آمده که دشمن صهیونیست را به رسمیت نمی شناسد و حاضر نیست با آن مذاکره کند که این امر حاکی از شکست صد در صد آمریکا در فلسطین است.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین و انفعال و موقعیت ضعیف آمریکا در مقابل مردم ایران به تلاش های پرهزینه و بی وقفه اما ناکام دشمنان ملت برای رویگردان شدن مردم ایران از امام راحل عظیم الشان، کمرنگ کردن ارزشهای دینی، ترویج فساد اخلاقی درجامعه جوان کشور، نفوذ در دولتها، فرقه گرایی و جنگ داخلی و متشنج کردن دانشگاه ها اشاره کردند و افزودند: هر کس درمی یابد که شکست های پی درپی و مستمر آمریکایی ها در مقابل ملت ایران و نظام اسلامی یک حادثه و اتفاق نیست، بلکه روندی معقول و متکی بر ایمان، هوشیاری، معرفت، شجاعت و زمان شناسی ملت بزرگ و رشید ایران است که همواره دشمنان اسلام و انقلاب را نا امید ساخته است و به فضل الهی از این پس نیز چنین خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی در تشریح وفاداری ملت به آرمانهای امام، علت محبوبیت مردمی رئیس جمهور را تکرار و پیگیری شعارهای امام خمینی (ره) دانستند و افزودند: مردم در هر نقطه کشور به کسانی اعتماد می کنند که به دین، انقلاب و امام علاقه بیشتری داشته باشد و این واقعیت از دلایل محکم شکست آمریکا در کمرنگ کردن راه و آرمان امام در میان ملت ایران است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به استقبال ملتهای جهان بویژه ملتهای مسلمان از اهداف و شعارهای انقلاب اسلامی افزودند: ملت ایران انقلاب خود را حقیقتا صادر کرده و راه پرافتخار خود را با قدرت، نشاط، تلاش و تکیه بر نسل جوان، فرزانه و آگاه کشور ادامه می دهد و دنیای استکبار نیز مجبور به عقب نشینی در مقابل این ملت بزرگ است.
ایشان با تاکید بر لزوم درس آموزی از پیروزی های مستمر ملت ایران در مقابل استکبار افزودند: تامل در این پیروزی ها نشان می دهد تلاش و کار متکی بر ایمان و امید، رمز موفقیت ملت است و همه قشرها، اعم از جوانان، دانشجوان، کارگران، روحانیون، فعالان صنعتی  و کشاورزی، صاحبان سرمایه و فعالان سیاسی و اجتماعی باید بر مبنای وظایف و مسئولیت های خود، کار و تلاش بی وقفه را دنبال کنند و با قدرشناسی وحدت ملی موجود در جامعه و حفظ و تقویت آن، حرکت عمومی کشور را به سمت اهداف انقلاب و مردم سرعت دهند.
حضرت آیت الله خامنه ای، عملکرد ملت ایران را موجب افشای بسیاری از شعارهای دروغین غرب از جمله در زمینه حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و دموکراسی خواندند و خاطرنشان کردند: ملت ایران نشان داد که مردم سالاری دینی، دموکراسی واقعی است چرا که در این نوع مردم سالاری برخلاف حزب بازیهای جاری در غرب، این مردم هستند که با شناخت و تشخیص و رای خود، مسئولان را سر کار می آورند و سرنوشت کشور را تعیین می کنند.
ایشان وحدت ملی، دینداری، نشاط ملی و به ویژه جوانان پرشور کشور را جزو نعمات بزرگ الهی برشمردند و افزودند: باید قدر این نعمت های الهی را دانست و از آنها برای پیشرفت کشور بهره برد.
حضرت آیت الله خامنه ای دشمنان ملت ایران را به درس آموزی از تجربه ناکام مقابله با جمهوری اسلامی توصیه کردند و افزودند: سلطه گران جهانی باید این نکته را درک کنند که قرن بیست و یکم برخلاف قرن 19 و 20، دوران شکسته شدن طلسم سیاست های استعماری و قرن "معنویت، استقلال و بازگشت ملتها به هویت و اصالت ملی" است و هر قدرتی در مقابل این واقعیت بایستد شکست خواهد خورد.
ایشان در همین زمینه افزودند: مردم آمریکا نیز مثل هر ملت دیگر حق دارند زندگی خوبی داشته باشند که این هدف باید با تلاش داخلی آنها محقق شود و دولت این کشور خود را صاحب مناطق حساس جهان ازجمله خلیج فارس نداند.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان به تبیین اهمیت انتخابات مجلس خبرگان و شوراها پرداختند.
ایشان اصل حضور مردم در هر انتخابات را مهم دانستند و افزودند: انتخابات مجلس خبرگان، در حقیقت نوعی پشتوانه و ذخیره سازی برای آینده ملت و کشور است و مجلس خبرگان باید همیشه آماده باشد و به همین علت انتخابات آن بسیار مهم است.
حضرت آیت الله خامنه ای، انتخابات شوراها را نیز به علت تاثیرگذاری شوراها در روند زندگی روزمره مردم شهرها و روستاها مهم برشمردند و افزودند: اگر در این انتخابات انسانهای صالح، کارآمد، با نشاط،  مومن، نجیب و امین به شوراها بروند خیال مردم از لحاظ مسائل جاری و روزمره مردم راحت خواهد شد بنابراین مردم باید با آرای خود به میدان انتخابات بیایند.
حضرت آیت الله خامنه ای در زمینه انتخابات، اتحاد موجود در کشور را مهم خواندند و با اشاره به لزوم افزایش ظرفیت تحمل طرف مقابل و پرهیز از بهانه گیری و طرح ایرادهای کوچک افزودند: این گونه برخوردها و ایرادگیری ها، فضای سیاسی جامعه را نامطلوب می سازد و باید از آن پرهیز کرد.
ایشان در بخش دیگری از سخنانشان، تدوین و دانش پژوهی را دو شاخص اصلی مردم استان سمنان برشمردند و خاطرنشان کردند: مردم فهیم این استان، علاوه بر برخورداری تاریخی از فرهنگ غنی اسلامی ایرانی، از ویژگی هایی نظیر هوش و استعداد وافر، حضور در میدان مختلف انقلاب خلقیات نیکو و عمل صالح بهره مندند که این مسئله، استان سمنان را جزو استانهای پیشرو کشور درآورده است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تشکر از استقبال گرم و احساسات پرشور مردم سمنان افزودند: هدف از سفر به استانهای مختلف، آشنایی بیشتر با زیبایی های معنوی و افکار و عقاید مردم سراسر کشور، ابراز ارادت به آنها و نیز جلب توجه مسئولان کشور به مسائل و مشکلات مناطق کشور است.
ایشان با ابراز خرسندی فراوان از سفرهای رئیس جمهور و هیات دولت به استانهای مختلف کشور افزودند: خوشبختانه در پرتو این سفرها، یکی از آرزوهای دیرینه رهبری یعنی جلب توجه مسئولان به مسائل مناطق مختلف، برآورده شده است و نشاط و تحرک دولت، روند تحقق اهداف نظام را سرعت بخشیده است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پیشرفت های استان سمنان پس از پیروزی انقلاب افزودند: این استان، همچنان زمینه های فراوانی برای توسعه و آبادانی دارد که امیدواریم با استفاده از استعدادهای انسانی و طبیعی استان، روند پیشرفت آن، روز به روز سرعت بیشتری یابد.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت الاسلام شاهچراغی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه سمنان به ایشان خوش آمد گفت.

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

یقین
موضوع: سه شنبه 16 آبان1385 10:22 قبل از ظهر
‏٧. براي مقابله با شبهات و رسيدن به يقيني كه هيچ شكي نتواند در آن ‏خللي ايجاد كند غير از راه مطالعه و تحقيق چه راهي را پيشنهاد مي‌كنيد‎.‎
تحقيق و مطالعه پنجاه درصد راه است. پنجاه درصد ما بقي بستگي به عمل ‏انسان دارد. يعني انسان بايد هم محقق باشد هم متحقق. محقق كسي است كه از ‏نظر علمي عميقاً تحقيق نموده و مطالب را براي خود حل نموده است ولي متحقق ‏كسي است كه آنچه را فهميده باور كرده و برابر آن عمل مي‌كند. اگر كسي عالم محض ‏بود يعني حرف‌هاي خيلي متقن و محكم داشت ولي ايمان نداشت، به علوم خود باور ‏نداشت، اهل عمل به حقايقي كه برايش مكشوف شده نبود، كم كم دُچار شك و شبهه ‏مي‌شود.‏
خداوند درباره‎ ‎فرعون تعبير لطيفي دارد، مي‌فرمايد: ”وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها ‏اَنْفُسُهُمْ ظُلْماً“(١) موساي كليم هم طبق آيات قرآن به فرعون فرمود: ”لَقَدْ عَلِمْتَ ما ‏اَنْزَلَ هؤلاءِ إلاّ ربُّ السَّمواتِ والأرض“(٢) تو مي‌داني كه اين‌ها را كسي نفرستاده به جز ‏خداي آسمان‌ها و زمين، ولي باور نداشت‎.‎
ما يك فهم داريم يك باور، فهم در اختيار ما نيست ولي باور در اختيار ماست. يعني ‏اگر فكر كرديم، درس خوانديم و مطالعاتي انجام داديم علمي براي ما حاصل مي‌شود و ‏از اين به بعد نمي‌توانيم بگوييم من نمي‌خواهم بفهمم.‏
اراده در فهم دخيل نيست امّا در باور دخيل است. يعني انسان بعد از آن‌كه چيزي ‏را فهميد مي‌تواند باور كند و مي‌تواند باور نكند، مي‌تواند گردن بنهد يا ننهد. گاهي دو نفر ‏با هم بحث مي‌كنند و با اين‌كه يكي براي ديگر حق را روشن مي‌كند ولي اين شخص زير ‏بار نمي‌رود يعني نفس به قدري شرور است كه مي‌تواند در برابر ٤=٢×٢ بايستد و ‏بگويد من باور نمي‌كنم با اين‌كه فهميده است‎.‎
براي اين‌كه به ويروس دروني «شك و شبهه» مبتلا نشويم بايد آن چه را ‏فهميده‌ايم باور و عمل كنيم. تا عمل در كار نباشد يقين حاصل نمي‌شود.‏
براي نجات از گزند شبهه، بهترين راه اين است كه هرچه را فهميديم عمل كنيم و ‏باور كنيم و پا روي نفس بگذاريم‎.‎
‏…………………………………………………………………………‏
‏(١) سوره‎ ‎نمل، آيه‎ ١٤.‎
‏(٢) سوره‎ ‎اسراء، آيه‎ ١٠٢.‎
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

رقت قلب
موضوع: سه شنبه 16 آبان1385 10:14 قبل از ظهر
‏٢. راه‌هاي رقّت قلب چيست؟
رقّت قلب داريم و ضعف قلب، ممكن است كسي بگويد من در مدت عمرم يك ‏گوسفند را سر نبريده‌ام يا مرغي را نديده‌ام كه سر ببرند، اين رقّت قلب نيست بلكه ‏ضعف نفس است. زيرا همين شخص كه مي‌گويد من تحمل ديدن گوسفند ذبح شده را ‏ندارم وقتي كباب گوسفند را مي‌خورد و بوي كباب به مشام فقرا مي‌رسد بي‌خيال ‏است و قلبش تكان نمي‌خورد و به فكر آنها نيست. رقّت قلب و عاطفه از فضائل انساني ‏است در حالي كه ضعف نفس فضيلت نيست. راهي كه انسان با طيّ آن برابر دستورات ‏الهي خدمتي به خلق خدا انجام مي‌دهد رقّت قلب است و آن راهي كه با دستورات ‏الهي برابر نيست، ضعف نفس است.‏
رقيق القلب بودن اين است كه انسان وقتي فقيري را ديد واقعاً متأثر بشود، از ‏قيامت و دوزخ كه گفته مي‌شود، از نابساماني وضع يك عده‌اي واقعاً متأثر بشود، اين را ‏مي‌گويند رقّت قلب. راه رقّت قلب هم گناه نكردن است. از حضرت علي(عليه السّلام) ‏روايت شده است: «ما جَفّتِ الدّمُوع إلاّ لِقَسوَةِ القُلُوب وَ ما قَسّتِ القُلُوبُ إلاّ لِكَثْرَةِ ‏الذّنُوب»(١).‏
چشم‌ها گرفتار خشكي نمي‌شود مگر در اثر قساوت قلب، و قلب گرفتار قساوت ‏نمي‌شود مگر در اثر گناه زياد.‏
‏…………………………………………………………………………‏
‏(١) بحار، ج ٧٠، ص ٥٥‏‎.
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

دیدن صور برزخی(علامه طباطبائی)
موضوع: جمعه 12 آبان1385 6:51 قبل از ظهر

علامه گاهی که مجلس را مناسب می دید و احساس می کرد حاضرین آن جلسه که معمولاً از شاگردان خواصش بودند و قدرت و توانایی درک مسائل غیبی را دارند برخی از جریانات و به اصطلاح مکاشفات خود را با عفت خاصی که از ویژگی های برجسته او بود، بازگو می کرد.

شهید مطهری هم به این واقعیت اشاره کرده و خاطر نشان ساخته که علامه طباطبایی مسائل غیبی را که مشاهده آن برای افراد عادی دشوار است می دیده اند.
علامه حسن زاده آملی در این باره می نویسد:
علامه طباطبایی در مسیر عرفان عملی دارای چشم برزخی بودند و افراد را به صورت ملکوتیشان می دیدند و برای بنده بارها پیش آمد و در محضر علامه طباطبایی شواهدی دراین باره [ چشم برزخی] دارم... بنده وقتی به خدمت آیت الله محمد تقی آملی(ره) تشرف حاصل کردم... ایشان فرمودند که ما وقتی در نجف بودیم در همان وقت، آقای طباطبایی، دارای مکاشفات عجیب و شگفتی بود.

علامه طباطبایی در زمینه مکاشفات خود حکایت می کند که:
« ... من در نجف که بودم، هزینه زندگی ام از تبریز می رسید، دو سه ماه تأخیر افتاد و هر چه پس انداز داشتم خرج کردم و کارم به استیصال کشید.
 روزی در منزل نشسته بودم و کتابم روی میز بود، مطالب هم خیلی باریک و حساس بود، دقیق شده بودم در درک این مطالب، ناگهان فکر رزق و روزی و مخارج زندگی افکار مرا پاره کرد و با خود گفتم تا کی می توانی بدون پول زندگی کنی؟
به محض اینکه مطلب علمی کنار رفته و این فکر [ تهیه رزق و روزی] به نظرم رسید، شنیدم که، کسی محکم در خانه را می کوبد، پاشدم رفتم، در را باز کردم و با مردی روبه رو شدم، که دارای محاسن حنایی و قد بلند و دستاری بر سر بسته بود که، نه شبیه عمامه بود و نه شبیه مولوی، دستار خاصی بود، با فرم مخصوص به محض اینکه در باز شد، ایشان به من سلام کرد و گفتم: علیکم السلام
 گفت: من شاه حسین ولیّ هستم، خدای تبارک و تعالی می فرماید:
در این هجده سال (از سالی که معمم شدم و به لباس خدمتگزاری دین درآمدم) کی تو را گرسنه گذاشتم که، درس و مطالعه را رها کردی و به فکر روزی افتادی، خداحافظ شما!
 در را بستم و آمدم، پشت میز مطالعه، آن وقت تازه سرم را از روی دستم برداشتم، در نتیجه سؤالی برای من پیش آمد و اینکه آیا من با پاهایم رفتم دم در و برگشتم؟!
اگر اینجور بود، پس چرا الآن سرم را از روی دستم برداشتم؟! و یا خواب بودم، ولی اطمینان داشتم که، خواب نبودم، بیدار بودم، معلوم شد که، یک « حالت کشفی » برای من رخ داده بود. »

نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |

پیامبر اکرم و اهل بیت بزرگترین کلمه خدا(در محضر ایت الله جوادی املی)
موضوع: پنجشنبه 11 آبان1385 5:18 بعد از ظهر
برجسته‌ترين و بزرگ‌ترين كلمه‌ي‌ خدا در همه‌ي‌ آفرينش، وجود گرامي خاتم الأنبيا (صلي الله عليه و آله و سلم) و اهل بيت اوست و روايات فراواني بر اين حقيقت، دلالت دارد كه تنها به دو مورد بسنده مي‌شود:
1. ميثم تمار نقل مي‌كند كه پيكي از سوي معاويه در كوفه به محضر امير مؤمنان (عليه‌السلام) رسيد و در اثناي سخن، معاويه را شايسته‌تر از حضرت علي بن ابي‌طالب (عليه‌السلام) نسبت به مقام امامت خواند. امير مؤمنان فرمان داد تا مردم را به اجتماع دعوت كنم و پس از چندي مسجد جامع كوفه، مملو از جمعيت شد؛ آنگاه حضرت علي بن ابي‌طالب (عليه‌السلام) لب به سخن گشود و پس از بيان مطالبي با اشاره به ويژگي‌هاي امامت، چنين فرمود: "و الله لايكون الإمام إماماً حتي يحيى الموتي أو ينزّل من السماء مطراً أو يأتى بما يشاكل ذلك مما يعجز عنه غيره"(1)؛ "به خدا سوگند، تنها كسي مي‌تواند امام باشد كه (به اذن خدا) مردگان را زنده نمايد يا از آسمان باران بباراند يا ديگر معجزاتي كه همگان از انجام آن ناتوان باشند، ارائه نمايد".
سپس خطاب به جمعيت فرمود: ميان شما هستند كساني كه به جايگاه بلند من آگاهند و يقين دارند كه من آيه‌ي‌ جاويد خداوند و كلمه‌ي‌ تامّ الهي و حجّت بالغ خداي سبحانم؛ "و فيكم من يعلم أنّى الآية الباقية و الكلمة التامّة و الحجة البالغة".(2) آنگاه ميثم تمار به معجزات شگفت‌انگيزي اشاره مي‌كند كه در همان مجلس توسط حضرت امير مؤمنان (عليه‌السلام) صورت پذيرفت و پس از آن، امام (عليه‌السلام) دوباره بر منبر قرار گرفتند و خطبه‌ي‌ معروف شقشقيه را ايراد فرمودند.
براساس اين حديث، رسول خدا و اهل بيت او (عليهم‌السلام) نه تنها كلمات الله، بلكه كلمات تامّات خداي سبحان هستند.
2. يحيي بن اكثم از امام علي بن موسي الرّضا (عليه‌السلام)، تفسير اين آيه را طلب كرد: "و لَو أنّمَا في الأرض من شجرةٍ أقلـمٌ و البحر يمدُّه من بعده سبعةُ أبحُر ما نفدت كلمت الله إن الله عزيزٌ حكيمٌ"(3) و امام رضا (عليه‌السلام) نام هفت دريا را كه مورد اشاره‌ي‌ آيه است، بيان داشتند و سپس فرمودند: ما آن كلماتي هستيم كه اگر هفت دريا مركّبِ شمارش آن‌ها شود، هرگز به شمارش نيايند و اوج فضايل آن‌ها آشكار نگردد؛ "و نحن الكلمات التى لاتدرك فضائلها و لاتستقصي".(4)

1 ـ بحار، ج 54، ص 344، ح 36.
2 ـ همان.
3 ـ سوره‌ي‌ لقمان، آيه‌ي‌ 27.
4 ـ بحار، ج 4، ص 151، ح 3.
مأخذ: (تفسير موضوعي، ج 15، ص 253)
نوشته شده توسط حميد رضا ويژه(فانی) | لینک ثابت |



hrvizheh.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati